شاهکارررر
10 stories
The tattoo on his neck  by _MoonyMoa
_MoonyMoa
  • WpView
    Reads 5,732
  • WpVote
    Votes 444
  • WpPart
    Parts 23
_ چجوری بیشتر درد میکشی...؟! همون طور که روی بلندی ایستاده بود با چاقوی تیز توی دستاش یه قدم عقب تر رفت و جیغ کشید _ بگوووو ... با خودم چی کار کنمممم ... چی کار کنم درد میکشییییی؟ اون داشت فریاد میزد ، دیوونه شده بود و دلیل دیوونگیش روی زانو هاش افتاده بود و با التماس اشک می‌ریخت . اون همینطور داشت جیغ میکشید و پسر رو به روش با دیدن پر پر شدن رز سفیدش جلو چشماش داشت نابود میشد . _ چی کار کنم نابود میشی؟ چی کار کنم دیگه تا بقیه زندگیت نمیتونی چیزی رو حس کنی؟ چی کار کنم تا از همه و مخصوصا خودت متنفر میشی؟ چی کار کنم مثل من فقط به خودت آسیب میزنی تا همه چیو نابود کنی، حتی خودتو؟ چی کار کنم مثل مرده ها زندگی میکنی؟ بگووووو ... چی کار کنم من میشی؟ ~~~~~~~~~~~~ یه بازی ... یه دروغ ... یه رمز و ... یه تتو ... همه چی از یه تتو شروع شد. تتوی پشت گردنش ... اون یه رمز بود . پسری که همه دنبالش بودن و نباید دست کسی بهش می‌رسید ... اون تتو متعلق به کی بود؟! اون نقش اصلی بود؟! اون باید کشته میشد... " زمزمه های پنهان زیر موهایش " Couple: Yeongyu , Hyunlix ... *هر پارت که گیج شدید ، پارت پارازیت رو بخونید ، داستان کلی اونجا گفته شده . لطفا تا نرسیدن به پارت مورد نظر نخونیدش . اگه باز هم سوالی داشتید بپرسید ~ Writer : _MoonyMoa
Endless Darkness  by _MoonyMoa
_MoonyMoa
  • WpView
    Reads 295
  • WpVote
    Votes 20
  • WpPart
    Parts 2
_خون هایی که ریختی روی رز سپیدی که عاشقش بودی لکه انداخته و حالا اون از بین رفته ... اون دیگه پاک نیست ... رز پاک و سپیدت غرق تو قرمزی خون و گناهی شد که هیچوقت نمیخواستشون و تو بهش اهمیتی ندادی ... اون حالا یه گل سرخ شده و با خار هایی که هرگز بهش اهمیتی ندادی تو قلبت این‌بار برای ریختن خون خودت فرو میره و تو مجبوری فقط نگاش کنی چون این خودت بودی که از ریشه جداش کردی ... ‌ ~~~~~~~~~~~ + رز سپید ... ؟! - اون مثل رز سپیدی بود که قدرت هیچ چیز غیر از تشخیص رنگ خودش رو نداشت . دنیای اطرافش بی رنگ و تاریک بود اما هر بار با بارش برف سپید رنگی که می‌تونست خودش به تنهایی رنگش رو تشخیص بده ، لبخند میزد و دستش رو سمت آسمون بلند میکرد . شاید اگه تنها توی گوی شیشه ای شفاف اطرافش از دور به زیباییش خیره میشدم ، این اتفاقات نمی افتاد. Name : Endless Darkness ~ تاریکی بی پایان Couple: Yeongyu , sookai Writer : _MoonyMoa
Interstellar  by _MoonyMoa
_MoonyMoa
  • WpView
    Reads 7,269
  • WpVote
    Votes 649
  • WpPart
    Parts 26
" شبای مهتابی رو به طرز عجیبی پوچ احساس میکنی چون وقتی اسممو صدا میزنی چیزی نمیشنوی ...." _ پرواز تو باعث سقوط من شد گیو، سقوط ما..... هیچوقت فکرشو میکردی به سرنوشت اون داستان ها و ماه و ستاره هایی که عاشقشون بودی دچار شیم ؟! ~~~~~~~~~~~~ دژاوویی که هر لحظه محو میشه و سرنوشتی که از بین میره ... ستاره هایی که در تاریکی سپیده دمی سقوط کردن ... نامه هایی که هیچوقت مقصدی برای فرستاده شدن نداشتن ... و عشقی که غافلانه فضای بین ستارگان رو در بر گرفت... ~~~~~~~~~~~~ " نمی‌دونم کجام یا کجا قراره باشم نمی‌دونم چی شده و چی قراره بشه ولی بهم قول بده ، مثل اولین نگاهمون بهم قول بده ، مثل آخرین دیدارمون بهم قول بده ، نه مثل تمام قول هایی که نتونستی بهشون عمل کنی بهم قول بده بدون من هم خوشحال باشی و حتی بلند تر بخندی و منتظرم نمونی ... " _ هوانگ هیونجین ____________________________ Name : Interstellar ~ فضای بین ستارگان Couple: Hyunlix , Yeongyu Writer : _MoonyMoa _ خلاصه پارت اول / summary
The smell of love by choi-Lunaaa
choi-Lunaaa
  • WpView
    Reads 417
  • WpVote
    Votes 49
  • WpPart
    Parts 10
