hera-shiny's Reading List
6 stories
family |KM| by 13butterfly7
13butterfly7
  • WpView
    Reads 38,639
  • WpVote
    Votes 5,163
  • WpPart
    Parts 22
داستان زندگی خانواده ۵ نفره جونگکوک و جیمین ژانر: روزمره _ امپرگ_ امگاورس_ اسمات کاپل: کوکمین
IDOL (kookmin) by mahiwriter
mahiwriter
  • WpView
    Reads 299,042
  • WpVote
    Votes 30,118
  • WpPart
    Parts 43
◀کامل شده▶ کاپل:کوکمین(جیکوک) ژانر:عاشقانه_ریل لایف_کمدی زندگی روزمره گروه پشت دوربین و دردسرای رابطه های پنهانی
𝑪𝒘𝒕𝒄𝒉 (𝑱𝒊𝒌𝒐𝒐𝒌) by mahsa9597
mahsa9597
  • WpView
    Reads 37,883
  • WpVote
    Votes 3,724
  • WpPart
    Parts 22
کُچ به معنی یه بغل امن، آغوش کسی که بهتون آرامش میده! ⟆ 𝘕𝘢𝘮𝘦↝ Cwtch ⟆ 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦↝ Jikook/kookmin ⟆ 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦↝ Psychological/Slice of life/Romance/Angst/Smut
my litter love 💫 (Kookmin)  by BTS-shadow
BTS-shadow
  • WpView
    Reads 70,355
  • WpVote
    Votes 5,588
  • WpPart
    Parts 33
Name: My little love 💫 Couple:Kookmin Genre:Romance, Omegaverse, Forced Marriage, Angest, Smut, Comedy, Mprag Authors: @jeon_As97 Channel: Shadow's world اگه زندگیتون توی یه چشم بهم زدن عوض بشه چکار میکنید؟ اگه شما جای اون پسر بودید، قطعا خوشحال میشدید ولی اون پسر... این داستانِ پسریه که یک شبه زندگیش عوض شد؛ مثل رنگ سفید به سیاه، یا شاید هم سیاه به سفید.... پارک جیمین، پسری سرخوش که عاشق مدرسش بود... پسری که تنها رویاش راه پیدا کردن به دانشگاه بود، اما یک شبه همه رویاهاش خاکستر شد... و پدری که برای آسایش خانوادش هرکاری میکنه، ولی بخاطر مشکلاتش مجبور به قبول ازدواج پسر بزرگش میشه، یک ازدواج اجباری... Finished : 1404/06/14
TWIN'S | KOOKMIN by SORA_NIA
SORA_NIA
  • WpView
    Reads 12,167
  • WpVote
    Votes 1,896
  • WpPart
    Parts 14
summary: [ زمان می‌گذرد و جیمین‌ می‌داند که همسرش مثل گذشته نیست. همه چیز در یک شب تغییر کرده بود. جونگ‌مین او دیگر مردی نبود که وجودش گرما می‌بخشید و همین‌ وجود پسرک داستان را منجمد میکرد. جیمین، خشمگین و با دلی شکسته در پی دلیل تغییر همسرش، غافل از آنکه که جونگ‌کوک_ برادرِ دوقلوی همسرش جای او را گرفته ] 📌 SHORT STORY
Mine to Break, Mine to Love(کوکمین) by jshsjssee
jshsjssee
  • WpView
    Reads 58,929
  • WpVote
    Votes 4,312
  • WpPart
    Parts 45
هوای صبح خنک‌تر از همیشه بود. برگای خشک زیر پای جیمین خش‌خش می‌کردن و صدای باد، لای موهای صورتیش می‌پیچید. چند روز بود که احساس عجیبی داشت؛ ضربان قلبش تندتر از همیشه، پوستش حساس‌تر و نگاه بقیه آلفاها سنگین‌تر. او می‌دونست داره نزدیک میشه... اولین هیـتش.