𝑌𝑖𝑠ℎ𝑎𝑛♡︎♫︎
14 stories
𝑷𝒓𝒂𝒈𝒎𝒂 by mhy_ken2
mhy_ken2
  • WpView
    Reads 39,068
  • WpVote
    Votes 8,819
  • WpPart
    Parts 116
«پایان یافته» 𝕻𝖗𝖆𝖌𝖒𝖆 𝚈𝙸𝚉𝙷𝙰𝙽 (𝙱𝙹𝚈𝚇) -KN شیائو ژان مجال فکر کردن یا حرف زدن رو از ییبو گرفت" من رو تو شرط بستم." انگشت شستش رو با ملایمت روی لب های ییبو کشید. نگاهش حالا به لب های نیمه باز ییبو دوخته شده بود، انگار که می‌خواست انگشتش رو تو دهن ییبو بفرسته و توقع داشت مطیعانه لب هاش رو از هم بازتر کنه.اما هیچ کار دیگه ای نکرد. در حالی که همچنان با ملایمت لب های ییبو رو می‌مالید،زمزمه کرد" اگه مسابقه رو ببری، از این‌جا نجاتت می‌دم. اگه قراره ببازی،همون‌جا بمیر." نگاهش بالا رفت و دوباره به چشم های ییبو گره خورد. ادامه داد" مرگ زیر دست های من اصلا خوشایند نیست. فهمیدی ییبو؟" Ranks: #1 thriller #1 mystery #1 Bozhan #1 Zhan #1 Yibo #1ییبو #ژان ⛓️Channel: @𝚄𝙺𝙸𝚈𝙾𝚂𝚃𝙾𝚁𝚈
[You are my destiny season 2]~(Yizhan) by Midoria2004
Midoria2004
  • WpView
    Reads 30,972
  • WpVote
    Votes 8,383
  • WpPart
    Parts 63
اسم: تو سرنوشت منی! کاپل اصلی: ییژان [ییبو تاپ] کاپل فرعی: نامجین ژانر: رومنس، انگست، اکشن، امگاورس، یه چسه درام، اسماااات، امپرگ - 𝐢𝐭 𝐝𝐨𝐞𝐬𝐧'𝐭 𝐦𝐚𝐭𝐭𝐞𝐫 𝐢𝐟 𝐲𝐨𝐮 𝐝𝐨𝐧'𝐭 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐦𝐞. 𝐲𝐨𝐮 𝐚𝐫𝐞 𝐦𝐲 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲, 𝐚𝐧𝐝 𝐲𝐨𝐮'𝐥𝐥 𝐚𝐥𝐰𝐚𝐲𝐬 𝐛𝐞. - اهمیتی نداره اگه دوستم نداری. تو سرنوشت منی و همیشه هم خواهی بود.𔘓 نویسنده: گلس ویراستار: میدوریا
Never You and Me by suzilv
suzilv
  • WpView
    Reads 8,575
  • WpVote
    Votes 1,796
  • WpPart
    Parts 20
Never You and Me من و تو هرگز Genre: Romance, Smut Couple: Yizhan Type: Yibo Top Translator: 7yearswithkyungsoo Editor: Suzilv Cover: Suzilv Status: Ongoing مجوز بازگردانی داستان از مترجم گرفته شده، سپاس بی کران از مترجم مهربون و خوش اخلاق🙏
Who Watches Over Me | چه کسی مراقب من است by i_am_SMH
i_am_SMH
  • WpView
    Reads 17,337
  • WpVote
    Votes 4,155
  • WpPart
    Parts 51
📌وضعیت: پایان یافته...🔒❤️📚 ⏳آغاز: ۱۹ دسامبر ۲۰۲۲ ⌛پایان: ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۵ ⏰ بازنویسی: ۱۷ دسامبر ۲۰۲۵. گفتمش شیرین ترین آواز چیست؟ چشم غمگینش به رویم خیره ماند قطره قطره اشکش از مژگان چکید لرزه افتادش به گیسوی بلند زیر لب غمناک خواند: ناله زنجیرها بر دست من» 🥀🥀🥀 دستش را روی زخم گلوله فشار داد، گرمی و لیزی خونی که زیر کف دستش احساس میکرد، حس آشوب به معده پسر می‌انداخت؛ چقدر خون ... خدایا ...