دارم میخونم
13 stories
•°○𝑆𝑈𝑅𝑉𝐼𝑉𝑂𝑅○°• by taranowum
taranowum
  • WpView
    Reads 15,060
  • WpVote
    Votes 4,350
  • WpPart
    Parts 43
"سهون نمی دونست وقتی دست اون بچه امگای ترسیده و بی پناه رو گرفته و از زیر آوار بیرون کشیده، چیزی بیشتر از انگشت هاشون اونها رو به هم متصل کرده" -حس میکنم تو سیندرلای منی... میبوسمت ولی تو وقتی شب از نیمه بگذره از دستم فرار میکنی... این الکل فقط دو ساعت مست نگهم میداره... مثل طلسم میذاره حس کنم حق دارم ببوسمت لو... اما وقتی از مستی دربیام این کالسکه‌ای که روش سواریم و مارو به سمت رویامون میبره به یک کدو تنبل تو خالی تبدیل میشه... این مستی که بپره تو ازم فرار می‌کنی لو... پس بذار تا وقتی شب به نیمه برسه ببوسمت! ▪︎Couple : Hunhan, Chanbaek, Kaisoo ▪︎Genre : Omegaverse, Slice of Life ▪︎Author : Jekyll
ᴘᴇʀɪᴘᴇᴛᴇɪᴀ by csyncc
csyncc
  • WpView
    Reads 11,107
  • WpVote
    Votes 2,313
  • WpPart
    Parts 19
ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sʟɪᴄᴇ ᴏғ ʟɪғᴇ, sᴍᴜᴛ ᴡʀɪᴛᴇʀ: ᴄᴄ * اینجا یه نقطه‌ی بی‌بازگشت برای کساییه که میخوان زندگیشون طور دیگه‌ای باشه. چانیول یه دانشجوی عکاس و تازه‌کاره که دنبال ترقی و پیشرفته اما به عنوان یه انسان زیادی بدشانسه و همیشه بدون این‌که بخواد گند میزنه. بکهیون وارث گروه بیون‌ها، یه مرد جوون و پرتلاشه که هرگز اشتباه نکرده و با تمام توان به سمت موفقیت می‌تازه. تلاقی خط سرنوشت اون‌ها، بدون این‌که بخوان به یه رسوایی بزرگ ختم میشه. چانیول برای اولین بار توی زندگی می‌فهمه خوش‌شانسی چه شکلیه و تمام زندگی بکهیون زیر و رو میشه...
Freeze Frame by TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Reads 22,923
  • WpVote
    Votes 5,174
  • WpPart
    Parts 38
+چرا انقدر نگام می‌کنی؟! -چون نمی‌خوام فقط تو عکسام قشنگ باشی؛ می‌خوام هربار یادم بیاد که چهره‌ات چه بلایی سر قلبم آورد. ژانر: عاشقانه، روزمره، اسمات کاپل: چانبک نویسنده: السا
🎼#𝑫𝒊𝒆𝒔𝒆🎼 by Rubyl10
Rubyl10
  • WpView
    Reads 53,116
  • WpVote
    Votes 11,552
  • WpPart
    Parts 37
🎻پایان یافته🎻 اجازه بده من "دیز" صدای تو بشم و صدات رو اونقدر بلند به گوش همه‌اشون برسونم که دیگه حتی شجاعت نادیده گرفتنت رو نداشته باشن. 🎼✨🎼✨🎼✨🎼 فیک: دیز روز‌های آپ: یک پارت در هفته کاپل: چانبک ژانر: رمنس_انگست_درام_معمایی_اسمات
Alora by sabaajp
sabaajp
  • WpView
    Reads 94,677
  • WpVote
    Votes 16,372
  • WpPart
    Parts 36
