کوکوی🍜😈
65 stories
THE SECRET HUSBAND  by Helen___Aw
Helen___Aw
  • WpView
    Reads 1,158,904
  • WpVote
    Votes 105,194
  • WpPart
    Parts 76
[Completed] کیم تهیونگ و جئون جونگکوک ازدواج کردن... اما اونا دو ساله که همدیگرو ندیدن...اونا فقط یکبار تو کل زندگیشون همو دیدن و اونم روز عروسیشون بوده ولی به همدیگه با دقت نگاه نکردن جونگکوک اسم شوهرش رو می‌دونه...چون این اسمیه که همه جا به عنوان سرپرست قانونیش ثبت شده ولی تهیونگ، اون حتی اسم همسرشم نمیدونه... تهیونگ کانادا زندگی میکنه و هر ماه مبلغ زیادی رو به یه حساب خاص منتقل می کنه ... جونگکوک دانش آموزی توی سئوله...همه توی کالج، حتی معلم ها هم ازش می ترسن...اون چیزی نمیگه و فقط با مشت حرف می زنه و برای همه قلدری میکنه... هیچکسی توی کالجش راجب خانوادش چیزی نمیدونه، اونا فقط دیدن که پسر سوار ماشین های اسپرت گرون قیمت میشه و لباس های گرون میپوشه. اون یه اکیپ دوست داره که به همون اندازه لوس و بدجنسن اما از خانوادش چیزی نمیدونن‌. جونگکوک میخواد طلاق بگیره. هرکاری می‌کنه تا طلاق بگیره...اون از ازدواج متنفره...اون مثل یه پرنده آزاده... ولی... چی میشه اگه کالج یه مهمونی برگزار کنه... یه جونگ کوکِ مست بدون اینکه بدونه با شوهرش میخوابه...؟؟؟؟؟؟ چرا تهیونگ به سئول برگشت...؟؟؟؟؟ واکنش اونا در مورد شناخت همدیگه چیه...؟؟؟؟؟ Genre: romance, angst, fluff,smut, melodrama, mafia Couple: Vkook Translator:Helen___Aw Writer: bora95purple 🥇 Romance 🥇 Taehyung 🥇 Vkook 🥇Fanfiction 🥇boyxb
Submissive/مطیع by writerokiko
writerokiko
  • WpView
    Reads 15,218
  • WpVote
    Votes 1,721
  • WpPart
    Parts 12
درحال آپ📌 -ازت متنفرم +من بیشتر -دوست دارم +من بیشتر -یه روز بلاخره میکشمت! -احتمال اینکه من با لباس زیر صورتی تو مافیا بگردم از اینکه تو منو بکشی بیشتره لیدی جئون! *** دو پسر که هیچ وجه اشتراکی ندارن، در دنیای خشن مافیا بزرگ می‌شن: تهیونگ، خونسرد، بی‌رحم و بی‌درد(cip)، استاد اسلحه و مبتلا به سادیسم، و جونگکوک، عصبی، لجباز و با حساسیت‌های شدید(Hyperalgesia)، استاد خنجر و مبتلا به مازوخیسم. تهیونگ، جونگکوک رو مقصر مرگ مادرش میدونه و وقتی دعوای سرنوشت‌سازی بین اون‌ها شعله می‌کشه و یه آتیش سوزی عظیم به پا می‌کنه، جونگکوک به روسیه تبعید میشه و توی مافیای براتوا با زندگی ای وحشتناک و پر درد بزرگ میشه... اونقدر درد میکشه که درد براش عادی میشه؛ با هر دردی که میکشه نفرتش به تهیونگ ذره ذره بیشتر میشه! حالا، بعد از سال‌ها دشمنی و نفرت عمیق، مسیرشون دوباره بهم می‌رسه؛ جونگکوک باید در ماموریتی خطرناک، همکار تهیونگ کسی که ازش متنفره باشه. برخورد این دو قطب مخالف، خشم، کشش، و رقابت بین اون‌ها رو تا حد انفجار بالا می‌بره... و هیچ‌کس تضمین نمی‌کنه که کسی زنده بمونه، یا اینکه دلشون رو کنترل کنه. 𝑵𝒂𝒎𝒆: submissive 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: mafia, crime, dark romance, BDSM, enemies to lovers 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: vkook 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: okiko
Help, Bodyguard! (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 88,713
  • WpVote
