Vkook2
35 stories
Seoul City|سئول سیتی by writerokiko
writerokiko
  • WpView
    Reads 7,703
  • WpVote
    Votes 545
  • WpPart
    Parts 16
درحال آپ📌 -موتور سواریت حرف نداره جونگکوک! -سواریمو روی پاهات ندیدی فرمانده. تهیونگ توی یکی از خطرناک‌ترین ماموریت‌هاش که داخل کره‌شمالی بود، مدام خواب جونگکوکی رو می‌بینه که آخرین بار به اصرار خواهرش، باهاش سر قرار رفته بود. درحالی که خودش اون قرار رو بهم زده بود، خواب‌هایی که می‌دید، باعث شد از اون کار پشیمون بشه. چی باعث شد فرمانده کیمی که رغبت به رابطه‌ی جدید رو نداشت، به محض برگشتنش به کره‌جنوبی، بره سر مسابقه‌ی اون پسر و از اون رایدر مسابقه درخواست کنه وارد رابطه بشن؟ خواب سکس با جونگکوک؟ ولی احساسات تهیونگی که قبلا عاشق یک نفر دیگه بود، به عشق با جونگکوک ختم می‌شدن؟ و آیا جونگکوکی که ادعا می‌کنه مدت‌هاست عاشق فرمانده‌ست، داره راست می‌گه؟ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: mafia, action, angst, crim, kink, smut, sci-fi. 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: VkooK
Wrong number by kookiefortae
kookiefortae
  • WpView
    Reads 713,892
  • WpVote
    Votes 120,660
  • WpPart
    Parts 69
ناشناس: هنوز نمیتونم باورت کنم.ما سه سال باهم قرار میزاشتیم. سه سالِ لعنتی ،این هیچ معنی ای برات داشت؟ خب، برای من داشت. من اون همه زمانو صرف تو کردم وقتی میتونستم کار بهتری کنم هیچ ایده ای نداری چقدر ازت متنفرم جونگکوک: آم جونگکوک: شماره اشتباه؟ **** [Completed] Toptae Bottomkook Taekook Namjin Yoonminseok [Translated] #1 in vkook🥇 #1 in taekook🥇
Devil wears prada || VKook by Nyctowx
Nyctowx
  • WpView
    Reads 166,992
  • WpVote
    Votes 29,823
  • WpPart
    Parts 31
[ شیطان پرادا میپوشد. ] پایان یافته ژانر : رمنس/ انگست / فانتزی / سوپرنچرال / اکشن / حاوی اسمات کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ یونمین "این چرخه‌ی تکراری تا ابد ادامه داره و درمان عشق نافرجامی که هر روز و هر روز بهت یادآوری میشه، دست نیافتنیه! برای همینه که عشق برای ما درست نیست، ما نمیمیریم تهیونگ؛ هزار سال من رو حبس کن و من هزار سال و یک روز دیگه میام و میبوسمت. پس اگه میخوای قیدم رو بزنی باید من رو بکشی." - عشق بین یک شیطانِ پرادا پوش و رییس مافیا بی‌نهایت غیرقابل‌باوره؛ ولی اتفاق افتاده... یا شاید این هم یک بازی دیگه بود؟
𝗟𝗼𝗻𝗴 𝗛𝗮𝗶𝗿𝗲𝗱 𝗕𝗼𝘆 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄  by manilarise
manilarise
  • WpView
    Reads 541,614
  • WpVote
    Votes 48,424
  • WpPart
    Parts 26
پسرِ مو بلند | 𝖫𝗈𝗇𝗀 𝖧𝖺𝗂𝗋𝖾𝖽 𝖡𝗈𝗒 -کامل شــده- همه چی از اونجایی شروع شد که دال، پسرِ ۵ ساله‌ی کیم تهیونگ، با دیدنِ موهای بلند و آبیِ پسری، اون رو "مامان" صدا زد و این بود اولین دیدارِ اون پسرِ مو بلند و تهیونگی که کلِ زندگیِ بعد از جداییش از همسرش رو با جق زدن میگذروند! ژانر ↶ عاشقانه، فلاف، کمدی، چت‌استوری، توییتر، ددی‌کینک، اسمات کاپل ↶ «اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓ «فرعی - سُپ» قسمتی از فیک ↶ _از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین دریای موهات گیر کرد! _منم از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین شلوار و باکسرت گیر کرد! « چنلِ تلگرام؛ vkoolin »
