setayesh511's Reading List
7 stories
Bloody love by writertaekook
writertaekook
  • WpView
    Reads 20
  • WpVote
    Votes 7
  • WpPart
    Parts 4
در پس پرده تاریک دنیای مافیا، تنش نیان دوبرادر تهیونگ وجونگکوک نفس گیر است ،تهیونگ از برادرش بیزار است ،اما این نفرت،تله ای است برای پنهان کردن یک حقیقت بزرگ و عشقی ممنوعه که قلب هردو را به بندکشیده است، درمیان توطئه های پیچیده ومعمای هویت واقعی شان، این دوباید انتخاب کنند:تسلیم قدرت نفرت شوند یا برای عشقی که فراتر از هرقانونی است بجنگند ** 'عشق خونین' ژانر:مافیایی ،معمایی،انگست ،درام کاپل:ویکوک ،یونمین ،نامجین،هوجین
ORPHIC by Adrinaaliyari
Adrinaaliyari
  • WpView
    Reads 45,580
  • WpVote
    Votes 4,601
  • WpPart
    Parts 54
‼️⛔ هرگونه کپی و تغییر دادن، بازگردانی با یه کاپل دیگه در فیکشنم، اکیدا مـمـنـوع است! ⛔‼️ 🌹ووت و کامنت مابین داستان فراموش نشه🌹 ♕نویسنده: CLOWN.BTS♕ ♕کامل شده♕ ♕هپی اند♕ °°°° جئون جونگ‌کوک، تتوآریست خشن و مرموز 27 ساله، در شهری دورافتاده، زندگی ساده‌ای داره-تنها، بدون دردسر، تا اینکه کیم تهیونگ، پسری 26 ساله، استیصال‌زده که از مراسم عروسی‌اش فرار کرده، به شکل غیرمنتظره‌ای وارد زندگی‌اش می‌شه. تهیونگ نه تنها ماشینش گم می‌شه، بلکه باید از دختربچه ی 13 ساله‌ای به اسم سون سورا مراقبت کنه-کسی که تا حالا وجودش رو نمی‌دونسته. تحمل مشکلات و حضور تهیونگ برای جونگ‌کوک دشواره؛ مردی که پیچیدگی‌ها رو دوست نداره، مخصوصاً از نوع احساسی‌ش. بااین‌حال، وقتی دردهای گذشته‌ی تهیونگ یکی‌یکی آشکار می‌شن، جونگ‌کوک نمی‌تونه بی‌تفاوت بمونه؛ هم به خاطر تهیونگ، هم به خاطر اون دختر بچه که ناگهان زندگیش رو تغییر داده. رابطه‌اشون مثل یه بالانس ظریف بین خشم و دلسوزی، سکوت و سکوت‌های پرمعنا، امنیت و زخمی عمیق رشد می‌کنه. جونگ‌کوک سنگینی زخم‌ها و این خشونت پنهان رو پشت خودش پنهان می‌کنه-تا وقتی رسیدن تهیونگ به نقطه‌ای از درد، باعث می‌شه همه‌چیز بشکنه.... آینده ی اونها چطور پیش میره؟!...
