_ فکر کنم یه اشتباهی شده آخه یعنی چی"تبریک میگم شما حامله ای"؟
+شما آروم باشین یه لحظه
_تازه اونم از کی؟؟ این احمق؟؟
+تست تعیین هویت ثابت کردن که بچه تو شکم شما از اقای جئون هستش
_مطمئنم یه اشتباهی شده عقل آدم سالمم میفهمه همچین چیزی ممکن نیست شما دیوونهاین همتون دیوونهاین
در واقع اونی که دیوونه شده منم
کیم تهیونگ امگای ۲۰ ساله.
راستش این اتفاق خیلی غیر منتظره نبود بعد از اینکه بارها باهم خوابیده بودیم
منظورم از 'باهم' خودم و جئون جونگ کوک هستش
رابطه ما بخاطر خانواده هامون شروع شد و قرار بود به نفع هردو طرف باشه
ولی بعید میدونم این تصمیم به نفع کسی باشه
درست تر بگم تصمیمشون یه اشتباه محض بود!
تصمیمشون باعث ضرر جبران ناپذیری شد
اما این تصمیم بیشتر از همه به ضرر من شد...
چون عاشقش شدم!
قضیه از این قرار بود که تهیونگ به مدرسه ی جدیدی انتقال پیدا کرده بود،
و اون کلاسی که درونش بود به قفس گرگ ها معروف بود!
و جونگکوک پسری که به بی رحمی و قلدری و کتک زنی شناخته میشد و
سردسته ی قلدر های مدرسه هم بود ، همکلاسی جدید تهیونگ بود.
•
•
👀تیکه ای از فیک:
_ جئون! من هزار بار گفتم هرجوری که دوست دارم لباس میپوشم ،
ربطی نداره به کسی ..
+ پس منم هرجور که دوست دارم آدم جر میدم واست ،
ربطی نداره به کسی ..
•
•
GANER:Smut~Romance~Fake Caht~Dram~AU~little comedy
Couple: Kookv
Writer : Aloura
مولتی شات ترجمهای کوکوی
(تکمیل شده)
تهیونگ از سر و صدای همسایه هاش خسته شده. اما هیچوقت فکرش نمیکرد اون همسایههای اذیت کننده دوقلوهای جئون باشن به همراه پدر هات و جذابشون.
خب بهنظر میرسید اون بدجوری گیر افتاده...
ژانر: امگاورس، فلاف، رمنس، اسمات
کاپل: کوکوی
تعداد چپتر: 5
𖥔لمسِ گناه𖥔🔞
کیم تهیونگ که پساز مرگ دخترش خودش رو از دنیا جدا کرده، مجبور میشه بهمدت شش ماه، بادیگارد و همخونهی جئون جونگکوک، پسری که دوازده سال ازش کوچیکتره، بشه. ژیمناستیککاری که معصومیتش رو پشت سرکشی پنهان کرده. تهیونگ برای مبارزه و حفاظت آموزش دیده بود؛ اما نه برا ی پسری که بودنش، خطی باریک میان وظیفه و وسوسهای بود که باید زیر یک سقف، اون رو تحمل میکرد.
- من زن و بچه داشتم جونگکوک، هیچوقت از مردها خوشم نمیاومده.
- برای همین وقتی تمرین میکنم خشتکت تنگ میشه؟
⊹ نام⤟لمسِ گناه
⊹ کاپل⤟ویکوک
⊹ ژانر⤟انگست/رومنس/درام/اسمات
من و بکن🍸
این فیک بیشترش اسماته
زوج ها: کوکوی
یونمین
جیمین:بیا حرف بزن یه اسکورت خوب پیدا کردم
ته گوشی گرفت و گفت:س..سلام
_ بفرمایید؟
ته:امم.... من برای چیز ه... شما.... آقای....
_بله من اسکورتم و جئون جونگ کوک هستم
اسکورت: کسی که پول میگیره تا با آدما س..کس کنه چه تاپ چه باتم البته امیدوارم درست یادم مونده باشه اگرم اشتباهه خودتون ببخشید 😂😂😂
Fiction: my candy 🍭
کامل شده
کاپل : kookv
ژانر : فلاف ، رمنس ، اسمات
خلاصه:
جئون جونگ کوک مبارز قفس آزاد کره معروف به ماشین کشتار وقتی برای تمرینات میره به یک کلبه جنگلی ، شبی که داره بارون سختی میگیره ، یک مرد با بچه پشت در خونه میان و ازش کمک میگیرن .
