میخواهم بخونم
6 stories
MISTAKE by angila123
angila123
  • WpView
    Reads 33,410
  • WpVote
    Votes 3,286
  • WpPart
    Parts 19
اون شب تهیونگ بزرگترین اشتباه زندگی اش را انجام داد ، اون با وجودی که می‌فهمید جفتش کیه ، بازم باهاش خوابید ! و با وجودی که می‌فهمید نوه جئون ها رو بارداره بازم فرار کرد و پنهون شد اما هیچوقت فکرش رو هم‌ نمی‌کرد که تو یه روز رندوم وقتی در خونه شو باز میکنه با جفتش یا همون بابای بچش رو به رو بشه ! " برام مهم نیست باهام میای یا نه ولی قطعا بچم باهام میاد " " تو نوه جئون ها و وارث پک " فرزند ماه " هستی !" نام : اشتباه کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس ، عاشقانه ، درام ، امپرگ ، هپی اند (:
Cold king by Vkook_2309
Vkook_2309
  • WpView
    Reads 105,358
  • WpVote
    Votes 8,573
  • WpPart
    Parts 45
نویسنده: ماریا پادشاهی در دنیای مدرن کیم تهیونگ آلفای خون خالصی که به تازه گی ولیعهد شده بود و بسیار سرد و خشن بود ، با رایحه ای از جنس مشک و بوی دریا در دل یک صبح زمستانی سرد ولی زیبا ، جئون جونگکوک امگای به شدت حساس که تازه پا به سن ۲۲ سالگی گذاشته و برخلاف بقیه هیچ نشانی از جفتش روی بدنش بروز نکرده و هیچ حسی هم نمیکنه که جفتی داره و از این موضوع به شدت غمگینه تا اینکه.... ژانر: اسمات ، درام ، عاشقانه، پادشاهی ، امگاورس کاپل: تهکوک ، یونگمین آپ: آخر هفته ها
Blood & bond🩸 by suni_22_
suni_22_
  • WpView
    Reads 129,165
  • WpVote
    Votes 10,405
  • WpPart
    Parts 36
Name: Blood and bond 🩸خون و پیوند Genre: Mafia, Crime, Thriller, Omegaverse, Smut,mpreg Couple: vkook- yonmin- namjin- and... فصل 1: فول فصل2 : در حال آپ کیم تهیونگ، الفای خون خالص و رئیس مافیا، وقتی اطلاعاتش توسط رقیبش هک میشه، دنبال یه هکر خاص می‌گرده. جئون جونگکوک، امگا و لیدر یه تیم هکری مرموزه که همه چیزش رازآلوده. چی میشه اگه اینا سر راه هم قرار بگیرن؟ . . -«اگه یبار دیگه اینجوری بی‌صدا ناله کنی، قسم میخورم اون صدا رو با لبام ازت بیرون میکشم... کوچولو.» -«شاید همینو میخوام... میخوام ببینم وقتی کنترلتو از دست میدی، باهام چیکار میکنی.» -«داری منو به نقطه‌ای میرسونی که دیگه راه برگشتی نداره.»
Mafia's wife🍷Luna"King VKOOK⛓️ همسر مافیا by vkook3748
vkook3748
  • WpView
    Reads 35,327
  • WpVote
    Votes 3,004
  • WpPart
    Parts 42
هیچ وقت فکرشم نمیکردی ی روز باهمون حسرتی که نگاهش میکردی بهت نگاه کنه اما..... کارمای عشق : اسیر مافیایی شدم که همه از شنیدن اسمش هم میترسن اما نه من ی احمقم عاشقش شدم فقط با زل زدن به اون چشم ها دلمو بهش باختم اونم وقتی که نامزد سابقش داره برمیگرده تا باهاش ازدواج کنه... ی حس عجیبی داره انگار دیگه قلب ندارم انگار دیگه اون آدم سابق نیستم این بده یا خوب؟ شاید چون رها شدم و رها کردم باختم... چون بهشون اعتماد داشتم کاش هیچ وقت اعتماد نمیکردم کاش هیچ وقت باهاش نمیدیدمش کاپل :تهکوک، نامجین، یونگمین وکاپل های دیگه امگارس، ازدواج اجباری، عاشقانه، دوستانه مافیایی،
My you  by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 497,750
  • WpVote
    Votes 63,141
  • WpPart
    Parts 60
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
MALACHOR |Vkook| by anisa84kh
anisa84kh
  • WpView
    Reads 29,074
  • WpVote
    Votes 3,366
  • WpPart
    Parts 29
🎥 درحال ساخت| در حال آپ 🎞️ژانر: مافیایی ، رازآلود ، هیجانی ، اکشن ، اسمات ، دارک ، رومنس کاپل اصلی: ویکوک کاپل های فرعی: نامجین ، یونمین و... 🕯️نویسنده: Niloofar خلاصه: مالاکور رئیس بزرگ ترین مافیای کره ملقب به خدای مافیای کره سه سالی میشد که از دید همه از جمله اعضای باند خودش پنهان شده بود جوری که کمتر کسی هویت اصلی او را می‌شناخت و چهره اش رو دیده بود . جونگکوک پسری که از زمان غیبت مالاکور توسط خود او وارد باند شده بود تا برای هدف بزرگی تعلیم ببینه ولی همه چیز همون طور که مالاکور چیده بود پیش میره؟ چی میشه اگه مالاکور توی این مدت که پسر رو زیر نظر داشت متوجه بشه که جونگکوک براش چیزی بیشتر از یه مهره بازیه؟ قسمتی از داستان: - اون شب بهت لقب ناکتارا رو دارم چون دیگه متعلق به تاریکی بودی، متعلق به من بودی!! اون شب بالاخره برای اولین بار شیرینی لب هاتو تقدیم خودم کردم تا بلکه روحم از شیرینی اروسش به آرامش برسه‌ ولی نرسید... تشنه ترش کرد!‌