writer : Luna | لونا couple : (کاپل فرعی هم تهگیو)‍Soojun | سوجون Genre : Dram , Adventure , Romance , Smut | درام ، ماجراجویی ، رومنس ، اسمات
𝐂𝐫𝐢𝐦𝐞 𝐎𝐟 𝐋𝐨𝐯𝐞 by txtarynehfiction
txtarynehfiction
  • WpView
    Reads 3,830
  • WpVote
    Votes 544
  • WpPart
    Parts 56
"یادته راجع به رنگ سفید چی گفتی سوبین؟ اینکه نشانه خلوص و سادگیه... احساسات پاک؛ از همون موقع مدام به این حرفت فکر می‌کردم! تا اینکه به خودم اومدم و دیدم وقتی تنهام برای اینکه نبودنت رو حس نکنم ناخودآگاه نگاهم می‌رفت سمت رنگ سفید. گلهای سفیدی که تو راه خونه، تو گل فروشی می‌دیدم، یا همین نور ماه که انعکاسش حالا تو این دریاچه قابل دیدنه... سوبینا.. تو رنگ سفید منی." کی می‌دونست سفید اون پسر روزی قراره به سیاهی‌ای که حتی آسمون شب هم کنارش سر خم می‌کنه بشه؟ Writer: Luka ▪️ Genre:Melodrama-romance-smut ▪️ Couple: #soojun #beomjun
DEEP down  by Hybe_family_lover
Hybe_family_lover
  • WpView
    Reads 10,193
  • WpVote
    Votes 1,482
  • WpPart
    Parts 54
کاپل: یونبین(سوبین تاپ)‌، تهگیو ژانر: امگاورس ، امپرگ «به خودت بیا یون ،همون جور که من تونستم به عنوان یه آلفای معمولی جزو سرانه سازمان بشم توهم میتونی به عنوان یک امگا قوی باشی! همونطور که قبلاً بودی!»
𝙊𝙪𝙧 𝙃𝙚𝙖𝙧𝙩𝙨 𝙈𝙚𝙩 𝘿𝙚𝙨𝙩𝙞𝙣𝙮 𝙄𝙣 𝘼𝙪𝙩𝙪𝙢𝙣 🍁 by Polaris_18
Polaris_18
  • WpView
    Reads 5,852
  • WpVote
    Votes 1,449
  • WpPart
    Parts 32
Couple : Taegyu𖤐˚. Genre : romance , angst , slice of life Writer : Polaris ⸙ ″زندگی کتابی کهنه با ورق‌هایی کاهی بیش نیست، داستانی مشخص که ما هیچ اختیاری برای انتخاب کردن نقشمون، زندگیمون و یا حتی پایانش نداریم... به این طرح از پیش تعیین شده میگیم سرنوشت! چی میشه اگه دربرابر سرنوشت زانو نزنی و بجنگی؟ بومگیو تمام زندگیش رو صرف جنگیدن با سرنوشت کرده بود، با سرنوشتی که بی‌رحمانه براش نوشته شده بود اما اینبار دیگه قرار نبود بجنگه...! نه از روی اجبار و نه چیز دیگری، با خواست خودش!... و تهیون، پسری که رازی بزرگ در بین خاطرات کم رنگ بچگیش دفن شده فکرش رو هم نمی‌کرد که با راه دادن بومگیو به داخل دایره زندگیش باعث به وجود اومدن مشکلاتی بشه که جون عزیز ترین فرد زندگیش رو بگیره، فقط برای اینکه خودش بتونه زنده بمونه!...″
monster  by shinNabiiiii
shinNabiiiii
  • WpView
    Reads 1,906
  • WpVote
    Votes 292
  • WpPart
    Parts 27
دکتر ارشد چوی یونجون؟ دکتر کانگ تهیون؟ دکترچوی بومگیو یا دکتر کای؟ دستای کی جوهری بود؟ اگه اون روز بارون نمیبارید سوبین میتونست اون دفتر خاطراتو بین کتابای دور ریختنی پیدا کنه؟ ژانر: معمایی، عاشقانه، درام کاپل: سکرت، سکرت کارکتر ها: چوی سوبین، چوی یونجون، چوی بومگیو، هیونینگ کای، کانگ تهیون، چوی جیهون.....
The File by LittlleMoa
LittlleMoa
  • WpView
    Reads 24,272
  • WpVote
    Votes 2,978
  • WpPart
    Parts 40
چوی یونجون مسئول پرونده ای شده که برای ثابت کردن خودش به پدرش باید اونو به بهترین نحو انجام بده، اما چی میشه اگه نخ اون پرونده یه سرش از دیوارای اداره پلیس بگذره و به شرکت یوری برسه که چوی بومگیو رئیسشه و یه سر نخ به قلب خود چوی یونجون وصل شه؟ _______________________________ -کامل شده- -رتبه اول بین فیکشن های یونگیو-
Black Rose by LittlleMoa
LittlleMoa
  • WpView
    Reads 24,376
  • WpVote
    Votes 3,022
  • WpPart
    Parts 44
+چیزی رو نمیشه تغییر داد، آخر این قصه رو همه خوندن. میگی خار های گل رو جدا میکنی، میگی ماهیت گل زیبا بودنه؛ اما سرنوشتش چطور؟ مهم نیست کِی... یک روز، دو روز، یک ماه، دو ماه... این گل آخر قصه خشک میشه. گلی که مثل سرنوشتش سیاهه کاری جز سیاه کردن هر چیز و هر کس دیگه ای که اطرافشه انجام نمیده. برو... برو و زودتر از اینکه خاکسترش کورت کنه خودت رو نجات بده. ------------------ -کامل شده- -رتبه اول بین فیکشن های یونگیو-