We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
Captured my eyes
199 stories
MoonStruck | VKook, KookV by Wynstann
Wynstann
  • WpView
    Reads 2,662
  • WpVote
    Votes 412
  • WpPart
    Parts 31
« بودن یا نبودن، مسئله این است... مسئله‌ی ما همیشه نبودن است جناب شکسپیر. نبودن انسان‌هایی که در میان جبر‌های زندگی از دست میدهیم و برای من مسئله‌ نبودنِ کسی ا‌ست که در لا‌به‌لای کلماتِ کتابِ جبرِ جنگ از دست دادم. » • 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸/𝗞𝗼𝗼𝗸𝗩 • 𝗦𝘂𝗯 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝗦𝗼𝗽𝗲 • 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝗛𝗶𝘀𝘁𝗼𝗿𝗶𝗰𝗮𝗹, 𝗗𝗿𝗮𝗺, 𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲, 𝗔𝗻𝗴𝘀𝘁, 𝗦𝗺𝘂𝘁 • 𝗨𝗽: 𝗪𝗲𝗱𝗻𝗲𝘀𝗱𝗮𝘆 • 𝗖𝗵𝗮𝗻𝗻𝗲𝗹: @𝗣𝗮𝗽𝗮𝗰𝗶𝘁𝗮_𝟬𝟭
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 121,291
  • WpVote
    Votes 9,537
  • WpPart
    Parts 24
جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر داشت. میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور سوله چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️
Rebel (AU) by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 190,818
  • WpVote
    Votes 28,709
  • WpPart
    Parts 53
هفت سال پیش وقتی جونگ‌کوک رو از دست داد بابونه‌اش هفت ماهه باردار بود و منتظر تولد دختر کوچولوشون بودن؛ اما حالا اون رو درحالی پیدا کرده بود که شکمش کاملاً صاف بود و توی شرایط جسمانی اسف‌باری قرار داشت! +می‌شه بپرسم چرا من رو جونگ‌کوک صدا می‌زنید؟ _ت... تو... من رو نمی‌شناسی؟ Writer: Ashil Couple: Vkook Genre: Omegaverse, Romance, Fantasy, Mystery, Smut, Angst, Mpreg
Legato~🤎☕ by madison_vkook
madison_vkook
  • WpView
    Reads 5,813
  • WpVote
    Votes 720
  • WpPart
    Parts 31
عشق ما همیشه فرق داشت نه بخاطر اینکه گناه بود! بلکه بخاطر زبانِ متفاوت ما بود.. زبان عشقِ ما با همه‌ عشقای توی دنیا فرق داشت. ما ساکت بودیم و کلاویه های سیاه و سفید پیانو می‌نواخت، نوایی رو که راوی عشقِ بین ما بود.. . . خلاصه: جئون جونگکوک، پسر یکی از سیاستمداران بزرگ کره جنوبی در دهه های میلادی بود‌. هر روز اون شبیه یک ابر سیاه بی‌ثمر بود؛ نه بارانی از احساسات می بارید و نه سکوتش می شکست. خسته از اجبارها و نگاه‌های نژادپرستانه فرانسوی، زندگیش توی یک بن‌بست سرد گیر کرده بود. تا اینکه ملودی یک هنرمند ناشناس به نام تهیونگ، کلیدی رو توی قفلِ روح خسته‌ش چرخوند. موسیقی اون، پناهگاهی شد که به جونگکوک جرعت نفس کشیدن رو می داد. 𝑪𝒂𝒑𝒍𝒆: Vkook 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: vintage،Romance،Angst،Smut،Classic 𝑾𝒊𝒓𝒕𝒓: Madison ‌ درحال آپ ..
