خوانده شده یا دارم میخونم 🆕✨💋☔️
15 stories
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈ by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 89,008
  • WpVote
    Votes 8,957
  • WpPart
    Parts 28
𖥔لمسِ گناه𖥔🔞 کیم تهیونگ که پس‌از مرگ دخترش خودش رو از دنیا جدا کرده، مجبور می‌شه به‌مدت شش ماه، بادیگارد و هم‌خونه‌ی جئون جونگ‌کوک، پسری که دوازده سال ازش کوچیک‌تره، بشه. ژیمناستیک‌کاری که معصومیتش رو پشت سرکشی پنهان کرده. تهیونگ برای مبارزه و حفاظت آموزش دیده بود؛ اما نه برای پسری که بودنش، خطی باریک میان وظیفه و وسوسه‌ای بود که باید زیر یک سقف، اون رو تحمل می‌کرد. - من زن و بچه داشتم جونگ‌کوک، هیچ‌وقت از مردها خوشم نمی‌اومده. - برای همین وقتی تمرین می‌کنم خشتکت تنگ می‌شه؟ ⊹ نام⤟لمسِ گناه ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟انگست/رومنس/درام/اسمات
+20 more
Coshay / نامیرا by rominaromina396
rominaromina396
  • WpView
    Reads 504,719
  • WpVote
    Votes 36,281
  • WpPart
    Parts 130
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
All The Married Alphas || همهٔ آلفاهای متاهل{KookV} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 62,498
  • WpVote
    Votes 7,661
  • WpPart
    Parts 41
توجه‼️ این داستان در دو ورژن کوکوی و یونته نوشته شده. همه ی آلفاهای متاهل به جفتشون بیتوجهی میکردن؟ یا فقط اونهایی که بدون آشنایی قبلی با همسرشون ازدواج کرده بودن؟ ༺ Liberté Novels ༻ Name: All The Married Alphas نام داستان: همه آلفاهای متاهل Couple: KookV کاپل: کوکوی Omegaverse, Smut, Slice of life, angst امگاورس، اسمات، روزمره، انگست ■ A Novel By May ■
TINNITUS  by moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Reads 150,265
  • WpVote
    Votes 13,673
  • WpPart
    Parts 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
𝐀𝐦𝐞𝐭𝐡𝐲𝐬𝐭ᴷᵒᵒᵏᵛ by OfManySouls
OfManySouls
  • WpView
    Reads 256,684
  • WpVote
    Votes 16,701
  • WpPart
    Parts 45
بذارین اینجوری بگم بهتون... می‌خوام با کسی آشنا شم که وقتی باهاش نبودم، نفسم بگیره و دلم طاقت نیاره. یکی که روحمو بشکافه... که هر اتم از بدنش برام عزیز باشه. کسی که وقتی بهش رسیدم و طعمِ بودن باهاشو چشیدم، تازه متوجه شم که چقدر تا اون لحظه تشنه بودم... کسی که با دیدنش قلبم یک‌ در میون بزنه... حتی بعضاً نزنه! کسی که بودن باهاش اونقدر هیجان‌انگیز باشه که وقتی برگشتم و به گذشته‌م نگاه انداختم، هیچ پشیمونی‌ای نداشته باشم و به خودم بابت اون زندگی آفرین بگم... اینجوریه که می‌چسبه بهم پدر! کاپل‌ها: کوکوی، نامجین، سوپمین ژانر: امگاورس، رمنس، اسمات
Cristata || Vkook by MonoFic
MonoFic
  • WpView
    Reads 696
  • WpVote
    Votes 83
  • WpPart
    Parts 3
「کریستاتا」 「سه‌شاتی - کامل‌شده」 جونگ‌کوک در نوجوانی توسط یه آلفای غریبه مارک شده و حالا بعداز سال‌ها، جفت حقیقی خودش رو پیدا کرده بود و کناراومدن با این فاجعه برای هیچ‌کدومشون آسون به نظر نمی‌رسید. آیا تهیونگ همون آلفای ولگرد ناشناس بود یا شرایط طور دیگه‌ای پیش می‌رفت؟ ▪︎ ژانر: امگاورس، رومنس، اسمات ▪︎ کاپل: ویکوک ▪︎ چنل تلگرام: Monotan
