vker_69's Reading List
65 stories
Straight, Until I Met You (پایان یافته) by ikigaivkk
ikigaivkk
  • WpView
    Reads 27,106
  • WpVote
    Votes 2,777
  • WpPart
    Parts 25
"-من تا حالا هیچ پسری رو نبوسیدم، ولی چرا لب های تو انقدر بوسیدنی به نظر میاد؟" جونگکوک هموفوبیِ که به شدت از پسرای همجنسگرا متنفره، حالا چی میشه اگه مجبور بشه با تهیونگی که وانمود به گی بودن میکنه، هم گروهی بشه و به اجبار باهاش همکاری کنه. name: Straight, Until I Met You. Couple: KookV. Psychology, Romance, smut. T.m: @ikigaivk
RED HOUR | VKOOK ✔️ by DewXan
DewXan
  • WpView
    Reads 77,794
  • WpVote
    Votes 5,825
  • WpPart
    Parts 39
"تو مال منی، جونگ‌کوک. فقط مال من. هیچ‌کس نمی‌تونه بین ما فاصله بندازه. حتی خودت، عزیز دلم ." «با شیطان معامله می‌کنم تا روح جونگ‌کوک رو برای همیشه به روح خودم بند کنم، طوری که دیگه هیچ‌وقت نتونه ازم دور بشه.» -- جئون جونگ‌کوک تصمیم می‌گیره به گذشته سفر کنه تا جلوی شکل‌گیری سازمان مافیایی‌ای رو بگیره که خانواده‌ش رو ازش گرفته. تنها راه نجات خانوادش، پیدا کردن رهبر این سازمان و کشتنش قبل از شکل‌گیری مافیاست. اما چیزی که نمی‌دونه اینه که خودش قراره اسیر علاقه ی بیمار گونه و مرگباری بشه. علاقه ای که از همون مردی شروع میشه که برای کشتنش به گذشته رفته‼️ #Dark 🥇 #Dark romance 🥇
GaStraight by KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    Reads 31,693
  • WpVote
    Votes 3,910
  • WpPart
    Parts 7
زندگی جونگ‌کوک تا قبل از پیاده شدن کیم تهیونگ از اون هواپیمای کذایی، معنای واقعی کلمه‌ی «ایده‌آل» بود. یعنی درست قبل از اینکه مجبور بشه مابین اونهمه درس و دوندگی برای پروژه‌ی دکتریش، میزبانی تهیونگی رو بکنه که معتقد بود پشت آفرینشش هدفی جز پرستش و به فاک دادن جئون جونگ‌کوک وجود نداره. به فاک دادن کی؟ جئون جونگ‌کوکی که به استریت بودن خودش بیش‌تر از تاریک بودن شب‌ها باور داشت. ‌ ‌*** - بعضی وقتا حس می‌کنم بهم آلرژی داری که این‌جوری ازم در می‌ری. جونگ‌کوک برای خودش چای ریخت و در همون حال با آرامش جواب داد: - ندارم. - پس چرا بهم نمی‌دی؟ ‌ ‌🦖🐰🦖🐰🦖🐰🦖 Couple: VKook Genre: Fluff, Romance, Smut Written By: Kuro
Red Line ( خط قرمز ) by oohmira_
oohmira_
  • WpView
    Reads 5,579
  • WpVote
    Votes 621
  • WpPart
    Parts 11
کیم تهیونگ هیچ‌وقت این فکر رو نمی‌کرد که یک صبح ساده‌ی دوشنبه، زندگی‌ش رو عوض کنه. وقتی برادر کوچک‌ترش، ته‌جون، ازش خواست که به مدرسه برسوندش، تهیونگ با ناظم جوون و خوش‌تیپ مدرسه، یعنی جئون جونگکوک رو به رو شد. یک نگاه کوتاه کافی بود تا قلب تهیونگ رو به تپش بندازه. اما وقتی ته‌جون بهش گفت که آقای ناظم متأهل هستش، امید تهیونگ از بین می‌ره. ولی حقیقت اون چیزی که فکر می‌کردن، نبود. couple: kookv genre: comedy, smut, romance, school, au part: 10 ~WARNING: Sexual contact 🔞
I WISH - TAEKOOK  by Moonlike_Rmy
Moonlike_Rmy
  • WpView
    Reads 102,772
  • WpVote
    Votes 15,732
  • WpPart
    Parts 35
I Wish 2 (سِری دوم) [سِری اول با سِری دوم مرتبط نیست] خلاصه: همه‌ی ما تو دوران کودکی آرزوهای بزرگ و کوچیک زیادی داشتیم، یونبین ۸ ساله هم آرزوهای زیادی داشت، اما وقتی نویسنده تصمیم گرفت بلای آسمونی رو دوباره نازل کنه فهمید باید بیخیال تمام آرزوهای کوچیکش بشه و با یک آرزوی گنده طلسم نویسنده رو بشکونه. 👪🫂🎂🌈🏠🎒🐾 کاپل: تهکوک نویسنده: moonlike_Rmy ژانر: خانوادگی- برشی از زندگی - کمی فلاف🤔 شاید هم رمنس😃 اگر خدا بخواهد اسمات😐 زمان آپ: اتمام یافته
Runaway bat ᴷᵒᵒᵏᵛ by isthatyou
isthatyou
  • WpView
    Reads 71,148
  • WpVote
    Votes 9,815
  • WpPart
    Parts 32
-از جئون ها دور بمون و از جئون جونگکوک فرار کن- وقتی تهیونگ به دنیا اومد، پدرش این جمله رو مثل آیه توی گوشش زمزمه کرد. اولین کلمه ی تهیونگ، فحشی به جئون ها بود. قانون طبیعت، قانون کیم‌ها، ملزم می‌کرد که این دو خانواده برای همیشه باهم دشمن باشند. تهیونگ اینو می‌دونست، اما جونگکوک همیشه اجازه میداد شات خون اضافه‌اش رو بخوره. همه ی قوانین لایق پیروی هستن؟ name: Runaway bat Genre: Hybrid,Romance,Action,Angst،fluff couple:kookv ⚠️ warning: family problems,age gap
