My list
Истории 143
death spell на nbalaghi2014
nbalaghi2014
  • WpView
    Прочтений 20,545
  • WpVote
    Голосов 2,656
  • WpPart
    Частей 24
𝓓𝓮𝓪𝓽𝓱 𝓼𝓹𝓮𝓵𝓵࿐ کی فکرش رو میکرد یه طلسم باعث بشه زندگی ۷ تا پسر زیر و رو بشه ، طوری که برای نجات زندگی خودشون و دیگران با یک طلسم به نام " طلسم مرگ " مبارزه کنن . فقط برای ادامه اینده ای که معلوم نیست بهش میرسن یا نه... کاپل ها : نامجین ، سپ ، ویکوک ژانر : تخیلی وضعیت اپ : تمام شده
𝑻𝒉𝒆 𝑪𝒍𝒐𝒖𝒅𝒚 𝑶𝒏𝒆 ~ⱽᵏᵒᵒᵏ на AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Прочтений 51,878
  • WpVote
    Голосов 11,687
  • WpPart
    Частей 22
- پسر وزیر اقتصاد یه آلفای قاتل رو توی خونه‌ش قایم کرده! اگه این خبر به دست بابام برسه قبل از اینکه سلاخیم کنه سکته میکنه! تهیونگ نگاهی به داخل پاکتِ خالی چیپس کرد: - پس قرار نیست سلاخی بشی امگا، این که خیلی خوبه! ژانر: امگاورس☁️ عاشقانه🪶 اکشن🐇 پایان خوش☃️ انگست❄️ و طنز🍦 روز های عاپ: سه شنبه شروع: یکُم خرداد هزار و چهارصد و چهار پایان: -
God|Vkookmin на park_Karina2006
park_Karina2006
  • WpView
    Прочтений 36,052
  • WpVote
    Голосов 5,394
  • WpPart
    Частей 19
﹝ایزد﹞ -واسم مهم نیست خدای لعنت شده مصری! اگه میخوای منو لمس کنی باید التماس هاتو بشنوم کاپل اصلی: ویکوکمین(کوکمین، ویمین) کاپل فرعی: یونمین ژانر: سفر در زمان،فانتزی،اسمات،تخیلی،رمنس نویسنده:پارک کارینا وضعیت: در حال اپ
Phobia на Unvulner
Unvulner
  • WpView
    Прочтений 6,897
  • WpVote
    Голосов 907
  • WpPart
    Частей 23
با دیدن جسم غرق در خون پسر، فریاد بلندی کشید و زانو زد. هیونجین با شنیدن صدای شلیک، خودش رو از دست نگهبان ها آزاد کرد و به سرعت سمت طبقه بالا دوید. مهم‌ نبود بعد از این چی بشه، نمی‌خواست چیزی که وقتی به اون طبقه نفرین شده می‌رسه می‌بینه جسد فلیکسش باشه. نمی‌خواست. Couple: Jeonglix, Hyunlix, Chanho Genre: Angst, Romance, Smut
شمارش معکوس  на mniaten
mniaten
  • WpView
    Прочтений 14,158
  • WpVote
    Голосов 1,151
  • WpPart
    Частей 61
" دوست دارم یجوری با همه توانت به ف.اکم بدی،فرداش نتونم بشینم دَد " ارین پسر شیطون و دردسر سازی که بخاطر هک یه باند مافیایی روسی و دزدیدن اطلاعاتشون ، توسط اونها دزدیده میشه و برای اولین بار یک رئیس مافیا را ملاقات میکنه.....دمیتری استال ایوانوف! [و همونجا محو چشمای استیل گری رنگ دمیتری میشه]
Velvet Page|Kookv на blumer83
blumer83
  • WpView
    Прочтений 11,088
  • WpVote
    Голосов 2,095
  • WpPart
    Частей 16
‌ تهیونگ توی یه مانهوای فوق کلیشه‌ای بیدار شد؛ حالا قراره با این همه بدهی و آلفای طلبکاری که مدام پولش رو می‌خواد چیکار کنه؟! ㅤ⭒ FakeChat, Au ✨‍ VelvetPage ‌⭒ ⠀ ⋆ 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: kookv ⋆ 𝘎𝘦𝘯𝘦𝘳: Omegaverse , Psychological Thriller , Dark Romance , Mpreg , Smut
