VKOOKV
40 stories
𝗖𝗛𝗘𝗘𝗞𝗬 by AleraJeon
AleraJeon
  • WpView
    Reads 472
  • WpVote
    Votes 81
  • WpPart
    Parts 6
جونگ‌کوک، انیگمای وحشی جئون‌ها و مبارز بی‌رحم رینگ، هیچ‌وقت تصور نمی‌کرد که بوی ارکیده‌ی جفتش وسط رینگ زیرزمینی کلاب، قلبش رو از تپش بندازه! اون هم کی؟ امگای نازپرورده‌ی کیم‌ها که پابند الماس و گردنبند مرواریدش زبان زد تمام آلفاها بود! اما انیگما قرار نبود جفتش رو رها کنه، حتی اگر مجبور می‌شد تمام آدم‌های دنیا رو زیرپاهای لطیف امگای نازدارش خاک کنه! 🥂 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐚𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠𝐞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕 Writer: Alera Up: جمعه‌ها
تو منو دیوونه می‌کنی! by AtlasIsSoooDone
AtlasIsSoooDone
  • WpView
    Reads 127,655
  • WpVote
    Votes 15,212
  • WpPart
    Parts 36
خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسان‌ها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظره‌ای تو خونه‌ش روبه‌رو می‌شه. یه مرد غریبه کف آشپزخونه‌ش لم داده و داره بستنی شکلاتی‌‌های مورد علاقه‌ی جونگکوک رو عین انسان‌های اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و می‌خوره. عجیب‌تر اینکه این غریبه ظاهرا نمی‌تونه حرف بزنه ولی می‌تونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسان‌ها و فرم انسانی خودش نمی‌دونه یهو سر و کله‌ش تو خونه‌ی هادس، خدای جهنم، پیدا می‌شه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمی‌تونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"
TINNITUS  by moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Reads 106,576
  • WpVote
    Votes 10,460
  • WpPart
    Parts 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
Punche , sweat , Mango "AU" by judy0_0
judy0_0
  • WpView
    Reads 2,552
  • WpVote
    Votes 394
  • WpPart
    Parts 6
کیم تهیونگ امگایی که با یک دیدار غیر منتظره مسیر زندگیشو فقط و فقط برای نزدیکی بیشتر عوض میکنه تا بتونه شانسی برای عاشقی داشته باشه از طرفی انیگما جئون جونگکوک مهره طلایی بوکس کره رو داریم که خب میشه گفت..... از امگاها متنفره اما میتونه در برابر فیزیوتراپ‌ جدیدش که عجیب رایحه انبه اش دیوونش میکنه مقاومت کنه؟ یا انبه کوچولو با قلبی ترک خورده به زندگی قبلش برمیگرده؟ couples:kookv , yoonmin , namjin , jhope&girl Genre: romance , Fakechat , omegavers , sport little comedy , mpreg ..... امیدوارم لذت ببرین:)
 Vkook fics by kookie78draem39
kookie78draem39
  • WpView
    Reads 44,302
  • WpVote
    Votes 980
  • WpPart
    Parts 16
معرفی فیک های ویکوکی که عاشقشونم ❤️❤️ و ممنون از همه ی رایترا واقعا که وقت میزارن و همیچین فیکای قشنگی مینویسن🤧❤️ همچنین اهنگ های انگلیسی مختلف و مانهوا و وان شات های مورد علاقم رو هم باهاتون به اشتراک میزارم🖤
𝑾𝒉𝒐 𝒘𝒂𝒔 𝒕𝒉𝒊𝒏𝒌𝒊𝒏𝒈✗ by Llaamouri
Llaamouri
  • WpView
    Reads 667,763
  • WpVote
    Votes 75,963
  • WpPart
    Parts 56
▪︎ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ▪︎ خلاصه: اون الان دیگه یک مجرد نبود. جونگ‌کوک نمی‌دونست که با انتخاب کردن کیم تهیونگ به عنوان همسر قراره از تمام رویاهای یک زندگی مشترک دل‌زده بشه. تهیونگ مردی نبود که درابتدا خودی نشون داده بود، درست لحظه‌ای که از کلیسا خارج شدن تغییرات شخصیتی همسرش شروع شد. پرخاشگری، بی‌علاقگی، آوردن هرزه‌های مختلف به خونه‌ی مشترکشون. هضم این موضوع برای جونگ‌کوک سخت بود، اینکه می‌دید چطور ازش سوءاستفاده شده قلبش رو به درد می‌آورد. جونگ‌کوک برای نجات زندگی‌ش باید خودش دست بکار می‌شد!
Will you be my boy again? by sleepyland
sleepyland
  • WpView
    Reads 395,662
  • WpVote
    Votes 36,796
  • WpPart
    Parts 27
میگفتن عشق بچگانه نمی تونه پایدار باشه و هوس زودگذره ولی این دیگه چه جور عشقی بود که جئون تهیونگ بیخیالش نمیشد. جانگکوکی که بعد از سه سال همسرش رو پیدا میکنه و با چیزا غیر منتظره رو به رو میشه...
