«بهم قول بده وقتی که این گل ها پژمرده شدن فراموشش کنی!»
...
🌟خلاصه: جیمین بعد بهم زدن با دوست پسرش اوقات سختی رو میگذرونه تا اینکه با یک گلفروش به اسم مین یونگی آشنا میشه! اما این گل فروش مرموز با رفتارهای عجیبش جیمین رو گیج میکنه اون قطعا یه مشکلی داره...!
.
[پارت ها کوتاهن ولی تعدادشون زیاد خواهد بود امیدوارم از خوندنش لذت ببرید♥️]
🏹اسم فیکشن: ۳۶۵ روز
•کاپل اصلی:یونمین
•کاپل فرعی:هوپکوک،ناممین
🍷ژانر:درام،رومنس،روانشناسی،زندگی روزمره،انگست
روزهای آپ:جمعه ، یکشنبه و دوشنبه ها🤍
پایان یافته 🔥
بخشی از داستان :
کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد
" خب ...بقیش ؟
جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار
به چشمای براق بچه هاش خیره شد
" من ...من فرار کردم ...
چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد
سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟
با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!!
با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟
جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم...
دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی..
.
.
.
کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻بالا پایین زندگی این خانواده نامیرا 🙈❤️
.
.
.
"بدون تو فردایی نیست" 'کامل شده'
Minv Jikook
پارک جیمین، پسر جوون و تعصبی اگه میدونست ترک کردن نامزد آسیب دیدهاش موجب خودکشی اون میشه، هیچ وقت تو بیمارستان اون حرفهارو بهش نمیزد.
+تو عاشقم نبودی...شایدم عاشقی بلد نبودی
اسلحه رو شقیقهش فشرد:
+خودت واسه عشقمون بریدی و دوختی...سهم من اینه، سهم تو یه لباس سیاه ...تولدت مبارک عشقم!!
کی فکرش میکرد یه موجود کوچولو فراری بتونه دل یونگی نرمه کنه ،یه زندگی جدید رو براش رقم بزنه هم برای یونگ هم خودش
ژانر : هایبرید ، فیک چت، رمنس ، عاشقانه ، کیوت
اندکی اسمات ، اندکی کمدی
کاپل : یونمین ، ویکوک، نامجین
تعداد پارت : ۵۴
هوسوک خون آشامی که صد ها سال تنها زندگی کرده یک روز با یک ماشین تصادف کرده رو به رو میشه و به جای اینکه بزاره نوزادی که توی آغوش مادر مرده اش گریه میکرد مثل خانوادش بمیره اون رو به کلبه ی خودش میاره و بزر گش میکنه...
ژانر: سوپرنچرال - درام - رمنس
نویسنده: Razi and Moonlike
کاپل: hopemin
[پیوند ما | ໐นr ๖໐ຖ໓]
تهیونگ یک پسر یتیم است.
او برای رفع نیاز های زندگی همیشه درحال کار کردن است.
تهیونگ یه امگا بد اخلاقِ و برای اون همه یکسان اند حتی اگر آلفا یا بتا باشد.
اون گستاخِ اما نمیتونه ببینه مردم بیگناه مورد آزار و اذیت قرار میگیرند.
او قلب مهربانی دارد اما چه اتفاقی خواهد افتاد وقتی پارک جیمین یک آلفای غالب وارد زندگی او میشود؟
آيا پارک جیمین به تهیونگ عشق خواهد داد یا درد؟
کاپل: ویمین (جیم تاپ)،نامجین ،سپ
ژانر: عاشقانه ، امگاورس ، امپرگ ، اسمات ، انگست
وضعیت : درحال آپ
زمان پارت گذاری : جمعه
༺༺༺༺༺༺༺༻༻༻༻༻༻༻
خب سلام من اومدم با یه بوک جدید ❤
حتما خبر دارید این فیک برای من نیست و من این رو ترجمه میکنم و به صورت روان برای شما به اینجا به اشتراک میزارم
همچنین اگه نقص یا ایرادی داشت به بزرگی خودتون ببخشید
دراکولا دوستون داره فعلا💋