    Votes 11,758
  • WpPart
    Parts 22
[ اِنیگما وقتی قرارداد محافظت از کیم تهیونگِ 18 ساله رو با خون امضا کرد، انتظار دیدن یک امگای تخس و هورنی رو نداشت که از سیاست، فقط اسمش رو داخل اخبار شنیده بود. ] دراما/ اسمات/ اِنیگما x امگا کاپل : کوکوی/ کمی یونمین
 Your Pain Is My Pleasure  by EK_se7en
EK_se7en
  • WpView
    Reads 1,187,347
  • WpVote
    Votes 88,677
  • WpPart
    Parts 105
COMPLETE ⭕ هشدار ⭕ این فیک دارای صحنه های خشن از جمله: BDSM( ارباب و برده ای) است و برای سنین کم یا کسانی که تحمل ندارند، پیشنهاد نمی شود. خلاصه : تهیونگ برای نجات جون تنها کسی که تو این دنیا داره یعنی برادرش جیمین مجبور میشه واسه یه شب برده جنسی جئون جانگ کوک ارباب سادیسمی بشه. ولی مطمئنن اگر میدونست راه برگشتی نداره هیچوقت اینکارو نمیکرد.. . . . _ م.. مستر... لطف.. اه.. _ هر چقدر میخوای ناله و التماس کن، چون « درد کشیدنت لذت منه »، لیتل اسلیو! Genre : Smut / BDSM / lover / Criminal / Happy End Couple : KOOKV Side couple : yoonmin / namjin By : E . K
The Culprit-! by ianstarboy7
ianstarboy7
  • WpView
    Reads 72,583
  • WpVote
    Votes 6,635
  • WpPart
    Parts 21
تهیونگ با حسرت به چشمای خروشان مردش خیره بود. سریع دستشو از دست هیونگش ازاد کرد و سمت جونگکوک دوید. خودشو تو بغلش پرت کرد و دستای جونگکوک بلافاصله دور کمر پسرش حلقه شد. همونجور که صورت پسرشو به سمت مخالف میچرخوند اسلحه ای که همیشه تو کمرش بود و دراورد و سر تهیونگو رو سینش فشرد تا اون صحنه رو نبینه. !گفته بودم که انتقام تک تک اشکایی که بخاطرت ریخته رو میگیرم؛نه؟!
I'M NOT A HUMAN🤖 | KV by MJ_storiess
MJ_storiess
  • WpView
    Reads 67,472
  • WpVote
    Votes 9,512
  • WpPart
    Parts 40
🤖اسم: من انسان نیستم. (کامل شده) 🤖ژانر: تکنولوژی/عاشقانه/ انگست/ اسمات🔞 🤖کاپل اصلی: کوکوی 🤖کاپل فرعی: یونمین 🤖نویسنده: mj_storiess ⚠️خلاصه: درحال حاضر هشتاد سال از سال ۲۰۲۰ میگذرد و انسان ها در عصر تکنولوژی و دانش به سر میبرند جایی که ربات ها به راحتی بیشتر کار های انسان هارو انجام میدن و نصف جهان رو دربر گرفتند. حالا کنار همه این ها کیم تهیونگ یکی از کارمند های شرکت HR بود که طراحی اولیه ربات هارو انجام میداد. چجوری با جئون جونگکوک ربات هوشمند شبیه سازی شده با انسان ملاقات میکند؟ Start: 1401/3/10 Finish: 1401/6/30 🥇: #kookv 🥇: #verse 🥇: #angst 🥇: #romance 🥇: #jungkook 🥇: #fiction 🥇: #fanfiction
𝑩𝒖𝒕𝒕𝒆𝒓𝒇𝒍𝒚 | Kookv by nabie_2024
nabie_2024
  • WpView
    Reads 33,324
  • WpVote
    Votes 3,899
  • WpPart
    Parts 39
genre: romance, harsh, angst وقتی قلب مادرت بین مرگ و زندگی می‌زنه، حاضری برای نجاتش تا کجا پیش بری؟ کیم تهیونگ، پسری با ترس از تنهایی، که درگیر سخت‌ترین انتخاب زندگیشه. وقتی زنی مرموز، به ظاهر ناجی، دست کمک به سمتش دراز می‌کنه، نمی‌دونه قراره با امضای یه قرارداد ساده، وارد دنیایی بشه که پر از دروغه. تهیونگ برای نجات مادرش، پا روی غرور و آرامش زندگیش می‌ذاره، اما وارد دنیایی میشه که توش مرز بین نجات و نابودی خیلی باریکه. یه قرارداد... یه بازی خطرناک... و مردی که قلبش مثل یخ سرده... در میون همه‌ی این تهدید‌ها، احساساتی شکل می‌گیره که سرنوشت چهار مهره رو تغییر میده... ------- « تا الان برای آرا بازی می‌کردی، از الان به بعد، مجبوری توی زمین من بازی می‌کنی تهیونگ... برای من.» «دست از سر من و مادرم بردارین!» «لعنت بهت... روز به روز داری برام جالب‌تر می‌شی...» «اگه مال من شه، خدا هم نمی‌تونه ازم بگیرتش.» ___