نه ... :تو نباید بمیری... به سمت عزیزش خم شد و با صدایی که از شدت پریشان حالی او زمزمه‌ای بیش نبود نجوا کرد: تو نمیتونی بمیری !!!! 🔻🔺🔻 فن‌فیک: #WhoWatchesOverMe کاپل‌داستان‌اصلی: j2 | جی۲ | جنسن‌اکلس و جردپادالکی کاپل‌بازگردانی‌داستان: Yizhan | ییژان مترجم - بازگردان - ادیت: #S_M_H 🔺🔻🔺 دوستان توجه کنید این داستان بازگردانی ییژانِ؛ از بهترین فیک هایی که توی زندگیم خوندم، پس حمایت کنید تا بازگردانی داستان رو ادامه بدم و براتون ارسال کنم❤️
with you forever by Rira77
Rira77
  • WpView
    Reads 17,902
  • WpVote
    Votes 6,003
  • WpPart
    Parts 45
with you forever تمام شده📗📕 عاشقانه هایی که نگفته بودیم ! ییبو تاپ ، درام ، هپی اندینگ
Black & White by Rira77
Rira77
  • WpView
    Reads 54,426
  • WpVote
    Votes 11,044
  • WpPart
    Parts 46
Black & white تمام شده📗📕 نمیشه گفت کی سیاه مطلقه کی سفید مطلق ... توی قلب هر سیاهی یه نقطه ی سفید هست و تو قلب هر سفیدی یه نقطه ی سیاه🖤🤍 ییبو تاپ ژانر : درام ، انگست ، بی ال *هپی اندینگ*
𝐼 𝑀𝑖𝑠𝑠 𝑌𝑜𝑢 by wangyibooxiao
wangyibooxiao
  • WpView
    Reads 10,670
  • WpVote
    Votes 2,365
  • WpPart
    Parts 36
🥀𝑰 𝑴𝒊𝒔𝒔 𝒀𝒐𝒖🥀 قول میدی برگردی؟ : قول میدم برگردم. میتونم به قولت اعتماد کنم؟ : تو تنها کسی هستی که وقتی بهش قول میدم، تمام تلاشم رو میکنم تا بهش عمل کنم. _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠ وقتی دلم برات تنگ میشه، روبه‌روی گل‌هایی که برام خریدی، می‌ایستم. باید جای من باشی تا بدونی چقدر دلتنگی به قلبم فشار میاره. این گل‌هارو تو لمس کردی، تو زیباشون کردی، پس میتونه کمی دلتنگیم رو رفع کنه. هر لحظه دلتنگتم، حتی وقتی کنارمی احساس دلتنگی میکنم... یک روزی میاد این دلتنگی‌ها به آخر برسه و قلب بیچاره من آروم‌تر بشه؟ _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠ نام فیک: دلم برات تنگ شده تعداد پارت‌ها: مشخص نیست نوبت آپ: دوشنبه‌ها ژانر: عاشقانه، پلیسی، کمی غمگین تایپ: ورس
♡  Silent  for 13 yaers 1 & 2 ♡  by ARALIA_H
ARALIA_H
  • WpView
    Reads 20,884
  • WpVote
    Votes 3,979
  • WpPart
    Parts 47
