We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
Ayda_nh's Reading List
11 stories
RED TYPEWRITER  by TemisBarany
TemisBarany
  • WpView
    Reads 73,432
  • WpVote
    Votes 7,503
  • WpPart
    Parts 61
سناتور کیم فردی باکمالات ، مستبد و مردسالار و دولتمندی بود که خیلی ها از جمله مادلین خواهان او بودن و همین حقیقت باعث می‌شد پیچک های حسادت خفه‌کننده خرخره‌شُ بچسبه و نزاره نفس بکشه ! ************* اسم فیک : ماشین تحریر قرمز کاپل : ویکوک ، سیکرت ژانر : رمنس ، عاشقانه ، لیتل اسمات / سلطنت، امگاورس ، لیتل کمدی، هیستوری، انگست ... فصل اول = کامل شده S1 فیک : + من همسر اون عیاش نمیشم × راه و جاده برات نزاشتن! انتخابی نداری آلبالوی ترش! + بهت نشون میدم چجوری راه و جاده میسازن .. ................ × اون مهمونی برای توعه، چرا مشکی پوشیدی ؟ + قدرتمُ به رخ میکشم ................. ÷ تو با کیک زدی تو صورتم !!! + ما تو میلان اینجوری خوشامد میگیم ............... _ پسر خوش منظر و شکیبایی دارید × آه اون تک امگای شیطون خانواده اس ، سناتور _ اون پسر یه امگاس ؟؟!!! ............. + عشق من اندازه ی دریاها و اقیانوس ها بزرگه ! _ دلم‌میخواد تو اقیانوسی که میگی شنا کردنُ یاد‌بگیرم ........ تک امگای خانواده ی تاجر پارچه ،که از قضا پسر هم هست و کمیاب، خاستگار های زیاد و آدم حسابي داره ! اما مگه اون پسر چشم فندقی به چیزی جز قدم زدن بین گل های ادرسی و یواشکی دزدی گیلاس و آلبالو از آشپزخونه بزرگ خونشون و نوشتن خوب و بد دنیا با اون ماشین تحریر قرمز آلبالویی ،توجه میکنه ؟ مگر اینکه
𝐔𝐧𝐬𝐩𝐨𝐤𝐞𝐧[𝐕𝐊𝐨𝐨𝐤/𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕 𝐀𝐔] by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 234,349
  • WpVote
    Votes 25,704
  • WpPart
    Parts 37
چه اتفاقی خواهد افتاد زمانی که تهیونگ و جونگ‌کوک، دو پدر مجردی که در اوایل چهل سالگی به سر می‌برن، همسایه‌ی همدیگه در تگزاس بشن؟ «تو طیف‌های رنگ‌های ناشناخته در وجود منی. تو دمیدنِ پیش از شروع کار، بر روی بوم خالی‌ام هستی. قهوه‌ای چشمانِ تو، تجلی آرزوهایم و جوهر قلم‌موی‌ام است.» ⊹ نام⤟ناگفته ⊹ کاپل⤟ویکوک/کوکوی ⊹ ژانر⤟رومنس-انگست-درام-اسمات
Loser | لوزر ᵃᵘ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 3,827,971
  • WpVote
    Votes 409,183
  • WpPart
    Parts 142
| کامل شده | دوست‌دخترم نود اکسش رو برای من فرستاد، میخوای بدونی بعدش چیشد؟ • ویکوک آیو | چت استوری • کمدی، رقابتی، توییتر، زندگی روزمره، عاشقانه و اسمات! • به قلمِ حنان
𝘽𝙡𝙪𝙚 𝘾𝙪𝙥𝙘𝙖𝙠𝙚𝙨 ▪︎𝘷𝘬𝘰𝘰𝘬▪︎ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 715,577
  • WpVote
    Votes 124,615
  • WpPart
    Parts 84
•کاپ کیک های آبی• - غش کردی. ندیده بودم یکی با دیدن خروس غش کنه! - به حیوونا عادت ندارم. - فوبیا داری؟ تهیونگ بی اختیار غرید: - عادت ندارم! ژانر: عاشقانه🍉روزمره🌊فلاف🧁طنز🧃 یه کوچولو انگست🌧هپی اند🐓 کاپل: ویکوک، هونهان( اسمات نداره💙) و بلو اول بود: #روزمره1 #تهکوک1 #هونهان1 #طنز1 Start: 4/6/00 End: 4/9/01
𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌) by RAHILRad2
RAHILRad2
  • WpView
    Reads 1,752,892
  • WpVote
    Votes 74,603
  • WpPart
    Parts 56
_اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: ویکوک ژانر: جنایی، دارک، اکشن، انگست، ماجراجویی، اسمات، رمنس خلاصه: فرمانده تهیونگ، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و جئون‌ جونگ‌ کوکی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان تهیونگه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا جونگ‌کوک همونیه که نشون میده یا چیزهای دیگه ای توی فکرش داره؟
Height code |vk| by Vk_12300
Vk_12300
  • WpView
    Reads 21,257
  • WpVote
    Votes 3,662
  • WpPart
    Parts 32
کد ارتفاع.. این یه داستان عاشقانه ست... ولی نه از اوناش که با قهوه و بارون و پتو می‌چسبه. اینجا حرف از یخ‌زدگیه... از طنابی که اگه یکیشون ول کنه، اون یکی سقوط می‌کنه. دو کوهنورد حرفه‌ای،که برای تهیه یک مستند، به سفری اعزام می‌شن که هیچکس نمیدونه چه چیزی در پیشه! صعود قله؟ شاید فقط یه بهونه‌ست برای اینکه بفهمن...هنوز هم میشه تو دل سکوت، با یکی خندید... شایدم انقدر با مشت تو صورت اون ینفر بزنی که فشار و ترسی که درگیرت کرده خالی بشه... کی میدونه! ژانر: عاشقانه، کمدی، درام، ماجراجویانه، اسمات کاپل: ویکوک، یونمین 💅بخون خوشت میاد ناز نکن AU شروع: 1404/4/4 پایان:1404/6/25
Desiree | Vkook | Completed by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,881,150
  • WpVote
    Votes 135,504
  • WpPart
    Parts 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut
𝑁𝑖𝑔ℎ𝑡 𝑁𝑜𝑡𝑒𝑠 | 𝐶𝑜𝑚𝑝𝑙𝑒𝑡𝑒𝑑 by dahlia_vk
dahlia_vk
  • WpView
    Reads 171,233
  • WpVote
    Votes 14,927
  • WpPart
    Parts 38
نت های شبانه : جونگکوک که بخاطر امگا بودنش خانوادش تو یکی از واحد های آپارتمان زندانیش میکنند.. تهیونگ همسایه جونگکوک که از قضا جفتش هم هست... فقط رایحه جفتش رو حس میکنه و بخاطر تلخ بودن رایحه جفتش هر شب براش ویلون مینوازه تا جفتش کمی هم که شده اروم شه... کاپل:ویکوک.. یونمین.. نامجین. ژانر.. رومنس.. اسمات... امگاورس.. امپرگ.....مقدار خیلی کم هم انگست... ....... _دوستت دارم چشم ستاره یی من.... نه من عاشقتم...
INRED | VKOOK by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,407,475
  • WpVote
    Votes 93,919
  • WpPart
    Parts 124
In Red - سرخ‌پوش جونگکوک جئون، رئیس زاده‌ی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلول‌های اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓ تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش می‌ایستاد و با گستاخی جوابش رو می‌داد اما کی فکرش رو می‌کرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساخته‌اش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬 _______________________ "اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت! اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!" writer: Nren couple: Vkook Genre: prison-crime-romance-smut
Adonia | Vkook by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 113,709
  • WpVote
    Votes 7,547
  • WpPart
    Parts 61
Adonia ⛪ - نگاهم کن! - دارم نگاهت می‌کنم... - نه خوب نگاهم کن. - چطوری تهیونگ؟! - همینطوری، همینطوری که زور صدات به اسمم می‌رسه و می‌فهمم نگاهت کاملا برای من بوده. Couple: Vkook, Secret Genre: Romance, Angst, Mysterious, Smut Writter: Ivanna