Quiwel_
- Reads 195,784
- Votes 18,958
- Parts 74
« آخرالــزمان; مردگان برمیخیزند »
| کامل شده |
_تو از موتورم سواری گرفتی، درحالی که میتونستی خیلی راحت با صاحبش انجامش بدی، جوجهپلیس!
_فکر میکنم بهعنوان یک موتور سوار، بتونی راحتتر سواری بگیری، کیم!
-
_بهتره حواست به زبونت باشه، وگرنه توی بد دردسری میفتی.
_من عاشق دردسرم عوضی، من رو از چی میترسونی؟
-
جئونجونگکوک، افسری بیتجربه اما جسور که زیر غبار شهر جنگزده و بمبخورده، هدفی جز مبارزه کردن نداره، خودش رو مقابل سردستهی جیببرهایی میبینه که به هیچچیز جز موتورِ زیر پاهاش و سیگارهایی که دود میکنه، اهمیت نمیده. اونها نفرت رو داخل رگهاشون حس میکنن، حتی با اینکه جنازهها و ساختمونهای درحال فروپاشی، زندگیشون رو تهدید میکنه. غرور، از نگاههای تند و تیز هردو مثل سایهای روی شهر افتاده؛ اما درنهایت نگرانیها و اتفاقات مرگبار، جنگ و گریز از دست جنازههای پوسیده، هردو پسر رو میون چنگالِ ناآشنای عشق گیر میندازه. حالا جدالِ واقعی، بین قلبِ شیفتهی خلافکار و دلدادگی افسر، اتفاق میفته.
ژانر ⤶ اکشن، انمیز تو لاورز، هیجانانگیز، عاشقانه، اسمات!