آلورا ژانر: فانتزی، امگاورس، ازدواج اجباری، رومنس، اسمات🔞 کاپلها: چانبک، هونهان ************************************************ خلاصه: ازدواجی که میتونست دو خانواده رو به هم پیوند بده اونقدر براشون مهم بود که تحت هیچ شرایطی نمیخواستن عقب بکشن. به همین خاطر زمانی که دختر بتای آقای بیون یک روز قبل از مراسم ازدواجی که از پیش براش تعیین شده بود فرار کرد، بیون بکهیون، پسر بیچاره و امگای اون خانواده مجبور شد به جای خواهرش در جایگاه قرار بگیره و با تن دادن به ازدواج با پسر عجیب و مرموز آلفای خانواده‌ی پارک، خانواده‌ی خودش رو از رسوایی و خطر ورشکستگی نجات بده. بکهیون امگای بیست ساله و خوش اخلاقی که ماه های آخر کارآموزیش رو در یکی از کمپانی های تفریحی بزرگ کره میگذروند هیچ زمان فکرش رو نمیکرد که فقط چند روز قبل از دبیو به عنوان آیدل نسل جدید کیپاپ مجبور شه پا به زندگی مردی بذاره که باعث نابودی رویاهاش شده بود. مردی که حالا اون رو به عنوان یک هیولا میدید. هیولایی به اسم پارک چانیول... ******************* 🌸 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣'𝕤 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 :@𝚜𝚊𝚋𝚜𝚊𝚋_𝚒𝚗𝚏𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕🌸
𑁍᪥Spiraea𑁍᪥ by fujinsasha
fujinsasha
  • WpView
    Reads 139,641
  • WpVote
    Votes 25,987
  • WpPart
    Parts 54
بکهیون علی‌رغم سختی‌ها امگای خوشبختی بود. تو یه محله قدیمی و صمیمی به همراه برادر کوچیک‌ترش زندگی میکرد و توی زندگیش فقط دنبال یک چیز بود، آرامش. منتظر بود آلفایی که از نوجوونی به‌همدیگه علاقه داشتن بهش پیشنهاد بده تا جورچین خوشبختی ناچیزش، کامل بشه. ولی همه‌چیز شروع به دگرگونی کرد و به ویرانی رسید وقتی رفتار نامزدش عجیب شد و سروکله آلفایی با عطر سدار لبنانی تو زندگیش پیدا شد... . . ‌. اسم: اسپیریا᪥𑁍 کاپل‌ها: چانبک، هونهان، چانگمین&تهیانگ ژانر: امگاورس، رومنس، درام، مافیایی (محدودیت سنی +18🔞) نویسنده: #SASHA
❄ Snowy People ❄ [complete] by Tiffany_Twisted
Tiffany_Twisted
  • WpView
    Reads 2,847
  • WpVote
    Votes 910
  • WpPart
    Parts 22
برف برای هرکس یک طعمِ خاصی داره...! برای بعضیا طعم شکلات داغ و شالگردن گوزنی ؛ برای یک عده طعم عشق و نفرت! این به عهده ی شماست که سه ماه پر برفِ زمستون رو چه طعمی بگذرونید. بعد از اینکه در کره ی زمین یخبندان دوساله شروع شد، لوهان تو خونه ی کراشش گیر افتاد، بکهیون با چانیول ازدواج کرد و دوقلوهاشون رو به فرزندی گرفتن! اما این تازه شروع ماجرا بود. "مغز در مقابل قلب چه اهمیتی دارد؟!" -خانم دالووی، ویرجینیا وولف "همیشه چیزی برای دوست داشتن باقیمانده است." -صد سال تنهایی، گابریل گارسیا مارکز 🦋🐋 #complete ژانر : روزمره؛ رمنس؛ کمدی؛ فلاف. کاپل : هونهان ؛ چانبک. نویسنده : Tiffany_Twisted Ranking: #1 new #2 in رمنس^^
𝖺𝖼𝖼𝗈𝗆𝗉𝗅𝗂𝖼𝖾 by TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Reads 8,045
  • WpVote
    Votes 1,748
  • WpPart
    Parts 28
