aramahmadp00r2013gma's Reading List
36 historias
Cècile por flitata
flitata
  • WpView
    LECTURAS 4,244
  • WpVote
    Votos 355
  • WpPart
    Partes 35
درست وقتی همه چیز تو مه سیاهی فرو رفته بود، اون مرد..با دستای پر از تتوش..به کمکت اومد و از برزخ زندگیت نجاتت داد.. میتونستی رنگی ترین روزای زندگیتو باهاش ببینی. همیشه باورداشتی روزای خوش یه جایی به پایان میرسن و هر شادی از ته دلی یه تلخی در پیش داره ولی، هیچوقت اگر قرار بود اینطوری تقاصشو پس بدی..حتی اگه تو سیاهی غرق میشدی..از اون دستا و اون مرد کمک نمیگرفتی! Writer: tatabata Genre : dark romance, angst Character: Christian yu, you
Servant | خدمتکار por Goli_happy
Goli_happy
  • WpView
    LECTURAS 47,801
  • WpVote
    Votos 2,503
  • WpPart
    Partes 55
_تو با پای خودت اومدی تو عمارت من، یادت که نرفته؟! +اون موقع نمیدونستم یه همچین آدم کثیفی هستی! _برای بیرون رفتن از اینجا دو راه بیشتر نداری یا مرگ رو انتخاب کنی یا زندگی با منو. +مرگ بهتر از زندگی با هیولایی مثل توعه... . . . کاپل اصلی: جونگکوک/نگار (زود قضاوت نکنین قراره متفاوت باشه) کاپل فرعی: یونگی/بورام ژانر: مافیایی، اکشن، رومانس، اسمات. هپی اند. . . . . . . خب خب، سلام سلام🤍 من چند سالِ تو واتپد فن فیک میخونم. این دفعه گفتم بزار خودم دست به کار شم و با توجه به رشته ای که دارم میخونم نویسندگی کنم. این قرارِ اولین فیک من باشه. اگر دوست داشتید و به خوندنش نشستید، نظرتون برام مهمه خواهش میکنم بی پرده بگید و حتی اگر انتقادی داشتید بکنید که من داستانم رو بهتر کنم. مرسییی🙏🏻 این داستان قرارِ تو ژانر جنایی، رومانس و اسمات پیش بره... میتونید منو گُلی صدا کنید😊 امیدوارم از خوندن این فیک نهایت لذت رو ببرید. حمایت از من فراموش نشه وا!😂✌🏻
جهان خونین مافیا por Robi963
Robi963
  • WpView
    LECTURAS 50,104
  • WpVote
    Votos 1,763
  • WpPart
    Partes 45
در پس زیبایی های این جهان دنیایی وجود دارد سراسر خون و درد ، هنگامی که کودکان در چمنزار ها بازی میکنند در کوچه های مخفی سیسیل کوزانوسترا قدم های بزرگش را بر میدارد و با هر قدم سنگفرش های خونی از خود به جا میگذارد. مردانی که از‌ جنس سنگ و باروت در مسیر پر پیچ و خم عشق می افتند
𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭 | سیاه قلب por btsfic696
btsfic696
  • WpView
    LECTURAS 52,581
  • WpVote
    Votos 3,646
  • WpPart
    Partes 30
گاهی آدم‌ها در آتش نمی‌سوزند، در خاطره‌ای نیمه‌تمام خاکستر می‌شوند. نرا، دختری که به دنیا آمد تا مقصر باشد، در شبی تاریک جا گذاشته شد. جونگوک، پسری که همیشه برای دیگران جنگید، در همان شب همه‌چیز را فراموش کرد. سال‌ها گذشت، زخم‌ها عمیق‌تر شدند، و حالا آن دو در دو سوی یک بازی خون‌بار ایستاده‌اند. یکی با حافظه‌ای تار، دیگری با قلبی سیاه‌تر از هر گذشته‌ای... «منو یادت نیست، آره؟» «اسم تو رو همه فراموش کردن... حتی خودت.» «اما من هیچ‌کسو یادم نرفته... هیچ‌کسو.» •پایان یافته• 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 ↳ᴊᴋ & ɴᴏʀᴀ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 ↳ᴍᴀғɪᴀ,sᴍᴜᴛ,ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ،ᴍʏsᴛᴇʀʏ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 ↳ɴᴏᴜʀᴀ ★·.·'¯'·.·★ 𝐓𝐞𝐥𝐞𝐠𝐫𝐚𝐦 ↳ʙᴛsғɪᴄ696 درحال ویرایش
تناسخ زمان Reincarnation  por 9yunjin
9yunjin
  • WpView
    LECTURAS 3,536
  • WpVote
    Votos 204
  • WpPart
    Partes 75
نام فیک ( تناسخ زمان ) «جئون جونگ‌کوک»، آیدل محبوبی که جهان زیر پاهایش است، با یک قضاوت ناعادلانه در مورد زندگی یک مادر، با چرخشی پیش‌بینی نشده در سرنوشت روبرو می‌شود. او در مرز باریک بین واقعیت و رویا، سفری را در زمان آغاز می‌کند که تمام پل‌های پشت سرش را ویران می‌کند. وقتی جونگ‌کوک چشم باز می‌کند، دیگر آن ستاره‌ی پر زرق و برق روی صحنه نیست؛ او حالا در کالبد مردی قرار گرفته که فرسنگ‌ها با دنیای شهرت فاصله دارد و درگیر روابط و زندگی شخصی‌ است که هیچ خاطره‌ای از آن‌ها ندارد. او باید در دنیایی که برایش بیگانه است، با عواقب حرف‌هایش روبرو شود و هویت جدیدش را کشف کند. ژانر: فانتزی (سفر در زمان)، رمانتیک، درام، خانوادگی (Family/Life) Author: Yeonjin
