𝑽𝑲
197 stories
JUDY by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 8,651
  • WpVote
    Votes 1,172
  • WpPart
    Parts 8
جئون جونگ‌کوک، امگای زعفرونی که علاوه‌بر دست‌وپنجه نرم‌کردن با مشکل قلبی‌اش باید از پسرش که وضعیت خاصی داره، مراقبت کنه. چی می‌شه اگه اون کم بیاره و از انیگمای معروف کیم تهیونگ کمک بخواد؟ «این کار داخل چنل کیم‌هاب درحال آپ شدنه.» 𝖭𝖺𝗆𝖾: Judy - جمعه‌ها ᤴ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: VKOOK ᤴ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Omegaverse ,Romance, Smut, Slice of Life ᤴ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋s: Léon
961.78 °C by shopicopa
shopicopa
  • WpView
    Reads 280,891
  • WpVote
    Votes 54,980
  • WpPart
    Parts 32
فصل دوم 'Randy' همه آدم ها توی زندگیشون به خوب بودن فکر میکنن. اما فکر کردن هیچ وقت کافی نیست جئونی هیچ وقت! Made in pain! ________________ توجه ⚠️ این داستان قصد توهین به هیچ دین، شخص، مکان و... ندارد. تمامی مطالب ذکرشده تنها به این اثر تعلق داشته و وجود خارجی ندارند🚫
Take it easy(vkook)  by azin613
azin613
  • WpView
    Reads 1,858
  • WpVote
    Votes 364
  • WpPart
    Parts 4
(کامل شده) تا حالا تو عروسی روی دوماد کراش زدی؟ مطمئنا اندازه کوک خوش شانس نبودی که عروسی بهم بخوره 🫣 مینی فیک ژانر = کمدی✓اسمات✓ کاپل =ویکوک
𝐘𝐨𝐮 𝐒𝐦𝐞𝐥𝐥 𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐒𝐩𝐫𝐢𝐧𝐠  by taekookwatttpad
taekookwatttpad
  • WpView
    Reads 103,399
  • WpVote
    Votes 11,658
  • WpPart
    Parts 32
❀ تو بوی بهار میدی ❀ 💢فول شده💢 کاپل = تهکوک/ نامجین/سپ ژانر =امگاورس،فلاف، کمدی،اسمات،روزمره نویسنده=نیلماه ✨️داستان از اونجایی شروع میشه که جونگکوک مغازه ی گل فروشی خودش و باز می‌کنه و برگه ی جدیدی توی دفتر زندگیش ورق میخوره +اما این خیلی بیشتر از پنجاه هزاروونه تهیونگ چشمای خمارش از لبخندی که زد خط شد و سرشو اروم تکون داد و گفت ~ نفرمایید شما با اینکه تایم کاریتون تموم شده بود بخاطر درخواست من با وجود خستگیتون ایستادین و برای من دسته گل درست کردین قابلتون هم نداره جونگکوک از جنتلمن بودن مرد حیرت زده شده بود و ته دلش قیلی ویلی میرفت تو دلش آروم گفت کوفت جفتت شی به حق الهه ی ماه چقدر خاصی آخه مرد ❗️این فیکشن کاملا روزمره است و ساده خیلی دراما نداره و صرفا برای حال خوب کردن شما چنل= @taekookwattpad2025
Call Me Senior by CAFEVKOOK
CAFEVKOOK
  • WpView
    Reads 33,565
  • WpVote
    Votes 4,521
  • WpPart
    Parts 6
قرار بود جونگ‌کوک با راه‌انداختنِ یه بازیِ سکسی، دوست‌پسرِ به‌ظاهر مظلوم و بچه‌مثبتش رو شوکه و اغوا کنه؛ اما کی‌ فکرش رو می‌کرد که در انتها، خودش کسی باشه که به‌طرز غیرمنتظره‌ای توسط اون سوپرایز می‌شه؟! Name: Call me senior~ Genre: fakechat, comedy, romance Up time: Full Translator: rezvan ┈─┈─┈─┈─┈─┈ ᯊ @CAFEVKOOK ᯊ