Under Fang на ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Прочтений 127,571
  • WpVote
    Голосов 20,754
  • WpPart
    Частей 29
زندگی برای لونای قبیله‌ی ایلوث زمانی سخت شد که وُلگارا، انیگمای خشنی که آوازه‌اش بین قبایل پیچیده بود، حمله‌ی سختی بهشون کرد. از یک‌جایی به بعد، تهیونگ مجبور شد توی راز اون مرد شریک بشه. رازی که فاش شدنش مساوی با کشته شدن خودش و توله‌ی به دنیا نیومده‌اش بود. "_آره نیراشا، اگه قبول نکنی می‌کشمت. گردنت رو زیر دندون نیشم خرد می‌کنم و مطمئن می‌شم که رازم رو با خودت به گور ببری." Name: Under Fang (زیر نیش گرگ) Couple: Kookv Genre: Romance, Omegaverse, Mpreg, Forced Marriage, Enemies to Lovers, Historical, Smut Written by Luna🌙
𝑴𝑶𝑼𝑳𝑰𝑵 𝑹𝑶𝑼𝑮𝑬 [𝑲𝑶𝑶𝑲𝑴𝑰𝑵] на panikamm
panikamm
  • WpView
    Прочтений 186,416
  • WpVote
    Голосов 34,193
  • WpPart
    Частей 166
"مولن روژ" نویسنده: "پانیکا" ژانر: "جنایی،رمنس،انگست،اکشن،اسمات" کاپل: "کوکمین/جیکوک،سپ،ناممین،نامجین، چانبک" ~•~•~•~•~•~•~•~• با آرامش شمع مشکی رنگ رو روی سکو گذاشت: _از کدوم خدا حرف میزنی پدر؟ وجود خدا توی زندگی من حتی یک لحظه ام حس نمیشه! کشیش به آرومی لب باز کرد: _خدا برای هر کسی به اندازه ای وجود داره که اون شخص بهش ایمان داره، این یه رابطه دوطرفه است! جیمین پوزخند بی صدایی زد، گردنبند صلیبش رو لمس کرد و با کنایه گفت: _پس خدا پارتنر خوبی نیست! بعد از مدتی سکوت حرکت تثلیث رو انجام داد: _به نام پدر، پسر و روح القدس کف دست هاشو جلوی سینه اش بهم چسبوند و نرم زمزمه کرد: _به مردانی که امشب جونشون رو از دست دادن آرامش ببخش... مکثی کرد و با پوزخند ادامه داد: _پارتنر مغرور من! ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ وضعیت: پایان یافته
Belong to Alpha || متعلق به آلفا на maybeIV
maybeIV
  • WpView
    Прочтений 309,900
  • WpVote
    Голосов 23,758
  • WpPart
    Частей 35
•••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• « _نمرهاتو بررسی کردم و متوجه پیشرفتت شدم. +این خوبه آلفا؟ رون پسر روی پاش رو نوازش کرد و دستشو داخل لباسش برد و ناخونشو روی شکم پسر کشید _عالیه پسرم ، باید بابتش بهت جایزه بدم هوم؟ ناخونشو تندتند روی نیپل پسر کشید که ناله بلند پسر دراومد و نیشخندی روی لبش نشست _اصیل کوچولو. ! VKOOK ! OMEGAVERSE ! SMUT - FUN - ROMANCE
Mouraki Kookv (Completed) на LaraJeon97
LaraJeon97
  • WpView
    Прочтений 9,254
  • WpVote
    Голосов 1,382
  • WpPart
    Частей 12
«اتمام‌یافته.» همه فکر می‌کردن فقط یه طبیب امگاست، یه تنِ نرم واسه شب‌های سرد مورکای؛ ولی تهیونگ هیچ‌وقت اون‌قدر ساده نبود که توی آغوش یه آلفا، فقط بلرزه. اون لبخند خجالتی، اون چشم‌هایی که به آلفا زل می‌زد... زیادی همه‌چیز رو خوب به‌خاطر می‌سپرد. هر شبی که رئیس اسمش رو زمزمه می‌کرد، یه قدم به چیزی نزدیک‌تر می‌شد که هیچ‌کس نمی‌دونست دنبالش بوده.