VK-Cheri
در زمانی که همهی داستانها در ستایش برندگان گفته میشد، چه کسی گوشش را به داستان بازندهها میسپرد؟
جونگ کوک، پسر نوزده سالهای که با رها کردن هرآنچه داشت وارد دنیای بازندگان شد؛ اما با آشناییاش با کیم تهیونگ، مردی که هیچگاه رویایش را نیافته بود، راه جدیدی مقابل چشمانش قرار گرفت.
هیچکدام طعم لذت را نچشیده بودند و حالا نخ سرنوشتشان در هم گره میخورد تا داستانی تازه را رقم بزند.
---
جونگکوک نگاهش را به زمین یخی مقابلش دوخت و گفت: «من همه تلاشم رو کردم. هرچند بدنم داشت کم میآورد، اما باز هم ادامه دادم؛ و در نهایت، بهم گفتن حتی کافی نبودم!»
مرد، تن نحیف پسرک را در آغوش کشید تا تسکینی برای لرزش بدنش باشه و کنار گوشش لب زد:«گاهی کافی بودن درد بیشتری داره اگر بفهمی چیزی که براش نفس میکشیدی متعلق به تو نبوده. شاید ما برای کافی نبودن به دنیا اومدیم؛ چون درد از دست دادن، بدتر از بهدست نیاوردنه.»
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 , 𝑯𝒐𝒑𝒎𝒊𝒏
𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 , 𝒔𝒍𝒊𝒄𝒆 𝒐𝒇 𝒍𝒊𝒇𝒆 , 𝒂𝒏𝒈𝒔𝒕 , 𝒔𝒎𝒖𝒕
𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑽𝑲-𝑪𝒉𝒆𝒓𝒊