Write by ARALIA FULL PART 1 آپدیت فصل دوم پنجشنبه ها همچنین میتونید آپدیت این فیک رو در چنل @YizhanStories در تلگرام هر سه شنبه ساعت ۸ شب دریافت کنید.. یعنی دو روز زودتر از آپدیت واتپد! Copel: Yizhan ♡مقدمه♡ اینجا چی کار میکردم؟! الان.. این لحظه.. این تاریخ.. این ثانیه.. این بالا.! حس کردن باد سردی که به بدنم برخورد میکرد آتش درونم رو اروم می کرد؟! عطشم به انتقام رو‌ میخوابوند؟! به پایین نگاه کردم.. به شهر همیشه در شلوغی.. به چراغای رنگیش.. به مردمی که هر کدوم توی حال خودشون قدم میزدن.. یه نفر دخترش خونه منتظر بود تا نقاشیش رو ‌نشون پدرش بده و دیگری شاید مریضی توی بیمارستان انتظارش رو‌ می کشید.. یکی برای کمک به دیگری قدم برمی داشت و دیگری شاید برای قتل؟! تجاوز؟! چرا انقدر تناقض توی این دنیای زمینی وجود داشت؟! چرا انقدر پاکی در مقابل ناپاکی؟! چرا یکی به قصد کشت قدم برمی داشت و یکی به قصد نجات؟! چرا انقدر مردم خوب و بد دارن؟! چرا گاهی مردم دست به تجاوز میزنن؟! چرا به پاکی و ناپاک شدن دیگری اهمیتی نمیدن؟! چرا یکی دیوونه است؟! یکی سالم؟! چرا روانشناسا گاهی به احساسات مریضاشون دقت نمیکنن؟! چرا ادمایی که میل به زجر دادن بقیه دارن قبل از انجام دادنش به پزشک مراجعه نمیکنن؟!! انقدر سخته؟! خوب بودن.. واقعا انقدر سخته؟! نمیدونم چی فکر میکن
¤change¤(completed) by reyhoon6
reyhoon6
  • WpView
    Reads 31,248
  • WpVote
    Votes 6,640
  • WpPart
    Parts 39
"همه چیز از یه تغییر شروع میشه" شیائو جان بخاطر فشار های روانی که بهش وارد شده قصد خودکشی داره اما در همین حوالی با وانگ ییبو رو به رو میشه!کسی که بی شک بیشتر نه اما کمتر از خودش دیوانه نیست! عاقبت این دو چی میشه؟از راز های همدیگه سر در میارن؟؟میفهمن پشت تمام این ماجرا ها چی بوده؟ منم نمیدونم بیاین ببینیم داستان چی میگه... کاپل:ییجان(ییبو تاپ) ژانر:رومنس،اجتماعی،روزانه،اسمات،کینکی
𝒀𝒐𝒖𝒓 𝑻𝒂𝒔𝒕𝒚 𝑩𝒍𝒐𝒐𝒅 by Littledemon2026
Littledemon2026
  • WpView
    Reads 17,533
  • WpVote
    Votes 3,879
  • WpPart
    Parts 24
وانگ ییبو... خون آشام چندصد ساله ای که هیچکس از وجودش خبری نداشت... چون سالها بود در جنگلی نفرین شده زندانی بود و هیچوقت نمیدونست چطور این نفرین رو بشکنه و از زمانی که یادش میومد، از خون هیچ انسانی تغذیه نمیکرد تا اینکه یه روز شیائو ژان کنجکاو به جنگلی که تا به الان کسی جرات ورود بهش رو نداشته، پا میزاره و بدترین اتفاق میفته... زخمی میشه و خونریزی میکنه و بوی شیرین خونش، به خون آشامی که سالهاست لب به خون هیچ انسانی نزده و با این بو بشدت تشنه شده، میرسه وقتی ژان سرش رو بالا میاره پسری با موی شلخته و چشمهای قرمز شده، بالای سرش میبینه "اگه میخای بلایی سرت نیاد... زودتر برو" Genre: Vampire. fantasy. Romance. Angst. mpreg. smut Top: Yibo