امگاورس
4 stories
Moon Born Of Fire (Vkook) by 8Gemini8
8Gemini8
  • WpView
    Reads 666
  • WpVote
    Votes 217
  • WpPart
    Parts 8
🌊اسم: ماه آتش زاد 🌊کاپل: ویکوک 🌊ژانر: فانتزی/امگاورس/امپرگ/تاریخی-قبیله ای 🌊وضعیت: درحال آپ 🌊خلاصه ای از داستان: وقتی قبیله ارکیده سرخ در نبردی نابرابر سقوط می‌کند، جونگکوک(لونای جوان و وارث قدرت آتش)برای نجات بازماندگانش مجبور می‌شود تسلیم دشمن دیرینه، کیم تهیونگ رهبر سرد و مرموز قبیله ابیس، شود. اما این تسلیم، پایان نیست... بلکه آغاز عهدی است که جونگکوک را میان وفاداری، انتقام و هویتی که از او گرفته شده گرفتار می‌کند. در سرزمین آب، او باید یاد بگیرد چگونه زنده بماند، قوانین جدید را درک کند و حقیقت پشت جنگی را کشف کند که زندگیش را زیر و رو کرده است. حتی اگر این مسیر، او را در برابر احساسی قرار دهد که هرگز انتظارش را نداشت. 🔥تاریخ شروع: 2025/11/28 🔥تاریخ پایان:
𝐎𝐰𝐧𝐞𝐝 𝐭𝐨 𝐎𝐛𝐞𝐲 {𝐯𝐤} by Teahkook_writer
Teahkook_writer
  • WpView
    Reads 176,389
  • WpVote
    Votes 24,361
  • WpPart
    Parts 33
شاهزاده سرزمین ثروتمند لی‌نیوا ؛ اونو درخواست کرد و بدست آورد. حالا امگا مجبور بود از آلفا اطاعت کنه . اثر : ZOEY ELLIS ***************** ☠️این فیک دارای صحنه های خشونت آمیز و وقایع تلخ تاریخی می‌باشند⚔️ Couple :: vkook ، yoonmin Jenre :: Omegaverse, history, romance, smut , dark , war , angest پارت گذاری: یک بار در هفته 🏹 لطفا پارت توضیحات مطالعه بفرمایید
Cold king by Vkook_2309
Vkook_2309
  • WpView
    Reads 77,735
  • WpVote
    Votes 6,734
  • WpPart
    Parts 44
نویسنده: ماریا پادشاهی در دنیای مدرن کیم تهیونگ آلفای خون خالصی که به تازه گی ولیعهد شده بود و بسیار سرد و خشن بود ، با رایحه ای از جنس مشک و بوی دریا در دل یک صبح زمستانی سرد ولی زیبا ، جئون جونگکوک امگای به شدت حساس که تازه پا به سن ۲۲ سالگی گذاشته و برخلاف بقیه هیچ نشانی از جفتش روی بدنش بروز نکرده و هیچ حسی هم نمیکنه که جفتی داره و از این موضوع به شدت غمگینه تا اینکه.... ژانر: اسمات ، درام ، عاشقانه، پادشاهی ، امگاورس کاپل: تهکوک ، یونگمین آپ: آخر هفته ها
DARK OMEGA by AVINA1061
AVINA1061
  • WpView
    Reads 129,419
  • WpVote
    Votes 12,916
  • WpPart
    Parts 35
فیکشن امگای تاریک🖤 کاپل:کوکوی🖤 ژانر:امگاورس🖤انگست🖤ازدواج اجباری🖤اسمات🖤 نویسنده:noor🖤 برشی از داستان: _ازت توقع ندارم منو به اندازه تنها فرزندت دوست داشته باشی یا تمام گذشته رو فراموش کنی اما بهم لطف یک شانس دوباره رو بده امگای من _به نظرت یه پیاله ی شکسته و خورد شده به شکل اولش برمیگرده؟ پایان:هپی اند🖤 بچه ها دوستش داشته باشین🖤