«𝐂𝐎𝐍𝐒𝐔𝐌𝐄𝐑|مصرف‌کننده✔» by Mtt_12
Mtt_12
  • WpView
    Reads 92,605
  • WpVote
    Votes 10,299
  • WpPart
    Parts 38
[ پایان یافته⛔] 𝐅𝐢𝐜 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐂𝐨𝐧𝐬𝐮𝐦𝐞🥃 𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫: 𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬، 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚، 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐬𝐭، 𝐑𝐨𝐦𝐞𝐧𝐜𝐞, 𝐩.𝐥 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐬𝐦𝐮𝐭🔞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯🧑‍🤝‍🧑 𝐔𝐩𝐓𝐢𝐦𝐞:- 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: _𝐑𝐞𝐝𝐐𝐮𝐞𝐞𝐧⚜️
Unknown Heir (VKook) by armyyon
armyyon
  • WpView
    Reads 437,859
  • WpVote
    Votes 44,114
  • WpPart
    Parts 36
کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: یونمین«جیمین تاپ»، سکرت. خلاصه: جونگ کوک سال ها پیش حافظه‌ش رو به همراه پدر و مادرش از دست میده و کنار داییش و پسر داییش یونگی زندگی نرمال و به دور از هیجان و خونریزی ای داره. اما چی میشه که همون خاطرات فراموش شده باعث بشه فردی به اسم کیم تهیونگ وارد زندگیش بشه و زندگی نرمالش رو نابود کنه؟ ژانرها: عاشقانه، مافیایی، کمدی، ازدواج اجباری، اسمات، معمایی، جنایی و اکشن. Start : 03/03/26 End: 03/07/18 *** بخش هایی از فیک: VKook جونگ کوک با حرص داد زد. _ چی میخوای؟! چی از جونم میخوای؟! سمتش قدم برداشت. _ همونی رو که بابا جونت برات به ارث گذاشته. * _ نمیدونم چرا من رو آوردی اینجا و دنبال چی هستی... اما من یه پرنده نیستم که توی قفس زندانیم کنی، من عین ماهیم... دائم از لای دستات سر میخورم. تهیونگ بدون اینکه بچرخه، با صدا پوزخند زد. کمی سر چرخوند. _ پس چطوره نفست رو بگیرم ماهی کوچولو؟ YoonMin _ آره دارم تمومش میکنم، اما نه فقط بخاطر خودم، بخاطر خودمون، بخاطر جون پسری که هیچی نمیدونه و هنوز غرق تاریکی این دنیا نشده. با خشم و بغض فریاد زد. _ دلیل زنده بودنت... همینه که همه میدونن معشوقه منی! Rankings: 🥇Mafia 🥇Bts 🥇Action 🥇Fic 🥇Mystery 🥈Jungkook 🥈Persian 🥈Fiction وضعیت: اتمام یافته✨ نویسنده: DESA🐝
° ᴍɪ ᴘᴀᴢ ° (kookv - vkook) by rira_drk
rira_drk
  • WpView
    Reads 641,422
  • WpVote
    Votes 59,108
  • WpPart
    Parts 44
[complete] + "اسپانیایی ها یه اصطلاح دارن، بهش میگن 'mi paz'... به معنی آرامش ابدی... وقتی حس می‌کنی یه نفر برای تمام عمرت کافیه و می‌تونه تا پایان زندگیت برات یه آرامشی ابدی باشه...و تو... تو "می پاز" منی تهیونگ." + "مهم نیست الهه ی ماهِ لعنتی تو رو به عنوان جفت خواهرم درنظر گرفته... من تو رو به هیچ کسی نمی‌دم ته..." " تو سهم من از آرامشی :) " .. « کاپل : کوکوی - ویکوک (ورس) » « ژانر : رمنس، امگاورس، اسمات »
𝙈𝙮 𝘾𝙤𝙢𝙢𝙖𝙣𝙙𝙚𝙧 •𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠• by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 678,968
  • WpVote
    Votes 54,337
  • WpPart
    Parts 88
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐘 𝐂𝐎𝐌𝐌𝐀𝐍𝐃𝐄𝐑🔞 [Completed] «جونگ‌کوک، سربازی که دو ماه به پایان خدمتش مونده و فکر می‌کنه که می‌تونه به آسونی سربازیش رو تموم کنه؛ اما با انتقال فرمانده‌ی جدید به پادگانشون، تمام معادلاتش به‌هم می‌ریزه.» - اگه این‌قدر علاقه به مردن داری... می‌تونم زودتر از این تمرین‌های کشنده دخلت رو بیارم! جونگ‌کوک که گونه و چونه‌اش توی دست بزرگ فرمانده‌اش تحت فشار بود، ناله‌ی آرومی کرد و جوابش رو داد: - آه...فرمانده... این‌قدر دوست داری من رو با دست‌های خودت بکشی؟ تهیونگ نیشخندی زد و با ول‌کردن چونه‌اش؛ انگشت شستش رو سمت زخم ابروی سربازش برد و نوازشش کرد. - تو این مدت... جز کشتنت به چیز دیگه‌ای فکر نکردم! «اتمام یافته» ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ژانر⤟سربازی-رومنس-اسمات-اکشن-انگست