«گاهی خاطره‌ها به بدترین شکنجه‌ها تبدیل میشن» این رو بکهیون زمانی متوجه شد که خاطره اون شب بارونی و ترسناک، هرگز اجازه نداد با تمام وجود لبخند بزنه و از شنیدن صدای قطرات بارون لذت ببره چون تصاویر خون‌آلودی از چهره والدینش لرز به اندامش می‌انداخت. -هم‌گنـاه -ژانر: عاشقـانه، روان‌شناختی، درام، اسمـات، هپی‌اند -کاپل: چانبک -نویسنده: السا چنل تلگرام: WildBeauty_Fic
𓆩❅𓆪𝓔𝓽𝓮𝓻𝓷𝓪𝓵 𝓦𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𓆩❅𓆪 by annarubyana
annarubyana
  • WpView
    Reads 26,808
  • WpVote
    Votes 4,401
  • WpPart
    Parts 48
"زمستان ابدی" اینجا یه دنیای جدید بود، دنیای سفیدی که برخلاف ظاهر سپید و سردش پر از گرمای خون بود، خون قرمز رنگی که برف های سفید رو رنگی می‌کرد بکهیون شاهزاده باایمان ها بود، امگای سلطنتی که با نشان الهه زمین به دنیا اومده بود و رهبر گرگ های باایمان بود ، چی میشه اگه یه روز کنجکاو بشه از سرزمین خودش برای کشف ناشناخته ها دور بشه و با گرگ آلفای دیگه ای به نام پارک چانیول ملاقات کنه؟ یعنی شاهزاده بی ایمان ها که هم خودش و هم سرزمینش تماما برخلاف اون بود و فقط با یک نگاه عاشق اون گرگ سفید و زیبا شده بود... . قسمتی از داستان: _چرا به درگاهشون دعا میکنی؟هیچکس گوش نمیده، هیچکس نجواهای قشنگت رو نمیشنوه پرنس _چون... _شش... چیزی نگو،چطوره به جای همه این ها امگای من بشی؟ . کاپل ها:چانبک❄️کایسو❄️هونهان❄️(فرعی:شیوچن،سولی) ژانر: فانتزی❄️رمنس❄️امگاورس❄️اسمات❄️
Nyctophilia by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 15,318
  • WpVote
    Votes 3,211
  • WpPart
    Parts 48
به قدری دور از رودخانه‌ی سن و به قدری بالاتر از سطح شهر که بشه ایفل رو درحال چشمک زدن دید، ویلای شیشه‌ای موسیو پارک چانیول قرار داشت. مردم پاریس می‌گفتن خونه‌ی موسیو شب‌ها نامرئی میشه. می‌گفتن خود موسیو هم می‌تونه با سایه‌ها یکی بشه. موسیو پارک مردی با چشمانی همرنگ گردبادِ زمردین بود. تنها. عطرسازی جوان و مدیرعاملی جوان‌تر. مردی که گویا تجسم سکوت به رنگ سیاه بود. مردی که گویا فقط با عطر، قلب یخیش و نگاه منجمدش کمی شبيه به زنده‌ها میشد. موسیو پرده‌های خونه‌اش رو کنار نمی‌زد. دسته گل‌ها و ماکارون‌های سیاه سفارش می‌داد و از روزی که دستور داد یه پیانوی شیشه‌ای براش بسازن، گاهی سایه‌ای از لبخندش رو میشد بعد از آخرین نوت موسیقی نیمه‌شب دید. مردم شهر ندیده بودن اما می‌گفتن موسیو دیگه تنها نیست. درست از کریسمس سالی که موسیو تصمیم گرفت جایی جز خونه‌اش برای شب تولدش باشه. 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑪𝑶𝑼𝑷𝑳𝑬𓍯𓂃: Chanbaek 𝅘𝅥𝅱‌ 𝑮𝑬𝑵𝑹𝑬𓍯𓂃: Forced Married, Dark, Romance 𝅘𝅥𝅱‌𓍯𓂃:🔞NC +18 آخرین کتاب از مجموعه‌ی inclination (تمایل، نهاد، شیب، انحراف)