Little Rose(kookv) by gannehz
gannehz
  • WpView
    Reads 17,925
  • WpVote
    Votes 3,260
  • WpPart
    Parts 19
انیگماها قدرتمندترین و خطرناک ترین آفریده ی الهه ی ماه هستند، اون ها غیرقابل کنترل و با قدرت باورنکردنی، قوی ترین و شکست ناپذیر ترین افراد روی زمین هستند. جئون جونگ کوک انیگمایی سلطنتی که در سن کم به دلیل وجودِ خطرناکش از دهکده ی سلطنتی نیوارا طرد شد و با گذشت زمان قبیله ای به دور از دهکده تاسیس کرد. و حالا پس از گذشت چندین سال... نیوارا برای محافظت از تنها دارایی باارزش حالِ حاضرش، تنها امگایی که پس از سال ها در نیوارا زاده شده، ناچار به درخواست کمک از انیگمای طرد شده میشه. _____________________________ +"اگه ناراحتت میکنه میتونم به جاش دردسر صدات بزنم." امگا این بار کاملا سر جاش نشست و اخم کوچیکی کرد. -"نمیتونی اینجوری صدام بزنی. چون دردسر نیستم." انیگما به حالت متفکر سرش رو کمی کج کرد و همزمان طناب رو از دو طرف گره زد. +"توی یک روز گذشته تقریبا نزدیک بود سه بار از روی اسب بیوفتی،یک بار از مسیر جدا شدی تا دنبال یه خرگوش بری. یک بار هم افتادی زمین و زانوت رو خراش دادی." انیگما با حوصله تعریف کرد و نگاهش رو به سمت پسر چرخوند تا واکنشش رو ببینه. +"حالا که بهش فکر میکنم تو واقعا دردسری،چری." ✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧ omegaverse,smut,romance آپ:یک یا دوبار در هفته✨ writer:ganeh
𝕱𝖎𝖗𝖊 𝖆𝖓𝖉 𝕾𝖙𝖔𝖓𝖊 by ihatemae
ihatemae
  • WpView
    Reads 1,162
  • WpVote
    Votes 290
  • WpPart
    Parts 6
"ғɪʀᴇ ᴀɴᴅ sᴛᴏɴᴇ" ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴋᴏᴏᴋᴠ ɢᴇɴʀᴇs: ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀsᴇ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, ғᴀɴᴛᴀsʏ, ᴅʀᴀᴍᴀ, sᴍᴜᴛ, ᴍᴘʀᴇɢ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · خلاصه: امگای مو نارنجی، کیم تهیونگ، چالشی بود که شهردار نمی‌تونست نادیده‌اش بگیره. جئون جونگ‌کوک، رئیس کمیته‌ی آموزش و پرورش، شهردار، مالک و صاحب اصلی اراضی و قدرمندترین آلفای اون حوالی، کلام آخر رو در مورد تعطیلی مدرسه‌ی روستا می‌زد. تصمیمش سنگین بود؛ مثل تخته‌سنگی که وقتی میفته، دیگه هیچ‌چیز زیرش جون سالم به در نمی‌بره. کیم تهیونگ، معلم تازه‌وارد روستا، می‌دونست که باید با نرمی پیش می‌رفت؛ مثل آبی که سنگ رو نه با زور، بلکه با صبر می‌سابه؛ اما این بار آتش درونش زودتر از عقلش زبانه کشیده بود و حالا از تنها کسی که می‌تونست دستش رو بگیره، دشمن ساخته بود. بوی ذغال تلخ که از سمت جونگ‌کوک به مشامش می‌رسید، همه چیز رو روشن می‌کرد؛ مرد عصبانی بود و جایی برای مذاکره باقی نذاشته بود. پس چطور این امگای لجباز باید جلوی آلفای متعصب قد علم می‌کرد؟ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · این کتاب ترجمه، بازگردانی و تغییریافته‌ی یک رمان انگلیسی‌زبانه و تمام حقوق نسخه‌ی فارسی‌زبان اون متعلق به مترجمه.