-RED JOHN- 'vkook' by hopemeu
hopemeu
  • WpView
    Reads 40
  • WpVote
    Votes 7
  • WpPart
    Parts 2
-Red John- -جان قرمزی- ----●---- کیم تهیونگ روان‌شناس و روانکاو معروف که در شب پنجمین سالگرد ازدواجش ، همسرش ونسا به دست قاتل زنجیره ای به اسم جان قرمزی به قتل می‌رسد و زندگی تهیونگ تبدیل به تلی از خاکستر می‌شود. بعد از گذشت دوسال از اون حادثه تهیونگ همه چیزش رو از دست داده و حالا پشت میله های بازداشتگاه، منتظره که ببینه این دفعه کدوم یکی از حقه هاش جواب میده؛ ولی به جای حقه جدید یه ناجی سر و کله اش پیدا میشود. و در مقابل پیدا کردن جان قرمزی، شغل مشاور عملیاتی اف‌بی‌آی بودن، بهش پیشنهاد شده ! ----●---- کاپل: ویکوک ژانر: دلهره‌آور، جنایی، عاشقانه، معمایی، روانشناسی، اسمات‌،اکشن. Writer : Maria Start : 1404/11/24 End : ---
عشق مخفی  by Avisa0419
Avisa0419
  • WpView
    Reads 45
  • WpVote
    Votes 15
  • WpPart
    Parts 5
سلام سلام (عشق مخفی ) جئون جنگکوک پسر دانشجو کله شق زندگیش خیلی یهویی عوض میشه 🎀 ژانر : امگاورس ،اسمات ، امپرگ ، فلاف ،هپی اند بوس بهتون امید وارم خوشتون بیاد ❤️‍🩹 و اگه خواستین الان تو این دوران ادامه ندم بهم بگین ❤️‍🩹
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 188,259
  • WpVote
    Votes 12,473
  • WpPart
    Parts 82
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
Your eyes tell || VK || Completed by purrpleworld
purrpleworld
  • WpView
    Reads 1,087,542
  • WpVote
    Votes 80,759
  • WpPart
    Parts 45
+ تمومش کن جونگکوک! دیگه تحمل این رفتارهای بچگانه ات رو ندارم! _ من نیاز ندارم که از زبونت بشنوم دوستم داری.. چشمات تهیونگ.. چشمات میگن! خلاصه : جونگکوک، پسر 19ساله ای که سال اخر دبیرستانه و عاشق نقاشی عه. روحیه حساس و شکننده ای داره!! از نظر خودش خدای بدشانسیه. طی اتفاقاتی، خانواده اش اون رو طرد میکنن . اما چی میشه اگر اون با یه مرد سرد "همخونه" بشه ؟؟!!! ولی یک‌ چیزی بگم یادتون بمونه : ‏"گاهی‌ وقتا بدشانسی‌ هامونم از سَر خوش‌ شانسی‌ هست"؛ این رو بعدا متوجه‌اش می‌شیم.🙂 Name: Your eyes tell Main couple : Vkook Side couples : Namjin and (Secret) Genre: Fluff, romance, angst, Smut🔞,slice of life, Dram, tragedy, "happy end" Wr: Nellin&Melli ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ Highest rankings: #1 ویکوک #3 تهکوک #1 تهیونگ #3 fanfiction #1 btsfanfic #1 tae تاریخ شروع: 1400/12/07 تاریخ پایان: 1402/02/29
𝑆𝐻𝐴𝐷𝐸 | 𝑉𝐾𝑂𝑂𝐾 by LMWhiteStorm
LMWhiteStorm
  • WpView
    Reads 706
  • WpVote
    Votes 121
  • WpPart
    Parts 6
𝑆𝐻𝐴𝐷𝐸 | سایه 𝑐𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: 𝑉𝐾𝑂𝑂𝐾,..? 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡, 𝐷𝑒𝑟𝑎𝑚𝑎, 𝐴𝑐𝑡𝑖𝑜𝑛, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝑆𝑚𝑢𝑡,... 𝑤ℎ𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟: 𝐿𝑀 خلاصه: کلاب سایه جایی‌ است که آوازه‌اش از حقیقتش جلوتر می‌رود. جونگکوک با هویتی پنهان وارد این دنیا می‌شود، جایی که هیچ‌چیز تصادفی نیست. در میان سایه ها و راز ها ، حضور مردی ناشناس گذشته‌ای فراموش‌شده را دوباره به یاد می‌آورد. گذشته‌ای که قرار نبود دوباره دیده شود اما این بار فراموشی قرار نیست کافی باشد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ قسمتی از متن: قطره اشکی از چشمانش چکید. قلبش درد میکرد و نفسش انگار بالا نمی آمد . نمی‌دانست چه بگوید اصلا توانایی حرف زدن را داشت؟! ـ ت...تهیونگ.. با صدایی ضعیف اسمش را صدا زد اما بعید می‌دانست که مرد بشنود ، اگر هم بلند صدایش میکرد اصلا مرد گوش شنوا داشت که این صدای لرزان را بشنود؟! ـ خدا می‌دونه جونگکوک فقط خدا می‌دونه که الان فقط می‌خوام با همین دستام بکشمت. چشمانش را بست تا مردش را نبیند ، تا نفرت پشت چشمانش را نبیند ، آری او نمی‌خواست ببیند انگاری که میترسید با دیدن آن قلبی برایش نماند. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