Favorite
28 stories
mi.. sin♡[Kookv]  tarafından kianankouiin
kianankouiin
  • WpView
    OKUNANLAR 399,157
  • WpVote
    Oylar 33,521
  • WpPart
    Bölümler 55
~♡~ -ژنرال؟ هدف، موقعیت درجه‌ات یا... دوردونه‌ات؟ -شده قانون هم دور میزنم ولی..! از دور دونم نمیگذرم. ـــــــــــــــــــــــــــ بخشی از داستان: «میگی که تموم رفتارات علاقه‌است از روی دوست داشتنه! ولی چرا حتی یکبار بهم نگفتی[دوستت دارم]؟» «حق نداری بدون من نفس بکشی» «من تو عمرم فقط تورو دوست داشتم، دارم، خواهم داشت» «تو بودی خیانت کردی... نابود کردن من انقدر برات راحته؟» «برای داشتن به آغوش کشیدن عطرت.. کُشتن که هیچی! کل دنیارو به آتیش میکشم!» ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ _برمیگرده! دوردونه ماله منه! مال من.. گفته بودم اگه کسی به اموالم دست بزنه.. با خونش زمین رو نقاشی میکنم! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ☆پایان یافته+افتر استوری☆ Kookv♡ ••GENRE:romance _harsh _Samt _fluff _infatuation_amperg.
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ tarafından meral_writ
meral_writ
  • WpView
    OKUNANLAR 217,944
  • WpVote
    Oylar 26,090
  • WpPart
    Bölümler 68
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
ShipWreck [KookV] tarafından Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    OKUNANLAR 36,070
  • WpVote
    Oylar 5,295
  • WpPart
    Bölümler 22
"عاشق شدن مثل غرق شدن کشتی می‌مونه و دلم نمی‌خواد ببینم که امواج دریا تو رو توی خودش غرق می‌کنه." - - تهیونگ محقق باهوشیه که چند ساله داره روی دارویی برای درمان یک بیماری صعب‌العلاج کار می‌کنه؛ بیماری‌ای که گرگینه‌ها ازش در امان هستن. مطالعه‌ی تهیونگ روی ژن گرگ‌ها می‌تونه کلید ساخت داروی جدید باشه. زمانی که با تیمش برای تحقیق به یکی از آخرین جنگل‌های زندگی گرگینه‌ها میره، با استقبال خوبی مواجه نمی‌شه و از شانس بدش به کمک وارث پک یعنی جئون جونگکوک نیاز داره؛ آلفای خون خالصی که دل خوشی از انسان‌ها نداره. Name: ShipWreck Couple: KookV Genre: Omegaverse, Drama, Romance, Smut. Author: Inakkum Translator: Yasi Up: Thursday CREDIT to the rightful owner. This story is not mine. I'm just a translator.
The Lost in the Winter ∥ گمشده در زمستان {VKook, HopeMin} tarafından LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    OKUNANLAR 98,225
  • WpVote
    Oylar 14,245
  • WpPart
    Bölümler 36
🔴 #Full 🔴 جونگ‌کوک، پسری که برای هیچ‌کس هنوز پیدا نیست که اژدهایی درون وجودش داره یا نه، کوچکترین پسر خاندان سلطنتی دایاست؛ سرزمینی که سال‌هاست نیمی از رنگ سرسبز خودش رو به سپیدی زمستان سپرده. حالا جونگ‌کوک برای تشخیص هویت واقعی خودش، مجبوره ممنوعه‌ترین قانون سلطنت دایا رو زیر پا بذاره و از مرز زمستانی عبور کنه؛ جایی که قلمرو منفورترین و ترسناک‌ترین موجود هفت‌آسمانه: تهیونگ، پادشاه مرز زمستانی. - اسمت چیه؟ - اسم؟ من خیلی وقته که دیگه اسمم یادم نمیاد. - چطور می‌شه؟ مگه ممکنه؟ - ممکنه. اگر مدت زیادی کسی اسمت رو صدا نکرده باشه. ༺ Liberté Novels ༻ Name: The Lost in the Winter نام داستان: گمشده در زمستان Couple: VKook, HopeMin کاپل‌ها: ویکوک، هوپمین Romance, Smut, Hybrid, Fantasy عاشقانه، اسمات، هایبرید، فانتزی ■ A MiniNovel By Nella ■
𝘐𝘮𝘱𝘰𝘴𝘴𝘪𝘣𝘭𝘦 || KookV tarafından yamiic3
yamiic3
  • WpView
    OKUNANLAR 520,403
  • WpVote
    Oylar 62,036
  • WpPart
    Bölümler 57
