haha
13 stories
ماه و خورشید by aylar00_
aylar00_
  • WpView
    Reads 2,310
  • WpVote
    Votes 245
  • WpPart
    Parts 8
هیونجین پسر پولدار و قلدر مدرسه که همه ازش میترسیدند با ورود پسر جدیدی به مدرسشون........ کاپل ها: هیونلیکس. مینسونگ. چانمین. چانگین. تهکوک. جنلیسا ژانر: امگاورس. اسمات. مدرسه ای. هپی اند
𝐊𝐈𝐒𝐒 𝐒𝐂𝐄𝐍𝐀𝐑𝐈𝐎 by asaltito
asaltito
  • WpView
    Reads 38,693
  • WpVote
    Votes 4,380
  • WpPart
    Parts 33
«سناریوی بوسه» KOOKV جئون جانگ‌کوک و کیم تهیونگ, دو بازیگر برتر کشور کره؛ دو سلبریتی که ادعا دارن استریت ترین آدمای این کره خاکین؛ و البته که جئون یه هموفوبیکه لعنتیه و کیم از هموفوبیک ها تنفره شدیدی داره اما چی میشه اگه خیلی اتفاقی کارگردان بهشون یه فیلنامه بی‌ال بده و اونا مجبور باشن برای حفظ شهرتشون, اون سریالو بازی کنن؟ سریالی که کاپله اصلیه اون کسایی نیستن جز, کیم تهیونگ و جئون جانگکوک و چی میشه اگه نظره جئون بعد از اولین سکانسه بوسه‌اشون نسبت به تهیونگ عوض بشه؟ . . . . فیکچت،اسمات،عاشقانه... کاپل اصلی=کوک‌وی کاپل دوم=هوپمین . . . . وضعیت آپ: روزهای زوج
His To Ruin | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 80,225
  • WpVote
    Votes 10,924
  • WpPart
    Parts 23
دو نوع انسان تو دنیای جئون جونگکوک وجود داشت. اونایی که ازش وحشت می‌کردن و اونایی که زخمی می‌شدن چون فکر می‌کردن نیازی به ترسیدن نیست. اون سرد بود و محاسبه‌گر، جوان‌ترین رئیس مافیا، با دست‌های تتو شده و چشم‌هایی مثل یخ. جونگکوک با دیدن التماس و خونریزی آدم‌ها تکون هم نمی‌خورد. خیلی وقت بود که شکسته بود. و بعد کیم تهیونگ اومد. با پلیورهای نرم و ناز، شکلات‌‌های تمشکی، و سوال‌هایی که هیچکس جرات پرسیدنشون رو نداشت. "چرا سوکجین هیونگ گفت می‌خوای من رو بخوری؟ آدم‌ها رو گاز میگیری؟" جونگکوک نمی‌دونست که می‌خواست از اون پسر محافظت کنه، یا نابودش کنه تا فقط نزدیک نگهش داره. Couple: Kookv. Genre: Romance, mafia, comedy, smut. Author: MaryBTS2013. Translator: Asal. روزهای آپ: دوشنبه و پنجشنبه ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (MaryBTS2013), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
Blond | KOOKV by smokinhosup
smokinhosup
  • WpView
    Reads 478,543
  • WpVote
    Votes 36,887
  • WpPart
    Parts 24
کیم تهیونگ امگایی با رایحه‌ی شیرینِ هلو که تمام عمرش وابسته به خواهر عزیزش بود نمی‌تونست با ازدواجش کنار بیاد. با این اوصاف مِن بعد کسی نبود که نازش رو بکشه! اما خب، قرار نبود برادر بزرگ‌‌تر داماد یک آلفای جذاب که قلب اون امگای لوس رو به لرزه درمی‌آورد باشه. ژانر: امگاورس، روزمره، رمنس، اسمات
𝑬𝒀𝑬𝑷𝑯𝑰𝑳𝑰𝑨 by lllyashginlll
lllyashginlll
  • WpView
    Reads 18,072
  • WpVote
    Votes 2,362
  • WpPart
    Parts 11
داستان دختری که عشق زندگیش رو توی دریا پیدا کرد. -.چشمات...عجیبن. +.اوه..من باید برم... کاپل اصلی=جنلیسا کاپل فرعی=مینسونگ(استری کیدز) ژانر=درام،اسمات،زندگی روزمره،پری دریایی،رمنس نویسنده=yashgin:)) Best Ranks: #1 جنلیسا #1بلک‌پینک #1 لیسا #1جنی #1مینهو #1 jenlisa #1 minsung
You stole my heart {Translated} by lalajenlal
lalajenlal
  • WpView
    Reads 71,897
  • WpVote
    Votes 9,289
  • WpPart
    Parts 63
|Completed| جنی دختر میلیاردی که به معنای واقعی کلمه هر چیزی که می خواست رو داشت ، زیبا ، باهوش و تقریبا کامل! اما او یک آدم ناسپاس بود. از طرف دیگه لیسا کلاهبرداری بود که هر کاری برای بدست آوردن پول انجام میداد چون بدهی زیادی داشت! چه اتفاقی می افته اگه این دو نفر همدیگه رو ببینن؟؟ JENLISA
