vhhjjshxhsbk's Reading List
12 stories
BODYGUARD / VKOOK by faeze615
faeze615
  • WpView
    Reads 199,940
  • WpVote
    Votes 12,542
  • WpPart
    Parts 28
▪︎تکمیل شده ▪︎ نگاهِ جانگکوک ، نگاهِ یه خائن نبود! نگاه جانگکوک پر از عشق بود و محاله کسی بتونه انقدر واقعی نقش بازی کنه .... اسم فیکشن: بادیگارد کاپل : تهکوک / یونمین و ....... ژانر: رومنس/مافیا/اسمات
Blood & bond🩸 by suni_22_
suni_22_
  • WpView
    Reads 130,963
  • WpVote
    Votes 10,451
  • WpPart
    Parts 36
Name: Blood and bond 🩸خون و پیوند Genre: Mafia, Crime, Thriller, Omegaverse, Smut,mpreg Couple: vkook- yonmin- namjin- and... فصل 1: فول فصل2 : در حال آپ کیم تهیونگ، الفای خون خالص و رئیس مافیا، وقتی اطلاعاتش توسط رقیبش هک میشه، دنبال یه هکر خاص می‌گرده. جئون جونگکوک، امگا و لیدر یه تیم هکری مرموزه که همه چیزش رازآلوده. چی میشه اگه اینا سر راه هم قرار بگیرن؟ . . -«اگه یبار دیگه اینجوری بی‌صدا ناله کنی، قسم میخورم اون صدا رو با لبام ازت بیرون میکشم... کوچولو.» -«شاید همینو میخوام... میخوام ببینم وقتی کنترلتو از دست میدی، باهام چیکار میکنی.» -«داری منو به نقطه‌ای میرسونی که دیگه راه برگشتی نداره.»
Love knows no age by rahajo9
rahajo9
  • WpView
    Reads 1,280
  • WpVote
    Votes 114
  • WpPart
    Parts 7
کاپل اصلی :vkook. kookv(ورس) کاپل فرعی :Namjin & Yunmin تهیونگ مردی که معتقده دیگه پیر شده وچون سنش بالا رفته دیگه عاشق شدن فایده نداره ولی اینو میدونست که قراره عاشق یه پسر بشه؟ جونگکوک مردی که واسش هیچی مهم نیست و فقط دنبال وقت گذروندن با دوستاشه از جمله رفتن به بار مسابقات غیر قانونی موتور سواری
『 𝑹𝑬𝑨𝑺𝑶𝑵 𝑶𝑭 𝑴𝒀 𝑪𝑹𝒀 ᴷⱽ 』 by Atlasless
Atlasless
  • WpView
    Reads 169,577
  • WpVote
    Votes 13,060
  • WpPart
    Parts 22
"اتمام یافته" -چرا نمیذاری بمیرم؟ مگه این همه بدبختی رو از سمت من نمیبینی؟ -عزیزبودن میدونی چیه؟برام عزیزی، واضح تر بگم؟ دوستت دارم، عاشقت شدم، بلندتر بگم؟! COUPLE: KOOKV GNR: ROMANCE, FLUFF, ANGST, SMUT
𝐛𝐨𝐮𝐧𝐝 𝐛𝐲 𝐇𝐎𝐍𝐎𝐑 {𝐯𝐤} by Teahkook_writer
Teahkook_writer
  • WpView
    Reads 782,944
  • WpVote
    Votes 71,897
  • WpPart
    Parts 45
{Completed} جونگ‌کوک از ازدواج با همچین هیولایی میترسه. خیلی ها ازدواج اجباری جونگ‌کوک با تهیونگ برای برقراری صلح بین دو مافیا رو مثل یه موهبت میدونند ولی از نظر خودش سرنوشتش محکوم شده و به نابودی رسیده. هیچ راه فراری از این قرارداد ازدواج اجباری و برنامه ریزی شده وجود نداره؛ قطعا تهیونگ تا آخر دنیا به دنبالش میگشت . پیام چشم های الفا واضح بود: تو مال منی ! ********************* 🥀فصل اول اتمام یافته💋 🕷فصل دوم رو میتونید در همین اکانت پیدا کنید💀 Couple :: vkook , yoonmin jenre :: criminal, smut, omegaverse, romance, drama ، ازدواج اجباری🖤 Published Time :: اتمام یافته 🌸لطفا پارت "توضیحات" مطالعه کنید 🩷
wingless butterfly🦋 by btsarmiad
btsarmiad
  • WpView
    Reads 161,194
  • WpVote
    Votes 8,686
  • WpPart
    Parts 18
‌ خلاصه از فیک: جئون جونگکوک و کیم تهیونگ برادر ناتنی همن تهیونگ از وحشی گری آلفا ها متنفره باعثش پدر وحشی گرشه ولی جونگکوک از این خبر نداره و نمی‌فهمه چرا تهیونگ اینقدر ازش متنفره و بهش جبهه گرفته چی‌ میشه این تهیونگ رفته رفته تنفرش از جونگکوک کم شه و جونگکوک عشق پنهانیش رو به زور هم شده مال خودش بکنه تا مال یکی دیگه نشه؟ Main cuple: kookv Sub cuple:yoonmin Type: Omegaverse.imaginary.historical.smut author: adler ‌ پایان یافته ~ از الان میگم نظرات منفی و هر چیز منفی به چپ بنده هم نیست :)
Infernal | Vkook by jkscorp
jkscorp
  • WpView
    Reads 4,099
  • WpVote
    Votes 449
  • WpPart
    Parts 19
Name: Infernal (Devil Eggs) Type: Fan Fiction Genres: Dark / Harsh / Smut / BDSM / Action / Crime / Mystery Couple: Vkook / Kookmin / Vmin / VkookMin (Threesome) Writer: Parisa Summary: پارک جیمین، وارث پنهان امپراتوری پارک‌ها، که بیست و دو سال هویت و وجودش در سایه‌ها مخفی مانده بود، پس از فروپاشی خانواده‌اش، توسط قانون به بند کشیده شد و محکوم به حبس ابد شد، اما هنگامی که کیم نامجون، افسر برجسته و نفوذی کره جنوبی، پیشنهادی مرموز به او داد، جیمین مغزش را به کار انداخت تا مسیرش را به سوی جئون جونگکوک و رقیب دیرینه‌اش، کیم تهیونگ، باز نماید؛ دو مردی که روزگاری فراتر از دشمنی میانشان بود، اما اکنون سایه‌ای از گذشته‌ای پرآشوب بر روابط‌شان سنگینی می‌کرد. ❗️توجه؛ این داستان متعلق به من -پریسا- هست و قبلا با نام Devil Eggs بر روی اکانت واتپد @BTSIR7_FF اپلود شده و در حال حاضر هم در حال اپلود داستان به صورت تصحیح و کمی ویرایش شده بر روی اکانت خودم هستم.