𝑨𝑵𝑮𝑬𝑳 𝑰𝑵 𝑻𝑯𝑬 𝑯𝑬𝑳𝑳 [Completed] by wizardsst
wizardsst
  • WpView
    Reads 190,051
  • WpVote
    Votes 33,183
  • WpPart
    Parts 32
_چی میشه اگه یه گل وسط میدون جنگ باشه کوکو؟ _وقتی دشمن حمله کرد له میشه _ولی چی میشه اگه همه اون گلو ببینن و بعد نخوان جنگ کنن؟ _الان حتی اگه یه کتاب قصه هم انقد راحت به جنگ روی کاغذاش پایان بده مردم نمیخرنش تهیونگ _ولی اگه تو داستان من گل بتونه جنگو پایان بده چی؟ 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒗 𝒇𝒊𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏
𝐋𝐨𝐬𝐭 𝐈𝐧 𝐓𝐡𝐞  𝐃𝐮𝐬𝐭 «Kookv» by zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    Reads 1,654
  • WpVote
    Votes 202
  • WpPart
    Parts 9
خودم هم می‌دانم دیگر آزادی برایم معنایی ندارد. گویا گم شده‌ام؛ هرچند نمی‌دانم این عشق من است که در میان غبارِ جنگ گم‌ شده است یا خودم، که این‌چنین بی‌قلب و بی‌احساس در این غبار پرسه می‌زنم. به راستی همه‌ی ما گم شده‌ایم در جنگی از کینه، غرور و طمع. پس تکلیف عشق چه می‌شود؟ آیا این فقط در دنیای کوچک من قابل لمس بود؟ 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐋𝐨𝐬𝐭 𝐈𝐧 𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐮𝐬𝐭 𝐜𝐡𝐚𝐫𝐚𝐜𝐭𝐞𝐫𝐬: 𝐓𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 𝐣𝐨𝐬𝐞𝐩𝐡, 𝐉𝐮𝐧𝐠𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐣𝐞𝐨𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐖𝐨𝐫𝐥𝐝𝐰𝐚𝐫, 𝐓𝐫𝐚𝐠𝐞𝐝𝐲, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐋𝐨𝐬𝐭 𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐝𝐮𝐬𝐭, 𝐚 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐥𝐨𝐬𝐭 𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐝𝐮𝐬𝐭 𝐨𝐟 𝐰𝐚𝐫🩶
⚜️𝓤𝓛𝓞𝓣𝓡𝓘𝓒𝓗𝓞𝓤𝓢 ⚜️~kv by -_Melorin_-
-_Melorin_-
  • WpView
    Reads 3,020
  • WpVote
    Votes 253
  • WpPart
    Parts 15
"دو پسر با گذشته‌هایی پر از زخم و راز، در تقاطع زندگی یکدیگر قرار می‌گیرند. آیا عشق می‌تواند از دل تاریکی جوانه بزند؟ یا گذشته، همه چیز را از بین خواهد برد؟" ژانر :ریل لایف، کمی انگست، اسمات،روانشناسی؟، شاید هم فلاف؟ کاپل :کوکوی. تایم آپ:خیلی زیاد نامنظم سلام سلام 🌸 قبل از هر چیز خواستم باهاتون روراست باشم: فصل اول داستان، هیچ اسماتی نداره. دلیلش رو نمی‌تونم بگم چون ممکنه داستان لو بره... و اما نکته مهم‌تر: این داستان حاوی صحنه‌هایی بسیار خشن و سنگین خواهد بود. اگر روحیه حساسی دارید، سنتون پایینه یا دنبال محتوای اسمات هستید، ازتون خواهش می‌کنم و با احترام تمنا دارم ، که خوندنش رو شروع نکنید. هدف من از نوشتن، نشون دادن عشق و محبت واقعی‌ـه، نه ارضای امیال. و اینکه شاید حتی در فصل دوم هم اسمات‌هایی که انتظار دارید، وجود نداشته باشه. همه‌چیز بیشتر در فضای ملایم و وانیلا پیش می‌ره. ببخشید اگر پرحرفی کردم، ولی لازم بود که اینا رو بگم. فعلاً خداحافظ 👋🏻💕
Scatto | Vkook | Omegavers by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,911
  • WpVote
    Votes 292
  • WpPart
    Parts 2
𓂃𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨𓍯 ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟امگاورس، رمنس، درام، اسمات، امپرگ ⊹ نویسنده⤟ #Sadixen ⊹ خلاصه⤟ توی دنیایی که هر حرکت یک سوپرمدل می‌تونه میلیون‌ها دلار ارزش داشته باشه، جئون جونگوک بالاخره به بزرگ‌ترین نقطه‌ی زندگی حرفه‌ایش رسیده؛ کمپین جهانی فندی.❤️‍🔥 اما درست زمانی که دنیا موفقیتش رو جشن می‌گیره، زندگی شخصیش آروم‌ آروم از کنترل خارج می‌شه.❌️ رابطه‌ای که سال‌ها پشت درهای بسته پنهان مونده... رازهایی که هیچ‌کدوم برای فاش شدن آماده نیستن... و آینده‌ای که با هر تصمیم، غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر از قبل می‌شه. کیم تهیونگ همیشه فکر می‌کرد محافظت کردن یعنی تصمیم گرفتن. جونگوک اما می‌خواست برای اولین بار، خودش مسیر زندگیش رو انتخاب کنه. بین قراردادهای میلیون دلاری، رسوایی رسانه‌ها، بارداری‌ای که همه چیز رو تغییر می‌ده و عشقی که مرز بین محافظت و کنترل رو از بین برده... بعضی رازها قرار نیست برای همیشه پنهان بمونن.