「پایان یافته」 چشم های لرزون و خیس از اشکش رو باز کرد و با صدایی آرومی که می‌شد فریاد ترس رو شنید، سکوت جنگل رو شکست: _خواهش.. م-میکنم... ن-نزدیکم نشو! اما تنها چیزی که اتفاق افتاد نزدیک شدن اون گرگ عظیم‌الجثه بود. می‌تونست قسم بخوره بازدم داغش تمام صورتش رو سوزنده بود. قطره‌ای اشک از گوشه چشم‌هاش پر کشید و به سمت چونه لرزونش کوچ کرد "زندگیش همیشه به تکراری ترین حالت ممکن می‌گذشت و همیشه فکر میکرد یک روز شخصی جنازش رو زیر پتو روی تخت پیدا میکنه، درحالی که بوی گندش تمام خونه رو به کثافت کشونده!" با غرش بلند اون موجود ترسناک، فهمید اونقدرها هم زندگیش کسل کننده نیست... "حداقل قرار بود توسط یک گرگ، گوشت از بدنش جدا شه!" •┈┈┈•┈┈┈•┈┈┈ 𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐘𝐚𝐦𝐢🌱 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯, 𝐡𝐨𝐩𝐞𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠, 𝐬𝐮𝐦𝐭
+22 tane daha
Dancing miracle [Completed] tarafından Aramis_Rajina
Aramis_Rajina
  • WpView
    OKUNANLAR 61,585
  • WpVote
    Oylar 9,045
  • WpPart
    Bölümler 37
"پایان‌ یافته - 32 پارت" آلفایی‌که به‌نظر همه‌چیز برای داشتن یک زندگی‌ِفوق‌العاده داره، تصمیم به خودکشی می‌گیره! اما پیامک دعوت شدنش به پیست پاتیناژ که اولین پیام دریافتیش بعد از ماه‌هاست، اون رو به جفتش می‌رسونه. آیا امگایی که ماهرانه مقابل چشم‌هاش می‌رقصه، امید کافی‌ای برای ادامه دادن هست؟ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐀𝐫𝐚𝐦𝐢𝐬 𝐑𝐚𝐣𝐢𝐧𝐚 روز آپ: دوشنبه آغاز: 1403/7/12 پایان: 1404/4/16
  ✻Ferita🥀❊ tarafından _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    OKUNANLAR 31,426
  • WpVote
    Oylar 3,417
  • WpPart
    Bölümler 12
[کامل‌شده] «می‌گم... اگه دکتر باهاش حرف بزنه، شاید قبول کنـ...» با صدای برخورد محکم بشقاب و تکون خوردن شدید میز، توی جاش پرید و با شنیدن فریاد مرد چشم‌هاشو بست. «ساکت شو جونگ‌کوک، گفتم نمی‌خوام! دهنتو ببند!» هول محکمی به میز داد و با قدم‌های بلندش سمت اتاق رفت و در رو بهم کوبید. جونگ‌کوک با ناباوری، شوک زده نگاهش رو به میز دوخته بود، چراکه هضم وضعیت پیش اومده خیلی کار سختی بود. همسر همیشه ملایم و پخته‌اش، کسی که هیچ‌وقت خم به ابرو نمی‌آورد و موقعیت‌هایی که خودش عصبانی بود سعی می‌کرد با صدای آروم و آرام‌بخشش آرومش کنه، حالا چه بلایی سر تهیونگِ همیشه ملایمش اومده بود؟ ـــــــــــــــــــــــــــــــ༺Ferita ༻ــــــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Angst, Romance, smut ✤Couple: Taekook (vers) ‌Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
+7 tane daha
SWEET DREAM | KOOKV [VKOOK] tarafından imcalix_
imcalix_
  • WpView
    OKUNANLAR 239,969
  • WpVote
    Oylar 27,607
  • WpPart
    Bölümler 55
-Completed رویای شیرین❄🌨 انگشت‌های بلندش به نرمی دور کمر باریک مرد حلقه شد و پوست بیرون زده از پیراهنش رو نوازش کرد، در حالیکه از گردنش عطر تلخ و قهوه‌ی همیشگیش رو نفس می‌کشید، زمزمه کرد: _تو منو آبی می‌کنی... دمِ عمیقی گرفت و رد لب‌های داغش رو روی شاهرگش به جا گذاشت و از لرزش مرد توی آغوشش، نوازش انگشت‌هاش رو به روی مهره‌‌ی کمر و شیارهای بیرون زده‌اش رسوند و ادامه داد: _ تو باعث می‌شی من عاشق این "غم" بشم. Fic name: رویای شیرین Couples: کوکوی/ویکوک Genres: درام، انگست، رمنس، نقد اجتماعی، اسمات، روزمره Writer: calix
Sweet Marriage (Kookv) tarafından Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    OKUNANLAR 100,472
  • WpVote
    Oylar 11,994
  • WpPart
    Bölümler 11
←⁩ ازدواج شیرین تمام‌شده. ✔️ وقتی مادر تهیونگ بهش گفت که «باید» با اون پسر ازدواج کنه، فکر می‌کرد دیگه بی‌چاره شده و باید باقی شب‌های زندگیش رو با گریه و آغوش‌های اجباری سر روی بالشت بذاره؛ اما ازدواجش و «همسرش» اصلاً طبق تصوراتش نبودن! کاپل: کوکوی ژانر: عاشقانه، کمدی، ازدواج اجباری، فلاف، اس.مات، درام
+20 tane daha
sweet compulsion tarafından zahrakookv
zahrakookv
  • WpView
    OKUNANLAR 224,576
  • WpVote
    Oylar 23,395
  • WpPart
    Bölümler 48
completed "اجبار شیرین" از وقتی بابام توی دولت مشغول شد همه تلاشمو کردم وارد سیاست نشم غافل از این که سیاست خودش و وارد من... در واقع زندگی من میکنه.... couple: kookv genre: romance، fluf، happy and 🥇#kookv 🥇#gay 🥇#jungkook 🥇#گی 🏅#تهیونگ