کیم تهیونگ ، یکی از تاپ وکیل های کره
برای بدست اوردن قلب جی کی ، تا کجا پیش میره ؟
WriterMisha
(( این فیک آمپرگ ، خیانت و خشونت نداره ، با خیال راحت از شیرینی کوک وی لذت ببر )) 💜💖🍭
فایل پیدیاف داخل چنل هست
[ اتمام یافته..]
«اون امگا مهر زده بود. مهری که نشان میداد امگا برای انیگمایی به نام کیم تهیونگ بود!
ولی امگا از دنیایی که درش ملکه خوانده میشد بی خبر بود. اون فقط میخواست دلیل مرگ اطرافیانش رو متوجه بشه. ولی عمرا فکر هم نمیکرد با استاکرش روبروشه..یه استاکر معمولی..؟!»
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐊𝐎𝐎𝐊
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭،𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞 ، 𝐚𝐦𝐩𝐞𝐫𝐠 ، 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 ، 𝐒𝐦𝐭
کیم تهیونگ، پادشاه سرد و مغرور، کسی نیست که به راحتی نزدیک کسی بشه...
اما وقتی امگایی مهربون و ناشناخته پا به قصر میذاره، چیزی توی نظم همیشهساکت سلطنت تغییر میکنه.
در دیوارهای طلایی کاخ، عشق شروع به نفس کشیدن میکنه...
در حالی که سایههایی در سکوت، منتظر لحظهی سقوطن.
این فقط یک داستان عاشقانه نیست...
این یه بازیه بین قلبها، قدرت... و گرگهایی که همیشه همهچیز رو نمیگن.
" لونافلورا "
کاپل: ویکوک، یونمین، نامجین
ژانر: روم نس، امگاورس، رویال مدرن، امپرگ، اسمات
نویسنده: آگاتا
《پایان یافته》
چی میشه اگه جونگکوک و تهیونگی که یروز اتفاقی باهم آشنا شدن حالا نتونن بدون همدیگه زندگی کنن و از طرفی بخاطر برادرهایِ بزرگترشون نتونن باهم باشن...یعنی توی گذشته چه اتفاقی بین برادراشون افتاده ؟! چرا اونا انقدر از هم نفرت دارن و از همدیگه فرار میکنن؟!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
+پس چرا تو بوسان زندگی میکنید؟
_نامجون هیونگ هیچوقت جواب این سوالمو نداده...وقتی بعد از مرگِ پدرم به بوسان اومدیم من خیلی کوچیک بودم و چیزِ زیادی از زندگیِ توی سئول رو به یاد نمیارم اما هروقت درمورد گذشته از نامجون هیونگ میپرسم، اون فقط لبخند میزنه و میگه مهم نیست!
+درست مثلِ هیونگِ منه!
_جدی؟
+اوهوم...اونم درمورد گذشته یا مرگ پدرم چیزی بهم نمیگه.
vkook
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
کاپل اصلی: ویکوک/ نامجین
کاپل فرعی: سپ
ژانر: رمنس/زندگی روزمره/ اندکی اسمات/ اندکی اکشن و مافیایی/ خاطراتِ گذشته
وضعیت: پایان یافته.
« خوشحال میشم توی اولین کارم حمایتم کنید، متشکر🫶🏻»
شروع: 1 آوریل 2026
پایان: 9 اوت 2026
(کامل شده)
ولیعهد و اژدهایش (The Crown Prince & His Dragon)
خلاصه: ولیعهد در پشت قصرش یه تخم اژدها پیدا میکنه و...
تذکر: این داستان تخیلیه و از ذهن نویسنده نشات میگیره و هیچ ارتباطی با دنیای واقعی نداره. محارم هم نیست
ژانر: تاریخی، انگست، سلطنتی، هپیاند، اسمات، امپرگ و...
کاپل: تهکوک
شروع: ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ (۴ ژوئن ۲۰۲۶)
پایان: ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ (۸ ژوئن ۲۰۲۶)
#1dragon
#1historical
#1اژدها
#1تاریخی
#1سلطنتی
#1taekook
#1jungkook