Reason my life (presian ver) by Kim_kutumi
Kim_kutumi
  • WpView
    Reads 1,219
  • WpVote
    Votes 165
  • WpPart
    Parts 13
معتقد به اینم اگه دلیل وجود داشته باشه همه چیز نابود میشه ، اگه برای دلیلی عاشق فردی شده باشی ، اون دلیل اگه از بین بره عشقت هم از بین میره ، یا اگه بخاطر یه دلیلی از یکی متنفر باشه اگه اون دلیل از بین بره تنفرتم‌ از بین میره ، دلیل چیزیه‌ که آدما براش سرپا موندن. تو یا بخاطر دلیل داشتن زنده‌ای یا بخاطر دلیل‌ نداشتن ، متوجه‌‌ی منظورم میشی؟ قبل از انجام هرکاری که از تو بخوان ، میگی دلیل بیار. یا قبل خواب از خدا دلیل میخوای. ازت دلیل میخوان که چرا دوسشون‌ داری. ازت دلیل میخوان که چرا درس نخوندی. ازت دلیل میخوان که چرا باهاشون‌ بیرون نرفتی‌. ازت دلیل میخوان که چرا داخل خودتی‌. ازت دلیل میخوان که چرا سروصدا‌ میکنی. همش یه دلیل کوفتی ازت میخوان‌ یه دلیل کوفتی! دلیلی نداشتم ، دلیلی نداشتم تا وقتی که چشماشو دیدم ، دلیلی نداشتم تا وقتی که از بین اون لبا اسممو‌ شنیدم. همه‌ی وجود اون شد دلیل زندگی من ، دلیلی برای زنده موندن‌ من. ازم دلیل بخواین‌ که چرا زندم‌ ، ازم دلیل بخواین تا من اسمشو‌ بگم . حتما یه پارت بخونین شاید خوشتون اومد عموییا
Death In The Deep(KookV) by silvia_wr
silvia_wr
  • WpView
    Reads 23,326
  • WpVote
    Votes 2,758
  • WpPart
    Parts 45
🩵 Fic : Death In The Deep 🌊 🩵 Main Couple ➸ Kookv 🩵 Sub Couple ➸ Yoonmin 🩵Genre ➸ Romance, Fantasy, Historical, Smut, Angst 🩵 Age Category ➸ NC +18 🩵 Writer ➸ Silvia 🩵 UP⏱ ➸ Friday(9:00 pm) 🩵Story Description : زندگی تهیونگِ جهانگرد که اینبار به اقیانوس اطلس سفر کرده بود، با گره خوردن به مثلث شیطان تغییر کرد. تهیونگ با غرق شدن در آن گودال به دنیای جدیدی پا گذاشت که بی‌رحم‌ترین و قوی‌ترین امپراتور دنیا به آن سلطنت می‌کرد. سرنوشتی جز مرگ انتظارش را نمی‌کشید تا زمانی که فرمانروای آتلانتیس او را "آفرودیت" خواند. + اگر منی که هیچکس رو در این دنیا ندارم بخوام داخل قصرت پناه بگیرم، چه غرامتی باید بدم‌ تا بتونم‌ " عالیجناب" خطابت کنم؟..تا مثل تمام پری دریایی‌های آتلانتیس بگم‌ "‌چشم، فرمانروای من. دستورات شما تمام و کمال انجام میشه! " ...چه چیزی در ازاش می‌خوای!؟ _ خودت بگو تهیونگ، پایین این غرامت چه اسمی رو می‌نویسی تا برای همیشه پناهنده‌ی گودال تنهایی من باشی؟ + بوسه، اسم این غرامت توی دنیای من بوسه‌ست امپراتور!
soul prison | زندان روح by niyaz-army
niyaz-army
  • WpView
    Reads 58,436
  • WpVote
    Votes 6,253
  • WpPart
    Parts 44
خلاصه: تهیونگ فقط یه روح بی‌گناه بود که اتفاقی دشمن هزارساله‌ی ارواح رو از زندان نجات داد؛ ولی این واقعا یه اتفاق بود؟ کاپل اصلی: کوکوی کاپل فرعی:نامجین، یونمین ژانر: انگست، عاشقانه، اسمات، دارک، رازآلود، فانتزی، امپرگ نویسنده: نیاز