my heart flight attendant  by winter_village
winter_village
  • WpView
    Reads 1,371
  • WpVote
    Votes 187
  • WpPart
    Parts 4
𝒏𝒂𝒎𝒆 : 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 𝒇𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒂𝒕𝒕𝒆𝒏𝒅𝒆𝒅 ✈ ⪼ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑺𝑶𝑷𝑬 ⪼ 𝑮𝒆𝒏𝒆𝒓𝒔 : 𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓 ; 𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 ; 𝒍𝒊𝒇𝒆 𝒔𝒕𝒚𝒍𝒆 ; 𝒎𝒑𝒆𝒓𝒈 : 𝒄𝒖𝒕𝒆 ; 𝒂𝒏𝒈𝒔𝒕 ⪼ 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : #𝒉𝒂𝒏𝒂 ⪼ 𝑻𝒆𝒍 : 𝒘𝒊𝒏𝒕𝒆𝒓_𝒗𝒊𝒍𝒍𝒂𝒈𝒆 💙❄️ ⪼ 𝒉𝒂𝒑𝒑𝒚 𝒆𝒏𝒅 ⪼ 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝒔𝒕𝒐𝒓𝒚 : -آرامش خالص من همون شیرقهوه ای که با دستای تو درست میشه! امگا لبخند خجلی زد؛ درب فلاکس رو بست به دست آلفای عاشق سپرد. -هی آقایی که قرمز و سبز پوشیدی عکس گرفتن از امگای منو تموم کن، همشون رو حذف کن وگرنه جور دیگه ای باهات برخورد میکنم! این صدای خشم آلود کاپیتان مین بود که همه حضار رو شوکه کرده بود؛ الخصوص هوسوک رو که با گونه های گر گرفته به کابین خلبانی خیره شده بود.
Little miracle  by Aurora1485-L
Aurora1485-L
  • WpView
    Reads 6,599
  • WpVote
    Votes 910
  • WpPart
    Parts 10
یه آلفا و امگا به علاوه یه آلفا کوچولو! "چرا آپا باما زندگی نمیکنه؟ " "با هردوتون قهرم همه بچه ها والدینشون پیش همن به جز من!" الفا و امگایی که بعد از جدا شدن از همدیگه به خاطر دختر کوچولشون دوباره پیش هم برمیگردن، اونا میتونن باهم کنار بیان؟ "آپا خیلی باحاله اون میذاره کلی شکلات بخورم و یه عالمه بازی کنم ولی بابا میگه باید درس بخونم و خوراکی های مضر نخورم" "این بچه بین این دوتا دیوونه میشه!" Krisho" Chanbaek"
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 730,732
  • WpVote
    Votes 99,913
  • WpPart
    Parts 75
-اینقدر استاکم نکن. -تو مال منی، دردونه‌ی رئیس. ... -دهنت رو باز کن پسر خوب. -...ولم...کن. لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش رو محکم تر فشورد. -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ. چشم هاش رو محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده. -روانی...ولم کن. سرش رو جلو برد و گونش رو با انگشت شصت نوازش کرد. به جنون رسیده بود. -خیلی زیبایی...اره من روانیتم، جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. ... -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه. یک روانی تمام عیار. ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس_ درام _ جنایی_ مافیا_ اسمات_ هپی اند. ... روند اپ: دو روز درمیون به بچم عشق بدین♡ لاویو 🐯🐰
+15 more
Strong Hold |Vkook| by pastill_mama
pastill_mama
  • WpView
    Reads 230,174
  • WpVote
    Votes 26,472
  • WpPart
    Parts 63
[completed] تهیونگ آلفای دست و پا چلفتیه که فکر نمی‌کرد تو یکی از روزهای عادی زندگیش تو شیفت بیمارستان، جفتش رو ملاقات کنه؛ اونم نه هر ملاقات عادی، اون امگا باردار بود!! حالا دست تقدیر چطوری اونها رو بهم می‌رسونه؟ جونگکوک زیباش بهش روی خوش نشون میده؟ Taekook Smut, romance, fluff, comedy, Mpreg +16