Wrong file [ VKOOK ] by sosha3133
sosha3133
  • WpView
    Reads 129,717
  • WpVote
    Votes 11,096
  • WpPart
    Parts 11
[ تمام شده ]‌ چی میشه اگه جونگ‌کوک به جای فایل درسیش فایل نود‌هاش رو برای استادش بفرسته؟ اسم داستان: Wrong File [ فایل اشتباه ] کاپل اصلی: Vkook ژانر: کمدی | فیک‌چت | رمنس
𝑨𝒔𝒉𝒆𝒔 𝑩𝒆𝒕𝒘𝒆𝒆𝒏 𝑼𝒔|𝐕𝐊𝐨𝐨𝐤| by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 3,273
  • WpVote
    Votes 606
  • WpPart
    Parts 6
⊹اسـم: خاکستر میان ما ⊹خـلاصه: تهیونگ و جونگ‌کوک، زوجی که بیش از ده سال از ازدواجشون می‌گذره و دو تا بچه‌ دارن، حالا مقابل هم ایستاده بودن؛ اون هم برای امضایِ برگه‌های طلاق توافقی! «وقتی سکوت بینمون دیوار شد، فقط چشم‌هات باقی موندن که حقیقت رو فریاد بزنن.» ⊹کـاپل: ویـکـوک ⊹ژانـر: انگست، رومنس، درام، اسمات🔞 ⊹وضعیـت: درحال آپ
Diavolo Del Nord | VK by Mortellenta
Mortellenta
  • WpView
    Reads 112,631
  • WpVote
    Votes 13,233
  • WpPart
    Parts 48
ورتیگو د ویتو، رئیس دوم و جانشین مافیای ایتالیا، مردی مرموز که زندگی‌ش رو متعلق به پدرخوانده‌اش می‌دونه، برای ماموریتی به کره جنوبی برمی‌گرده. اما رفتن به اونجا و دیدارش با ژنرال ارتش کره جنوبی، جئون جونگکوک، خیلی چیزها رو عوض می‌کنه و خیلی از رازهارو برملا میکنه! ژنرالی که ممکنه ماشین آدم‌کشی رو تبدیل به فردی متفاوت کنه. Diavolo Del Nord | شیطانِ شمال Genre : Criminal, Dark romance, Psychological, Angst, Smut Couple : Vkook - Secret
Sugar Cherry [VKOOK] by ZERONT
ZERONT
  • WpView
    Reads 457,852
  • WpVote
    Votes 81,501
  • WpPart
    Parts 40
[Complete] "نگران نباش شوگر من کمک های اولیه رو خوب بلدم." "مطمعنم فقط به خاطر تنفس مصنوعیش رفتی یاد گرفتی." ꪊᦔᧁꪊᦔᧁᦔꪊᧁᦔꪊᧁᦔꪊᧁᦔꪊᧁᦔꪊᧁᦔꪊᧁᦔꪊᧁᦔꪊᧁᦔꪊᧁᦔ جئون جونگ‌کوک، تیکتاکر معروفی که توی لایو باید مجازاتی که فالوراش براش تایین میکنن رو انجام بده.
Saudade | Vkook by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 8,151
  • WpVote
    Votes 409
  • WpPart
    Parts 15
𓂃𝐒𝐚𝐮𝐝𝐚𝐝𝐞𓍯 "_گمونم دیگه نمی‌خوام بدونم! _چی‌؟ _عطرت؛ دیگه نمی‌خوام بلدش باشم..._" -- عشقِ ممنوع، مرد ساعت‌ساز را هر هفته‌ به تماشای یک نمایش می‌نشاند. نمایشی که برای او معنایی پنهان و بهانه‌ی از سر گذراندن شب‌هایش بود. اما چه اتفاقی می‌افتاد اگر در آخرین بازدید، تئأترِ محبوب ساعت‌ساز کنسل و چشم‌های بی‌روح مرد با فردی غریب دیدار می‌کرد؟ فردی که شاید در ظاهر مزاحم اما، اصلی‌ترین قطره‌ی جوهر، برای سرآغازی سپید و پایان پاییز بود. آن دو تیله‌ی سیه و سرکش، به راستی متعلق به که بود؟ ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟درام، رمنس،‌ انگست، معمایی، اسمات ⊹ نویسنده⤟ #Saren