𝐒𝐭𝐚𝐫'𝐬 by taekookwatttpad
taekookwatttpad
  • WpView
    Reads 3,472
  • WpVote
    Votes 542
  • WpPart
    Parts 21
🎸فیکشن استارز🎸 کیم تهیونگ هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد یه روزی همه‌چیزش رو از دست بده و مجبور بشه از صفر شروع کنه. بعد از اتفاقاتی که زندگی‌ش رو عوض کرد، تنها چیزی که براش مهمه پسرشه و یه زندگی آروم... اما یه دیدار اتفاقی با جئون جونگ‌کوک، آیدلی که خودش هم با مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کنه، باعث میشه مسیر زندگی هر دوتاشون تغییر کنه. دو آدم با گذشته‌های متفاوت، که قرار نبود وارد زندگی هم بشن... ولی گاهی یه اتفاق ساده می‌تونه شروع بزرگ‌ترین تغییر زندگی آدم باشه.که یکی از اون اتفاقا... عشق میون پسر کیم و برادر کوچیک تر جئونه پدر پسری که دیوانه وار برادران جئون رو میپرسیدن . . . 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 :𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔𝒆, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑬𝒎𝒑𝒓𝒆𝒈, 𝑺𝒎𝒂𝒓𝒕, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓:𝑨𝒅𝒆𝒍𝒊𝒏𝒆 ‌‌"روزای آپ شنبه و یک شنبه ها"
SOLUS  by DY_M_KV
DY_M_KV
  • WpView
    Reads 41,040
  • WpVote
    Votes 6,851
  • WpPart
    Parts 36
Couple: Kookv Genres: Romance, Omegaverse, Action, Crime, Smut By: DY Summary: تهیونگ یه پسر بیست ساله شیطون و برونگراست که توی هنرهای رزمی حرف نداره و توی آکادمی نظامی سئول همراه با چهارتا از بهترین دوستاش درس میخونه. همه چیز توی زندگی اون امگا طبق روتین بود تا اینکه بهشون گفتن برای کاراموزی باید وارد پایگاه های نظامی بشن و برای مدتی اونجا زندگی کنن. چی میشه اگر تهیونگ و دوستاش که از دیوار راست بالا میرن ، برای پایگاه مرکزی سئول انتخاب بشن؟ پایگاهی که سختگیرانه ترین قوانین به همراه یه فرمانده ی قدرتمند ، جدی و مستبد داره؟ فرمانده ای که بی دلیل از تهیونگ متنفره! آپ : روز های زوج
𝗖𝗿𝗮𝘅𝗶𝘀 ᵛᵏ ᴬᵁ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 125,515
  • WpVote
    Votes 12,035
  • WpPart
    Parts 12
• خـلاصـه: جئون جونگ‌کوک باید رضایت شاکیِ برادرش رو به‌دست می‌آورد؛ اما می‌تونست با مایه‌گذاشتن از اعضای بدنش کنار بیاد؟! • بـرشی از داسـتان: - زانو بزن. - چی؟! - خودت که نمی‌تونی خسارتم رو پرداخت کنی؛ اما شاید دهنت تونست راضیم کنه. ✗ اتمام یافته ✗ 𝗡𝗮𝗺𝗲: Craxis ✗ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Vkook ✗ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Smut, Mystery ✗ 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: Silvana
«𝐂𝐎𝐍𝐒𝐔𝐌𝐄𝐑|مصرف‌کننده✔» by Mtt_12
Mtt_12
  • WpView
    Reads 92,734
  • WpVote
    Votes 10,300
  • WpPart
    Parts 38