My Precious Trust || vkook|| por sarah1994m
sarah1994m
  • WpView
    LECTURAS 183,267
  • WpVote
    Votos 13,926
  • WpPart
    Partes 98
ژانر:(رومنس_معمایی_اسمات🔞) #هپی_اند🫰 ✦ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Vkook, secret, (a little verse) ✧ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾:Dark romance, smut🔞 ✦ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: sarah🦋 جونگکوک پسری از یه خانواده متمول و سختگیر که رویای رفتن به آمریکا رو داره... دست تقدیر اونو با مردی آشنا میکنه که زندگیشو به کلی دچار تغییرات غیرقابل بازگشت میکنه.... " هیچکس جز خودم حق نداره حتی وقتی قبل از مرگت دست و پا میزنی لمست کنه جونگکوک یا اون خون کثیفی که ازت میریزه رو ببینه..." " باشه ولی حق با تو بود تهیونگ آدم حاضره بخاطر بچه اش هرکاری بکنه" +"نگران هرچیزی باش جونگکوک جز من..." +"پدر تو شاید دورترین دشمن من بشه... ولی دشمن های اصلی من همیشه از رگ گردنم به من نزدیک تر بودن... کسایی که خواستن منو زمین بزنن همیشه در نزدیک ترین فاصله ی ممکن به من قرار داشتن یا هم خون ام بودن... یا هم خونه ام.... چنل تلگرام : @taehkook_fiction
𝕹𝖎𝖌𝖍𝖙𝖒𝖆𝖗𝖊༺ por BlackMoon6669
BlackMoon6669
  • WpView
    LECTURAS 168,509
  • WpVote
    Votos 15,713
  • WpPart
    Partes 68
#Nightmare کابوس🌙 اون روانشناس مرموز، کیم نامجون و برادرش تهیونگ فکر می‌کنن با چپوندن کلمه‌ها به مغزم و تجویز داروهای روانپریشی می‌تونه من رو نجات بده! اما فقط من می‌دونم که باعث تمام اون توهم‌های وحشتناکم کیه! اون هیولا، حتی خانوادم رو هم خریده برادر دوقلوم، جیمین. برادر بزرگترم، جین. حتی مادرم. 🔻وضعیت آپلود: کامل شده🔺 مونالیزا: این فیکشن جزو اولین فیک‌هایی هست که نوشتم و می‌شه گفت مبتدی‌ترینشون هست ولی با تمام ایراداتش امیدوارم دوستش داشته باشید... هرچند که خودم عاشقشم و حتی سعی ندارم ایراداتش رو رفع کنم💚 Writer: #Monalisa 🖤 Couple: JK & Girl / V & Girl / Namjin/Yoonmin Genre: Action / Harsh / Angst / Psychological / Smut / Horror
Giselle  por Annie_tsh
Annie_tsh
  • WpView
    LECTURAS 10,261
  • WpVote
    Votos 561
  • WpPart
    Partes 13
این فیک قبلا در تلگرام آپلود شده🔴 جئون جونگکوک بوکسور مشهوری که همه فکر می‌کنن خوشبخت‌ترینه ، بالاخره سروکله‌اش پیدا میشه تو زندگی بالرینی که ۱۰ ماه پیش همه چیزش رو ازش گرفت و اونو به خاک سیاه نشوند. قراره توی این زمستون سرد جیزل داستان رو بشکنه و خوردش کنه همونطور که این بلا سر خودش اومد. ولی آیا عشقی که تا مغز استخون‌هاش نفوذ کرده این اجازه رو بهش میده؟ باید دید. کاپل: جونگکوک و هاسونگ ژانر: موزیکال، عاشقانه، اسمات، درام
ꫝꪖ𝕥𝕣ꫀᦔ🥀 por btsficsmut7
btsficsmut7
  • WpView
    LECTURAS 168,367
  • WpVote
    Votos 9,512
  • WpPart
    Partes 35
_اره از جیهو متنفرم حالم.... ^بابا...من فکرکردم دوسم داری! • • • • "جئون جیهو یه آثار بی نظیر از عروسکش بود عروسکی که شاید هیچ وقت توان رو به رو شدن باهاش و نداشته باشه" ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ " دوستان این بوک تنها در واتپد اپ شده"
𝘿𝙤𝙡𝙡𝙝𝙤𝙪𝙨𝙚 𝙎2 por BlackCat_Anna
BlackCat_Anna
  • WpView
    LECTURAS 50,214
  • WpVote
    Votos 4,598
  • WpPart
    Partes 18
|ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ| • من رو یادت نمیاد؟! راستش از اینکه اون روز توی بیمارستان نجاتت دادم پشیمونم،فکرشو نمیکردم اینقدر باهوش باشی... ولی میدونی چیه؟ خیلی زودتر از اون چیزی که فکرشو میکنی تمام این خنده ها،شادی ها و لحظات محشری که با دوستات داری از بین میره... راستی جیسو چطوره؟! روح کوچولوی من بالاخره تونسته با مرگش کنار بیاد یا نه؟ بهتره بیشتر باهاش وقت بگذرونی، چون میدونی باید از الان خودت رو برای مرگ نابهنگامت آماده کنی جنی! به زودی دنبال تو هم میام کوچولوی باهوش! فقط یکم دیگه با دوستات خوش باش... لحظاتی سخت تر از خونه عروسکی در انتظارتونه! امضا : شبح آبی