وی کوک
4 mga kuwento
Sirius ni NLikeNam
NLikeNam
  • WpView
    MGA BUMASA 22,245
  • WpVote
    Mga Boto 2,169
  • WpPart
    Mga Parte 15
𖧧 فول شده 〔 ShortStory , Vkook , Sirius 〕 ⇢ɢᴇɴʀᴇ : Romance, medical 〔کیم تهیونگ، فرد درستکار و سرشناسی تو کره که مدیر شرکتی برای واردات و صادرات خودرو هست. تهیونگ یک شب، پسری رو از مهمانی که دعوت شده بود نجات میده و زندگیش رو عوض می‌کنه؛ اما تهیونگ با وجود دشمن‌های اطرافش‌ می‌تونه زندگی راحتی با پسرک داشته باشه؟ سال‌ها بعد که تهیونگ پسرکش، جونگکوک رو به عنوان پزشک معالج برای درمان بیماری قلبیش ملاقات می‌کنه، چه واکنسی نشون میده؟〕 ⇢ᴡʀɪᴛᴇʀ : Nia
Call Him Daddy![1] ni blueside_demian
blueside_demian
  • WpView
    MGA BUMASA 94,524
  • WpVote
    Mga Boto 11,928
  • WpPart
    Mga Parte 20
《کامل‌شده》 داستان از اونجایی شروع میشه که جئون جونگکوک از بوسان اومده تا توی سئول درس بخونه و به همه دروغ گفته که وضع مالیش خوب نیست تا دوست واقعی پیدا کنه و یه روز وقتی میره دندون پزشکی میفهمه که دندون پزشکش زیادی جذابه و بعد از مشورت کردن با جیمین صمیمیترین دوستش و هم اتاقیش، یه پیشنهاد عجیب به دندون پزشکش که ازش ۱۲سال بزرگتره میده و ... S 20190226 E 20190405 •○●○• اسم: ددی صداش کن!(فصل اول) کاپل: ویکوک ، هوپمین (و یه کاپل دختر پسری) #9 bts
•|𝚁𝚘𝚌𝚔 𝙲𝚊𝚗𝚍𝚢🍩|• ni mika_2005_
mika_2005_
  • WpView
    MGA BUMASA 95,320
  • WpVote
    Mga Boto 15,217
  • WpPart
    Mga Parte 56
- میخوای بخوابی؟ - تو بغل تو شاید. ⟡🍒🍯🍫⟡ •| 𝑁𝑎𝑚𝑒: 𝑅𝑜𝑐𝑘 𝐶𝑎𝑛𝑑𝑦 ♡ •| 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝐷𝑎𝑖𝑙𝑦 𝐿𝑖𝑓𝑒 • 𝐹𝑢𝑛𝑛𝑦 • 𝑃𝑠𝑦𝑐ℎ𝑜𝑙𝑜𝑔𝑦, 𝑑𝑟𝑎𝑚𝑎• 𝑓𝑎𝑚𝑖𝑙𝑦• 𝑟𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 •| 𝑀𝑎𝑖𝑛 𝐶ℎ𝑎𝑟𝑎𝑐𝑡𝑒𝑟𝑠: 𝑺𝒘𝒊𝒕𝒄𝒉 (𝑉𝑘𝑜𝑜𝑘.𝑘𝑜𝑜𝑘𝑉) •| 𝑆𝑡𝑜𝑟𝑦 𝐵𝑦 : 𝑀𝑖𝑘𝑎 •| نـبات ♡ •| ژانـر: درام • طنـز • خانــوادگی• روانـشناسی• زندگــی روزمره • عاشقانه ⟡🍩🍯🍩⟡
𝔠𝔬𝔣𝔣𝔢𝔢 𝔥𝔞𝔱𝔢 ni CallmeTVanilla
CallmeTVanilla
  • WpView
    MGA BUMASA 5,967
  • WpVote
    Mga Boto 623
  • WpPart
    Mga Parte 10
چی میشه اگر جونگکوک، پسره شره مدرسه با دوستاش بخوان سربه‌سره دانشجوی جذاب و عضله‌ایه جدیده مدرسه‌شون بزارن. _._._._._._._._._._._._._._._._._._._._. همه‌چیز از یه قهوه شروع شد. و بعد با دعوا ها و کل کل های بچگانه ادامه پیدا کرد. دعوایی که با نفرت شروع شد و با عشق به پایان رسید. دعوا ها و کل کل هایی که روزی مدرسه رو پر کرده بود تبدیل شد به نجوا های عاشقانه‌ای که کناره گوشه هم زمزمه میکردن. حتی خودشونم نفهمیدن که چطور لبهایی که روزی به قصده فحاشی بهم باز میشد حالا برای فتحه دهانه دیگری باز میشه