Elysian | KOOKV by DejavuRaven
DejavuRaven
  • WpView
    Reads 16,751
  • WpVote
    Votes 1,458
  • WpPart
    Parts 13
៸៸ اِلیژیا ៸៸ ៹ ژانر: مافیایی، جنایی، رمانتیک، اسمات ៹ کاپل:کوکوی ៹ خلاصه: مدیرِ بزرگ‌ترین کمپانیِ داروسازی در سئول، جئون جونگ‌کوک؛ مردی سرد و خالی از احساس، که به‌تازگی طیِ وصیت‌نامه‌ی پدر مرحومش فهمیده که آزمایشگاه‌های کمپانیش به‌ساختِ جدیدترین موادهای مخدر مشغولن و اون گادفادرِ مشهورترین باندِ مافیاییِ سئول شده، پاش ناخواسته به گی‌باری باز می‌شه و شیفته‌ی حرکاتِ اغواگرِ استریپرِ مو مشکی، مأموریتش رو به‌دستِ فراموشی می‌سپره؛ غافل از اینکه نگاهِ اون استریپر، از مدت‌ها قبل روی جئون بوده. ៹ برشی از داستان: - حدس میزدم کینک‌های خاصِ خودت رو داشته باشی؛ اما فکرشم نمی‌کردم که به تماشای تریسامِ بقیه علاقه‌مند باشی! آه شت! پس وقتی توی تختتم، یه مزاحم داریم. + من عادت به تقسیمِ اموالم با بقیه ندارم کیم. اگر قرار باشه ردِ مالکیتم رو روی پوستِ بلورینت بکارم، جوری انجامش می‌دم که وقتی اون حرومزاده‌ها نگاهشون رو به تنت می‌دوزن، چشم‌هاشون به‌جای تحسین با وحشت پر بشه.
mi.. sin♡[Kookv]  by kianankouiin
kianankouiin
  • WpView
    Reads 422,793
  • WpVote
    Votes 35,052
  • WpPart
    Parts 55
~♡~ -ژنرال؟ هدف، موقعیت درجه‌ات یا... دوردونه‌ات؟ -شده قانون هم دور میزنم ولی..! از دور دونم نمیگذرم. ـــــــــــــــــــــــــــ بخشی از داستان: «میگی که تموم رفتارات علاقه‌است از روی دوست داشتنه! ولی چرا حتی یکبار بهم نگفتی[دوستت دارم]؟» «حق نداری بدون من نفس بکشی» «من تو عمرم فقط تورو دوست داشتم، دارم، خواهم داشت» «تو بودی خیانت کردی... نابود کردن من انقدر برات راحته؟» «برای داشتن به آغوش کشیدن عطرت.. کُشتن که هیچی! کل دنیارو به آتیش میکشم!» ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ _برمیگرده! دوردونه ماله منه! مال من.. گفته بودم اگه کسی به اموالم دست بزنه.. با خونش زمین رو نقاشی میکنم! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ☆پایان یافته+افتر استوری☆ Kookv♡ ••GENRE:romance _harsh _Samt _fluff _infatuation_amperg.
"Tamed by Fire"(تهکوک) by jshsjssee
jshsjssee
  • WpView
    Reads 13,643
  • WpVote
    Votes 603
  • WpPart
    Parts 21
"ولم کن! من به کمکت نیاز ندارم!" صداش خش داشت. زخمی بود. تهیونگ نگاهش کرد. لب‌های ترک‌خورده. خون خشک‌شده کنار گونه. لباس‌های پاره. "تو زخمی‌ای." آروم گفت. جونگ‌کوک خندید. یه خنده‌ی خسته و تلخ. "تو فکر میکنی زخما مهمن؟" بارون تندتر می‌بارید. موهای خیسش به صورتش چسبیده بودن. تهیونگ حس کرد اون بو... بوی درد و مقاومت، عمیق‌تر شد.