curio ┆KV  ✔️ by the_popola
the_popola
  • WpView
    Reads 73,070
  • WpVote
    Votes 9,191
  • WpPart
    Parts 14
📱curio ↝ عتیقه - kookv تمام شده❗ •┈┈┈•┈┈┈•┈┈┈ جونگ کوک هیچوقت فکرش رو نمی‌کرد اون دکتر سرد و اتوکشیده‌ای که برای مادربزرگ پیرش استخدام شده گی باشه! پس شروع کرد به دادن پیام‌های عجیب بهش... تا زمانی که مرد هم عجیب ترین پاسخ رو داد. •┈┈┈•┈┈┈•┈┈┈ C: KOOKV. G:AU, COMEDY. •┈┈┈•┈┈┈•┈┈┈
تو منو دیوونه می‌کنی! by AtlasIsSoooDone
AtlasIsSoooDone
  • WpView
    Reads 121,781
  • WpVote
    Votes 14,882
  • WpPart
    Parts 36
خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسان‌ها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظره‌ای تو خونه‌ش روبه‌رو می‌شه. یه مرد غریبه کف آشپزخونه‌ش لم داده و داره بستنی شکلاتی‌‌های مورد علاقه‌ی جونگکوک رو عین انسان‌های اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و می‌خوره. عجیب‌تر اینکه این غریبه ظاهرا نمی‌تونه حرف بزنه ولی می‌تونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسان‌ها و فرم انسانی خودش نمی‌دونه یهو سر و کله‌ش تو خونه‌ی هادس، خدای جهنم، پیدا می‌شه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمی‌تونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"
touch of light [NamJin] by OT7_namjin_9294
OT7_namjin_9294
  • WpView
    Reads 8,825
  • WpVote
    Votes 1,438
  • WpPart
    Parts 44
جین یه پسر نابیناست که هر دوشنبه میره به کافه‌ی روبه‌روی خونه‌اش. یه کافه‌ی آروم به نام "لونا" که بوی قهوه‌ش همیشه تو هوا پخشه. همه‌چیز طبق معمول پیش میره تا یه روز، یه باریستای تازه‌کار به اسم نامجون وارد اون کافه می‌شه. از همونجا یه داستان قشنگ شروع می‌شه... توی کافه لونا، جایی که ستاره‌ای آروم وارد دنیای تاریک جین می‌شه. و این، شروع تازه‌ای برای زندگی هردوشونه. کاپل: نامجین ژانر: درام _ انگست _ رمنس _ اسلایس‌آف‌لایف "کامل شده" #drama #angst #slowburn #romance #sliceoflife #blindcharacter #emotionalbond #hurtcomfort #loveandhealing #Namjin
𝑱𝒖𝒔𝒕 𝑩𝒆 𝑴𝒚 𝑫𝒂𝒅𝒅𝒚| 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 by The_Devilish
The_Devilish
  • WpView
    Reads 236,977
  • WpVote
    Votes 7,378
  • WpPart
    Parts 7
⤷ 𝐉𝐮𝐬𝐭 𝐁𝐞 𝐌𝐲 𝐃𝐚𝐝𝐝𝐲 ── ◦ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 ⤳ Fluff, Mafia, Smut, little space ◦ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 ⤳ KookV, Yoonmin, Namjin ◦ Written By: Devilish دنیایی وجود داره که همه اسمشون رو می‌دونیم. دنیای مافیا! دنیایی که پراز دود و خون و مواده... دنیایی که توش رحم بی‌معنیه و هرکس که واردش می‌شه ناخودآگاه درگیرش می‌شه. اومدن با خودته. ولی برگشت... قطعا نه! جئون جونگکوک شخصی که توی دوران کودکیش به خوش قلبی معروف بوده، بعد از ورودش به این دنیا تبدیل به هیولایی می‌شه که ساخته‌ی دست پدرشه. هیولایی که کودک درونش رو زیر پا له کرد و روحش رو سوزوند. امّا... بعد از ورود پسری که به تازگی توسط پدرش فروخته شده بود کم کم از خون اون کودک جوانه‌ای بیرون میاد و با تخسی تمام به پای اون هیولا لگد می‌زنه! اون پسر کسی نیست به جز پسری که توسط مرد مافیا به سرپرستی گرفته می‌شه... کیم تهیونگ یا بهتر بگم جئون تهیونگ! _شما گفتید که به جز مواقع خاص نمی‌تونم اسمتون رو استفاده کنم... پس... پس باید چجوری صداتون کنم؟ مرد دود سیگارش رو بیرون داد و کمی به سمت پسر خم شد. _اوم... ددی صدام کن لیتل بوی!