"اتمام یافته"
-چرا نمیذاری بمیرم؟ مگه این همه بدبختی رو از سمت من نمیبینی؟
-عزیزبودن میدونی چیه؟برام عزیزی، واضح تر بگم؟ دوستت دارم، عاشقت شدم، بلندتر بگم؟!
COUPLE: KOOKV
GNR: ROMANCE, FLUFF, ANGST, SMUT
کاپل : ویکوکمین / تریسام / کوکمین / ویمین
خلاصه : جئون جانگکوک پسر شَر و دردسر ساز رئیس جمهور بزرگ و قدرتمند کرهست . ولی خب این پدر و پسر هیچ وقت ابشون با هم تو یه جوب نرفته
درمقابل پارک جیمین وکیل حرفهای و همهچیز تمومه رئیس جمهور (پدر جانگکوک) هست که توجه کوک شدیداً بهش جلب میشه
و اما کیم تهیونگ....پسر جذاب و دوست داشتنی و به ظاهر نجیب (از داخل یه شیطان واقعیه!) که پسر عموی ناتنی کوک هست و قراره توی مسیر زدن مخ جیمین با کوک همراه بشه
بخشی از بوک:
بفهم چی میگی تهیونگ ! اون هر کسی نیییست! اون جئون جیمینه اون کیم جیمینه پسر منه و همینطور پسرِ توئه لعنتی! اون...هرکسی....نیییست!
کاپل دوم یونگی و جونگ گیو(برادر کیم تهیونگه) (ددی/لیتل بوی هست رابطشون)
کاپل سوم هم نامجینه(رابطشونs/m هست...یعنی سادیسم و مازوخیسم)
توجه کنید : داستان پر از اسمات و چپترای هات و خیس هست اگه دوست ندارید میتونید کنارش بگذارید ❤
خلاصه از فیک:
جئون جونگکوک و کیم تهیونگ برادر ناتنی همن
تهیونگ از وحشی گری آلفا ها متنفره باعثش پدر وحشی گرشه ولی جونگکوک از این خبر نداره و نمیفهمه چرا تهیونگ اینقدر ازش متنفره و بهش جبهه گرفته چی میشه این تهیونگ رفته رفته تنفرش از جونگکوک کم شه و جونگکوک عشق پنهانیش رو به زور هم شده مال خودش بکنه تا مال یکی دیگه نشه؟
Main cuple: kookv
Sub cuple:yoonmin
Type: Omegaverse.imaginary.historical.smut
author: adler
پایان یافته ~
از الان میگم نظرات منفی و هر چیز منفی به چپ بنده هم نیست :)
Name: Infernal (Devil Eggs)
Type: Fan Fiction
Genres: Dark / Harsh / Smut / BDSM / Action / Crime / Mystery
Couple: Vkook / Kookmin / Vmin / VkookMin (Threesome)
Writer: Parisa
Summary:
پارک جیمین، وارث پنهان امپراتوری پارکها، که بیست و دو سال هویت و وجودش در سایهها مخفی مانده بود، پس از فروپاشی خانوادهاش، توسط قانون به بند کشیده شد و محکوم به حبس ابد شد، اما هنگامی که کیم نامجون، افسر برجسته و نفوذی کره جنوبی، پیشنهادی مرموز به او داد، جیمین مغزش را به کار انداخت تا مسیرش را به سوی جئون جونگکوک و رقیب دیرینهاش، کیم تهیونگ، باز نماید؛ دو مردی که روزگاری فراتر از دشمنی میانشان بود، اما اکنون سایهای از گذشتهای پرآشوب بر روابطشان سنگینی میکرد.
❗️توجه؛
این داستان متعلق به من -پریسا- هست و قبلا با نام Devil Eggs بر روی اکانت واتپد @BTSIR7_FF اپلود شده و در حال حاضر هم در حال اپلود داستان به صورت تصحیح و کمی ویرایش شده بر روی اکانت خودم هستم.
៸៸ اِلیژیا ៸៸
៹ ژانر: مافیایی، جنایی، رمانتیک، اسمات
៹ کاپل:کوکوی
៹ خلاصه:
مدیرِ بزرگترین کمپانیِ داروسازی در سئول، جئون جونگکوک؛ مردی سرد و خالی از احساس، که بهتازگی طیِ وصیتنامهی پدر مرحومش فهمیده که آزمایشگاههای کمپانیش بهساختِ جدیدترین موادهای مخدر مشغولن و اون گادفادرِ مشهورترین باندِ مافیاییِ سئول شده، پاش ناخواسته به گیباری باز میشه و شیفتهی حرکاتِ اغواگرِ استریپرِ مو مشکی، مأموریتش رو بهدستِ فراموشی میسپره؛ غافل از اینکه نگاهِ اون استریپر، از مدتها قبل روی جئون بوده.
៹ برشی از داستان:
- حدس میزدم کینکهای خاصِ خودت رو داشته باشی؛ اما فکرشم نمیکردم که به تماشای تریسامِ بقیه علاقهمند باشی! آه شت! پس وقتی توی تختتم، یه مزاحم داریم.
+ من عادت به تقسیمِ اموالم با بقیه ندارم کیم. اگر قرار باشه ردِ مالکیتم رو روی پوستِ بلورینت بکارم، جوری انجامش میدم که وقتی اون حرومزادهها نگاهشون رو به تنت میدوزن، چشمهاشون بهجای تحسین با وحشت پر بشه.
~♡~
-ژنرال؟ هدف، موقعیت درجهات یا... دوردونهات؟
-شده قانون هم دور میزنم ولی..! از دور دونم نمیگذرم.
ـــــــــــــــــــــــــــ
بخشی از داستان:
«میگی که تموم رفتارات علاقهاست از روی دوست داشتنه! ولی چرا حتی یکبار بهم نگفتی[دوستت دارم]؟»
«حق نداری بدون من نفس بکشی»
«من تو عمرم فقط تورو دوست داشتم، دارم، خواهم داشت»
«تو بودی خیانت کردی... نابود کردن من انقدر برات راحته؟»
«برای داشتن به آغوش کشیدن عطرت.. کُشتن که هیچی! کل دنیارو به آتیش میکشم!»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
_برمیگرده! دوردونه ماله منه! مال من.. گفته بودم اگه کسی به اموالم دست بزنه.. با خونش زمین رو نقاشی میکنم!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
☆پایان یافته+افتر استوری☆
Kookv♡
••GENRE:romance _harsh _Samt _fluff
_infatuation_amperg.