Hwang27's Reading List
15 stories
𝓜𝓸𝓷𝓪𝓵𝓲𝓼𝓪 (ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ) by Mika_skzz
Mika_skzz
  • WpView
    Reads 27,050
  • WpVote
    Votes 2,669
  • WpPart
    Parts 40
﹌﹌﹌﹌﹌🔞﹌﹌﹌﹌﹌ مغزم هیچ چیزو هندل نمیکرد... درکی از موقعیتی که توش بودم نداشتم... توی اون حالتی که من روی لبه میز بزرگ بیلیارد نشسته بودم ، چانی که دستاش دو طرف بدنم بود ، پاهام رو نوازش میکرد و با ولع لب‌هامو میبوسید، واسم سخت بود که درست فکر کنم. ﹌﹌﹌﹌﹌🔞﹌﹌﹌﹌﹌ 🦋مونالیزا🦋 کاپل‌ اصلی: چانمین کاپل فرعی: هیونلیکس، مینسونگ ژانر: عاشقـ✨ـانه، اسمـ🔞ـات، درام💔، کمـ🌚ـدی
Riesling | شراب سفید by RougeZlo
RougeZlo
  • WpView
    Reads 4,020
  • WpVote
    Votes 130
  • WpPart
    Parts 1
• وانشات: شراب سفید کاپل: هیونلیکس • ژانر: فول اسمات، ددی کینک، بی دی اس ام
Wonderland | سرزمین عجایب by RougeZlo
RougeZlo
  • WpView
    Reads 16,571
  • WpVote
    Votes 882
  • WpPart
    Parts 8
فول فیک: واندرلند (سرزمین عجایب) کاپل: هیونلیکس ژانر: خشن، دارک، روانشناسی، اسمات، بی‌دی‌اس‌ام وضعیت: فول ایدی تلگرام نویسنده: @dxvnl چنل تلگرام: @hyunlix_lemonde
My eyes are on You by hwangjasmin87
hwangjasmin87
  • WpView
    Reads 65,592
  • WpVote
    Votes 6,882
  • WpPart
    Parts 65
فیلیکس پسری ریزه میزه با کک و مک های قهوه ای روی صورتش که تازه از استرالیا انتقال گرفته به کره و توی دانشگاه جدیدش بهش قلدری میشه هیونجین پسر سرد دانشگاه که هیچکس نمیدونه چی تو ذهنش میگذره و توی هیچ دعوایی شرکت نمیکنه هیونجین قراره در برابر قلدری های فیلیکس ساکت بمونه ؟
Again... by _-saba-_
_-saba-_
  • WpView
    Reads 16,818
  • WpVote
    Votes 1,422
  • WpPart
    Parts 21
کار احمقانه ای بود که وسط ترم بیام دانشگاه...
𝑴𝑬𝑵𝑻𝑨𝑳 𝑮𝑨𝑴𝑬 🌩🖤🍷𝑯𝒀𝑼𝑵𝑳𝑰𝑿 by Sayehfarokh13
Sayehfarokh13
  • WpView
    Reads 102,095
  • WpVote
    Votes 6,501
  • WpPart
    Parts 21
Couple:Hyunlix Author:Sayeh" Ganres: School life ,smut🔞 لی فلیکس طی تصمیم مادرش برای ازدواج به سئول میاد و روز اول مدرسش با اکیپ هیونجین برخورد میکنه و مجبور میشه پیش خود هیونجین بشینه معلم ریاضی که میدونسته نمرات فلیکس خیلی خفنن شرط میزاره :تنها زمانی نمرات فلیکس رو ثبت میکنه که نمره پایانی هیونجین بالا بشه!! حالا چی میشه اگه کسی که مادرش باهاش ازدواج کرده پدر هیونجین باشه؟:) ----------------☆--------------------☆--------------------------- [[همینکه از خیابون اصلی دور شدن به جلو خم شد و تا جایی که میتونست گاز داد،مشت شدن لباسش تو دستای اون احمقو حس کرد و لبخندش پر رنگ تر شد به چراغ قرمز روبروشون که رسید سرعتشو بیشتر کرد و از لای ماشینا رد شد . میتونست ضربان تند قلب فلیکسو که از پشت بهش چسبیده بود حس کنه و این بهش حس خوبی میداد و میخواست هرچه زود تر صورت ترسیدشو ببینه. به جای مورد نظرش که رسیدن وایستاد تا از موتورش پیاده شه: حالا بازم جرئت میکنی با من بری مدرسه؟هوم؟ رنگش پریده بود با اخم نگاهی به اطرافش انداخت اینجا که مدرسه نبود! انگار دور ترین نقطه ی شهر بود کم کم داشت متوجه قضیه میشد :از اولم نباید بهت اعتماد میکردم.اینجا کجاست؟منو برگردون عوضی... کاپل:هیونلیکس❤️‍🔥 ژانر:مدرسه ای ، اسمات ، با چاشنی اکشن
Teach Me | یادم بده by Monilllaa
Monilllaa
  • WpView
    Reads 98,372
  • WpVote
    Votes 10,285
  • WpPart
    Parts 25
فلیکس 17 ساله برای اینکه بتونه کراشش رو تحت تاثیر قرار بده، از دوست صمیمی برادر بزرگش میخواد تا بهش یاد بده چطوری اون پسر رو خوب ببوسه. Couple: Hyunlix Genre: Fluff, Smut
𝘚𝘸𝘦𝘦𝘵 𝘗𝘳𝘰𝘣𝘭𝘦𝘮¬ by pinkkit_ten
pinkkit_ten
  • WpView
    Reads 48,302
  • WpVote
    Votes 6,689
  • WpPart
    Parts 18
¬𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦=𝘏𝘺𝘶𝘯𝘭𝘪𝘹_𝘔𝘪𝘯𝘴𝘶𝘯𝘨 ¬𝘎𝘢𝘯𝘦𝘳=𝘚𝘮𝘶𝘵_𝘚𝘭𝘪𝘤𝘦 𝘰𝘧 𝘓𝘪𝘧𝘦 '''''''''''''''''''''''''''''''''""""""""" ¬اگه میدونست قراره چه بلایی سر قلبش بیاد هیچوقت پا به اون خونه لعنتی نمیزاشت¬ '''''''''''''''''''''''''''''''''""""""""" ¬فلیکس با یونجون، دوست پسر دو ساله اش زندگی خوب و خوشی داره تا اینکه یک مشکل کوچیک برای خودش و دونسونگ کوچولوش پیش میاد..مشکلی که تهش به خانواده هوانگ ختم میشه¬
Snowflake  by yeganhay
yeganhay
  • WpView
    Reads 3,578
  • WpVote
    Votes 403
  • WpPart
    Parts 5
هوانگ‌هیونجین فقط به‌خاطر قولی که به مادرش داده بود پاشو توی اون مدرسه گذاشت اما بعد از آشناشدن با اون پسر سال‌بالاییِ مرموز همه چیز صد و هشتاد درجه چرخید. Couple: Hyunlix Genre: SchoolLife, Fantasy, Romance
Clock Alarm. by lil_xiao17
lil_xiao17
  • WpView
    Reads 9,625
  • WpVote
    Votes 1,435
  • WpPart
    Parts 30
Genre: Romance, school life, smut Couple: taegyu, sunsun "وجود خودش رو کنار اون پسر فراموش میکرد میدونست قراره شکسته بشه و با تمام وجودش اون شکستن رو میخواست."