King Of Emotions (VKook) by armyyon
armyyon
  • WpView
    Reads 1,183,258
  • WpVote
    Votes 126,764
  • WpPart
    Parts 65
کاپل اصلی: ویکوک. کاپل فرعی: سپ«یونگی تاپ» و ناممین. خلاصه: تهیونگ پادشاه کره جنوبیه و ده سالی هست که دنبال جفت حقیقیشه... چی میشه که وقتی با یونگی، دوست و محافظش، قایمکی رفته بیرون، پسر امگایی رو کنار دوست پسر هیونگش ببینه که شدیدا از پادشاهی که خودش باشه متنفره و دست بر قضا... همون لحظه بفهمه که اون امگای تخس... جفت حقیقیشه؟! بخشی از فیک👇🏼 _ جئون جونگ کوک هستم... شما هم توی کاخ کار می‌کنید؟ _ آ-آره... من هم مثل یونگی... محافظ پادشاهم. ' البته من خوده پادشاهم!' جونگ کوک با فضولی بو کشید و گفت: _ چرا هیچ بویی نمیدی؟ ته لبخند کوچیکی زد و مسخره‌ترین دروغ زندگیش رو به زبون آورد: _ خب راستش... من بتام! *** ژانر: عاشقانه، سلطنت مدرن، امگاورس، امپرگ، اسمات، کمدی، کمی انگست🌳 Start:02/05/01 End:03/01/15 Rankings: 🥇Bts 🥇Omegaverse 🥇Bangtan 🥇Farsi 🥇Persian 🥇Mpreg فیک🥇 🥇NamMin 🥇Sope 🥇Jungkook 🥇Hoseok ویکوک🥇 بنگتن 🥈 🥈Fiction 🥈Namjoon 🥈Jimin 🥉Vkook 🥉FanFiction 🥉Royal وضعیت: اتمام یافته✨ نویسنده: DESA🖤
Love in nyc by camomile_13
camomile_13
  • WpView
    Reads 171,513
  • WpVote
    Votes 19,095
  • WpPart
    Parts 31
خلاصه : تهیونگ امگایی که برای کارشناسی بورسیه دانشگاه هنر نیویورک رو می‌گیره و با هوسوک و رزیتا و جونگکوک همخونه میشه ... البته که زندگی در کنار جونگکوک براش بدون دغدغه نخواهد بود چون هردو دچار عشقی میشن که ازش فرارین .... بخشی از داستان : دیگه نمی‌تونست جلوی احساساتش رو بگیره! انگار تک تک سلول‌های وجودش، از بی‌رحمی اون فرشته‌ی شکلاتی به درد اومده بود. چشمای قرمز و اشک‌آلودش رو به موجودی که، هر پلک زدنش قلبش رو زیر و رو می‌کرد، دوخت. با دیدن چشمان اشکی تنها عشق زندگیش، حالش ویرون تر شد. دستای لرزونش رو به صورتش کشید تا شاید آروم بشه. با صدای گرفته و بمش گفت: -من نمی‌دونم تو از من، توی تصوراتت چه هیولایی ساختی شکلات؛ اما من بدون تو خوب بودم. بی‌قراریش بیشتر شد و فریاد کشید: -من بدون عشق تو بهتر از این ها بودم. تو منو عاشق خودت کردی و باید مسئولیتش رو قبول کنی...! ____________ کاپل اصلی :کوکوی کاپل های فرعی :هوسوک_رزیتا/نامجین / سیکرت کاپل ژانر: امگاورس، کمدی، عاشقانه، درام داستان بیشتر محوره کوکوی میچرخه و برای کاپل دیگه ای این فیک رو شروع نکنید #kookv#کوکوی#bts
Runaway bat by isthatyou
isthatyou
  • WpView
    Reads 29,448
  • WpVote
    Votes 3,962
  • WpPart
    Parts 32
-از جئون ها دور بمون و از جئون جونگکوک فرار کن- وقتی تهیونگ به دنیا اومد، پدرش این جمله رو مثل آیه توی گوشش زمزمه کرد. اولین کلمه ی تهیونگ، فحشی به جئون ها بود. قانون طبیعت، قانون کیم‌ها، ملزم می‌کرد که این دو خانواده برای همیشه باهم دشمن باشند. تهیونگ اینو می‌دونست، اما جونگکوک همیشه اجازه میداد شات خون اضافه‌اش رو بخوره. همه ی قوانین لایق پیروی هستن؟ -با خودت چی فکر می‌کنی، گنده بک؟ منو از مامان بابام جدا کردی، آوردی اینجا، بهم تجاوز کردی، کتکم زدی و بهم غذا ندادی. سخت تر از این برای یک خفاش کوچیک بی گناه وجود داره؟ +تهیونگ؟ تو از خونه تون فرار کردی، منو مجبور کردی تا به زور بهت اقامت بدم، توی یک روز غذاهای یک هفته ام رو خوردی و هزار بار قصد داشتی اغوام کنی. name: Runaway bat Genre: Hybrid,Romance,Action,Angst،fluff couple:kookv ⚠️ warning: family problems,age gap