hanilove1390's Reading List
4 stories
��𝐔𝐧𝐬𝐩𝐨𝐤𝐞𝐧[𝐕𝐊𝐨𝐨𝐤/𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕 𝐀𝐔] by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 199,219
  • WpVote
    Votes 22,509
  • WpPart
    Parts 37
چه اتفاقی خواهد افتاد زمانی که تهیونگ و جونگ‌کوک، دو پدر مجردی که در اوایل چهل سالگی به سر می‌برن، همسایه‌ی همدیگه در تگزاس بشن؟ «تو طیف‌های رنگ‌های ناشناخته در وجود منی. تو دمیدنِ پیش از شروع کار، بر روی بوم خالی‌ام هستی. قهوه‌ای چشمانِ تو، تجلی آرزوهایم و جوهر قلم‌موی‌ام است.» ⊹ نام⤟ناگفته ⊹ کاپل⤟ویکوک/کوکوی ⊹ ژانر⤟رومنس-انگست-درام-اسمات
ـVORONـ by saya1984
saya1984
  • WpView
    Reads 174
  • WpVote
    Votes 37
  • WpPart
    Parts 7
VORON داستانِ VORON، روایتِ یک مرمتِ ساده نیست؛ این کالبدشکافیِ دو روح است که در تار و پودِ یکدیگر گره خورده‌اند. روایتی از نقطه‌ی تلاقیِ شیمیِ سازنده و کلامِ ویرانگر. جایی که یک کتابِ سیاهِ پوشیده از رزین، به جایِ پس‌دادنِ سطرها، تبدیل به آینه‌ای می‌شود که در آن، وسواسِ سردِ یک مرد در برابرِ اشتیاقِ تاریکِ دیگری رنگ می‌بازد. این نبردِ میانِ عقل و جنون نیست، بلکه داستانِ تسلیم شدن است؛ تسلیمِ فرمول‌هایِ دقیقِ ریاضی در برابرِ جاذبه‌یِ کلماتی که بویِ باران و تنباکو می‌دهند. باید پرسید: وقتی لایه‌های سختِ منطق زیرِ فشارِ یک نگاهِ نافذ فرو می‌ریزند، آنچه در مرکز باقی می‌ماند، روشناییِ کشف است یا غرق شدن در سیاهیِ مطلقِ چشمانِ کلاغ؟ در این میان، تنها یک چیز قطعی است: برای آنکه کسی بتواند تو را از نو بسازد، ابتدا باید اجازه دهی با تمامِ شکوهش، تو را ویران کند. سخن نویسنده: می گویند علم، برای آن است که جهان را قابل‌پیش‌بینی کند و ادبیات، برای آنکه آن را تحمل‌پذیر سازد. اما در VORON، من به دنبالِ نقطه‌ای گشتم که در آن، هر دو شکست می‌خورند. در این چند چپتر، من تلاش کردم تا دقتِ سردِ شیمی را با غلیانِ پنهانِ احساسات در هم آمیزم. امیدوارم وقتی لایه‌های این داستان را ورق می‌زنید، همان لرزشی را در قلبت
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 503,640
  • WpVote
    Votes 74,996
  • WpPart
    Parts 61
-اینقدر استاکم نکن. -اخه تو مال منی، دردونه ی من. ... -دهنتو باز کن پسر خوب... -...ولم...کن... لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش و محکم تر فشورد... -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ... چشم هاش و محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده... -خواهش میکنم...ولم کن... سرشو جلو برد و گونش و با انگشت شصت نوازش کرد... به جنون رسیده بود... -خیلی زیبایی...جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه... ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس/درام /جنایی_مافیا/اسمات/هپی اند ... روند اپ: دو روز درمیون به بچم عشق بدین... لاویو 🐯🐰
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈ by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 49,995
  • WpVote
    Votes 5,742
  • WpPart
    Parts 20
𖥔لمسِ گناه𖥔🔞 کیم تهیونگ که پس‌از مرگ دخترش خودش رو از دنیا جدا کرده، مجبور می‌شه به‌مدت شش ماه، بادیگارد و هم‌خونه‌ی جئون جونگ‌کوک، پسری که دوازده سال ازش کوچیک‌تره، بشه. ژیمناستیک‌کاری که معصومیتش رو پشت سرکشی پنهان کرده. تهیونگ برای مبارزه و حفاظت آموزش دیده بود؛ اما نه برای پسری که بودنش، خطی باریک میان وظیفه و وسوسه‌ای بود که باید زیر یک سقف، اون رو تحمل می‌کرد. - من زن و بچه داشتم جونگ‌کوک، هیچ‌وقت از مردها خوشم نمی‌اومده. - برای همین وقتی تمرین می‌کنم خشتکت تنگ می‌شه؟ ⊹ نام⤟لمسِ گناه ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟انگست/رومنس/درام/اسمات
+20 more