[ پایان یافته⛔] 𝐅𝐢𝐜 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐂𝐨𝐧𝐬𝐮𝐦𝐞🥃 𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫: 𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬، 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚، 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐬𝐭، 𝐑𝐨𝐦𝐞𝐧𝐜𝐞, 𝐩.𝐥 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐬𝐦𝐮𝐭🔞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯🧑‍🤝‍🧑 𝐔𝐩𝐓𝐢𝐦𝐞:- 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: _𝐑𝐞𝐝𝐐𝐮𝐞𝐞𝐧⚜️
𝗗𝗲𝘀𝘂𝗹𝘁𝗼𝗿𝘆 by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 61,618
  • WpVote
    Votes 5,117
  • WpPart
    Parts 21
• خـلاصـه: درست موقعی که با خودمون زمزمه می‌کنیم "دیگه از این بدتر نمی‌شه" صدای خنده‌ی تمسخرآمیز سرنوشت توی گوش‌هامون زنگ می‌زنه. حالا جونگ‌کوک هم توی اون موقعیت قرار داشت. یک شبه از دیوار بلند حقیقت به پایین پرت شد و اجباراً روی صندلی ریاستی که هنوز میزبان لکه‌های خون پدرش بود، نشست. حالا باید اون امپراطوری بزرگ رو اداره می‌کرد و به گرگ‌های زخمی و عصبانی مقابلش آرامش می‌بخشید؛ اما می‌تونست؟ می‌تونست با افراد پدرش که به‌خاطر گونه‌ی خاصش میون گرگ‌ها، مخالف امپراطوریش بودن و نقشه‌ی قتلش رو می‌چیدن، مبارزه کنه و همچنان روی صندلی ریاست بشینه؟! • بـرشی از داسـتان: - تو تبدیل می‌شی به عروسک خیمه‌شب‌بازیِ من و میون انگشت‌هام به حرکت درمیای. کاری رو می‌کنی که من می‌خوام، چیزی رو به زبون میاری که من می‌گم. حتی اجازه‌ی نفس‌ کشیدنت باید از بین لب‌های من صادر بشه. - و تو؟ تبدیل می‌شی به کسی که توسط یه عروسک خیمه‌شب‌بازی کنترل می‌شه. ⋄ 𝐍𝐚𝐦𝐞: Desultory ⋄ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: KookV / VKook (Vers) ⋄ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Omegaverse, Crime, Smut, Harsh ⋄ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: Silvana
𝐁𝐢𝐭𝐭𝐞𝐫 𝐀𝐥𝐦𝐨𝐧𝐝 [𝐓𝐚𝐞𝐡𝐤𝐨𝐨𝐤] by mahi_kk
mahi_kk
  • WpView
    Reads 17,115
  • WpVote
    Votes 1,724
  • WpPart
    Parts 17
تقریبا تمام بچه های دنیا با عشق بزرگ میشن، عشقی که از پدر و مادرشون میگیرن ولی این وسط هستن بچه هایی که تا یه سنی عشق دریافت میکنن و بعدش ... خب بعدش وقتی پدر و مادرشون دیگه عشقی نسبت به هم ندارن محبتی هم به نوزادی که یه روز با عشق تو اغوش گرفتن و براش اسم گذاشتن ندارن و یادشون میره که چقدر اون بچه بدون اونا تنها میشه این وسط کیه که دلش برای بچه ای که فقط بخاطر ته کشیدن عشق دو نفر به نابودی کشیده میشه بسوزه؟ شاید هیچکس، شایدم سرنوشت یه روز یکی رو بزاره سر راهش تا بهش نشون بده راه درست چیه و نزاره توی تنهایی و افکار منفی غرق بشه نمیدونم چی به سرشون میاد، فقط اینو میدونم که.. "منم یکی از همون بچه هام " برشی از فیک: "میدونم داری گریه میکنی، بجای من اشکاتو پاک کن" "فرشته ها نباید گریه کنن " "من فرشته نیستم نونا " "هستی :) ، میدونی چرا اینو میگم؟ " "؟؟؟" روی تخت دراز کشیدم و بعد یه دیقه یه ویدیو برام فرستاد بازش کردم و دیدم از بیرون پنجره اتاقش فیلم گرفته و دارو بارون میباره "مادرم میگفت وقتی فرشته ای تنهایی گریه میکنه یه جای این کره خاکی بارون میباره ، کوک هر وقت تو گریه میکنی روی سقف خونه ما بارون میاد پس تو یه فرشته تنهایی " "حالا میشه اشکاتو پاک کنی فرشته کوچولو؟! " 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝐭𝐚𝐞𝐡𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