library
5 stories
✥ last comrade ✥  by imYakamoz
imYakamoz
  • WpView
    Reads 484
  • WpVote
    Votes 104
  • WpPart
    Parts 7
"بعد از جنگ دیگه هیچ چیز مثل قبل نبود..."
Gone With The Sea by vievhen
vievhen
  • WpView
    Reads 79,471
  • WpVote
    Votes 19,525
  • WpPart
    Parts 21
بابام یه ماهی فروش بود که بوی گند لباسش اجازه نمیداد شب ها تن برهنه مادرم رو در آغوش بکشه،یا بوسه خوش آمد من رو برای بعد از کار داشته باشه. این شد که یه روز وقتی پدرم احساس کرد به اندازه کافی برای «داشتن » بزرگ شدم دستشو رو شونه هام گذاشت و زمزمه کرد "نقاش شو پسرم، و تن برهنه اون کسی که دوسش داری رو ثبت کن ،ماهی فروش ها حق عاشق شدن ندارند" اما من دیدمش،یه جایی میون جسد هزاران ماهی. (چانبک)
POETLESS CITY | شهـرِ بـی‌شاعـر by BlueGreenChild
BlueGreenChild
  • WpView
    Reads 90,800
  • WpVote
    Votes 24,094
  • WpPart
    Parts 47
[کامل شده] [زیام] به اندازه‌ی شعرهایی که برای تو نگفته‌ام و بلد نبوده‌ام که بگویم و به اندازه‌ی شعرهایی که شاعرانِ دیگرت برای تو سروده‌اند، هنوز هم برای ستایشَت حرف‌های نگفته دارم.
NIAZ. by blueloubear
blueloubear
  • WpView
    Reads 10,323
  • WpVote
    Votes 2,567
  • WpPart
    Parts 16
من آدم نگاه کردنم؛ آدم‌ داشتن نبودم هیچوقت.
Leica by BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    Reads 65,077
  • WpVote
    Votes 12,267
  • WpPart
    Parts 18
• Name : Leica 📷 • Couple : Vkook • Writer : Ziwon • Summary : یک دوربین! همه ی آنچه که سرنوشت برای گره زدن آن دو در سال ۱۹۵۱ نیاز داشت، یک دوربین بود و همه ی آنچه این گره را می گشود٬ جنگ؟ عاشقانه ای در دل جنگِ میان دو کره!🚢