اولین فیکشن
Истории 6
He Is My Boyfriend ❢ Vkook на Zargoli
Zargoli
  • WpView
    Прочтений 2,203,929
  • WpVote
    Голосов 246,887
  • WpPart
    Частей 68
《اون دوست پسر منه》 +باورم نمیشه..تو.. _آره خودمم، دوست پسرت. #Vkook °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• +راستش من شما رو نمی‌شناسم؟! _بذار از اول شروع کنیم. یونگی هستم، مین یونگی. قراره از این به بعد هم اسممو زیاد بشنوی و هم زیاد صداش کنی. #Yoonmin °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• جونگکوک تو اوج مستی، کیم تهیونگ رئیس شرکتی که قراره به زودی توش مشغول به کار بشه و هنوز ندیدتش رو دوست پسرش معرفی می‌کنه و ازش آویزون میشه..در حالی که صبح بیدار میشه و بدون اینکه چیزی یادش باشه، آماده میشه تا به اون شرکت بره و قرارداد امضا کنه. کاپل اصلی : ویکوک کاپل فرعی : یونمین ژانر : رمنس/فلاف/زندگی روزمره وضعیت آپ: کامل شده
INRED | VKOOK на V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Прочтений 1,318,167
  • WpVote
    Голосов 88,937
  • WpPart
    Частей 124
In Red - سرخ‌پوش جونگکوک جئون، رئیس زاده‌ی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلول‌های اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓ تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش می‌ایستاد و با گستاخی جوابش رو می‌داد اما کی فکرش رو می‌کرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساخته‌اش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬 _______________________ "اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت! اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!" writer: Nren couple: Vkook Genre: prison-crime-romance-smut
bunny and bear (Taehkook)  на mahi_kk
mahi_kk
  • WpView
    Прочтений 165,748
  • WpVote
    Голосов 10,983
  • WpPart
    Частей 81
+میشه... میشه بغلم کنی؟! اروم با دست اشکاشو کنار زدم و با لبخند غمگینی گفتم -تهیونگ من همیشه اغوشم برات بازه، هر چقدر میخوای گریه کن، سکوت کن، خودتو خالی کن... فقط قول بده بعد این بارون چشمات یه رنگین کمون نشونم بدی ******** -ما همه چیز رو اونطور که میخواستیم عوض کردیم و نشدنی ترین هارو شدنی کردیم... پس فک نکنم خیلی سخت باشه ممکن کردن این یکی +درسته ...عشق تو ممنوعه ترین میوه بهشت بود ولی من حاضر بودم جهنم رو به جون بخرم تا همیشه داشته باشمش پس تو رو برای خودم نگه داشتم ،اونا هردومونو توی جهنم اسیر کردن اما تو جهنمو با بهشت خودت عوض کردی ... حالا توی بهشت جدیدم داری خدایی میکنی +تو با عشقت معجزه کردی کوپیدو ******** جونگکوک گارسونی که با دیدن یه پسره گریون پشت میز کافه نمیتونه بیخیال بشه و میره ارومش کنه ولی خبر نداره که دیدن چشمای عسلی و بارونیش قراره مسیر زندگی هر دوشون رو به کل عوض کنه ... کاپل اصلی :taehkook کاپل فرعی:🙊 ژانر:کمدی، فلاف، رمانتیک، کمی اسمات و .... شروع اپلود :1402/01/05 اتمام اپلود : 1403/02/16 #1 in Korean🥇 #1 in romance🥇 #1 in bl🥇 #1 in boylove 🥇
𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎‌ «𝚅𝙺» на xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Прочтений 69,281
  • WpVote
    Голосов 7,674
  • WpPart
    Частей 22
جونگکوک یه هکر شیطون و بددهنه که اسمش توی دنیای زیرزمینی از خودِ ارازل و اوباش اون منطقه‌ هم ترسناک‌تره. کله‌گنده‌های کشور یا دنبالش می‌گردن، یا هنوز دردِ «نه» شنیدن ازش رو دارن. مشکلش؟ فقط وقتی کار می‌کنه که حالش بخواد، نه وقتی پول یا تهدید وسطه. ─── ⋆⋅☆⋅⋆ ───── ⋆⋅☆⋅⋆ ───── ⋆⋅☆⋅⋆ ───── ⋆⋅☆⋅⋆ ── «مطمئنی کار کردن با منو میخوای؟من‌..هم سیستم‌ها رو می‌شکنم، هم اعصابارو.» «هوم...اشکالی نداره. منم هم اعصابمو قفل می‌کنم، هم سیستممو.» 🐈𝙲𝙾𝚄𝙿𝙻𝙴: 𝚅𝙺𝙾𝙾𝙺 🐈‍⬛𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴: 𝙼𝙰𝙵𝙸𝙰, 𝚂𝙼𝚄𝚃, 𝙰𝙲𝚃𝙸𝙾𝙽, 𝙰 𝙻𝙸𝚃𝚃𝙻𝙴 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵, 𝙲𝚄𝚃𝙴 🌸Start: 1404/09/29 🐞END: 1404/11/18 بیاید یک عدد تهیونگ رو جونگکوک ذلیل کنیم :)🎀✨️
+ еще 9
My Dream «Vkook» на zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    Прочтений 637,915
  • WpVote
    Голосов 65,565
  • WpPart
    Частей 70
کیم تهیونگ مرد 34 ساله ای که 5 سال بود کارمند شرکت بزرگ جئون شده بود تمام تلاشش رو می کرد تا رئیس خودش رو راضی نگه داره.. ولی هیچوقت فکرش رو نمی کرد با دیدن ویدیویی از تک پسر خانواده ی جئون ها مجنون اون پسر بشه... اما همه چیز قرار نبود به خواست کیم تهیونگ پیش بره... چرا که اون پسرِ کم سن و سال ، دست نیافتنی ترین پسر دنیا بود. کاپل:ویکوک ، سکرت ژانر:درام ، رمنس ، انگست ، اسمات روز آپ:پنجشنبه ها
😈I'm coming home😈 [completed] на Sh_Moon
Sh_Moon
  • WpView
    Прочтений 18,815
  • WpVote
    Голосов 1,978
  • WpPart
    Частей 11
‌[I'm Coming Home] ژانر: ترسناک، تخیلی، اسمات کاپل: ویکوک ◂ خلاصه‌ای از چندشاتی ICH : همیشه یه مرز هایی برای انسان ها وجود داره که باعث میشه تو بیخبری زندگی کنن، البته تا روزی که از حد خودشون خارج نشن و باعث اتفاقاتِ عجیبِ بعدش نشن! اما چی میشه وقتی جونگ کوک بی اطلاع وارد مکان عجیبی وسط یه جنگل بشه و مرز بین دنیای خودش و دنیای سایه ها رو از بین ببره و بی دفاع تر از همیشه اجازه بده موجود خاصی وارد زندگیش بشه ... چی اتفاقی میوفته اگه اون موجود باعث تغییر های زیادی درون دنیای واقعی و قابل لمس جونگ کوک بشه؟!👹 #1 scary #3 ترسناک #5 devil #5 Horror
+ еще 19