«complete»
جفتشدن با آلفای سیاه و داشتن مارک مرگبارش آخرین چیزی بود که کیم تهیونگ هیجدهساله از زندگیش میخواست؛ خبرنگار جوان وقتی برای ماجراجویی پاش رو داخل اون کلاب لعنتی گذاشت هیچوقت تصورش رو هم نمیکرد قراره با جفت آیندهاش مواجه بشه؛ جئون هاییرو، یاکوزایی که توی نگاهِ اول شیفتهی اون امگای مو فندقی شده بود.
اون امگای برادرم بود، کسی که دشمن من محسوب میشد؛ ولی بعداز دیدن چشمهای خیس و لرزون و صدایی که مدام ازم کمک میخواست، نتونستم کمکش نکنم، کیم تهیونگ مال من بود؛ بههر قیمتی که شده نجاتش میدادم.
.
.
.
خلاصه:
آدمی را دلیبال صدا میزنند که نه توان تحمل دوریش را دارند و نه توان نزدیکی بیش از حد به او را.
ستارهی مشهور و به نام قرن بیست و یکم، کیم ساموئل، امگایی با چشمهای آبی و موهای طلایی رنگ، اونقدر زیبا و پرستیدنی بود که میتونست هر انسانی رو فارغ از جنسیت ثانویه مجذوب خودش کنه! اما ماجرا زمانی شروع به ترسناک شدن کرد، که توسط معشوقِ سابقش تهدید به مرگ شد.
سزار، آلفایی زخم خورده که برای گرفتن انتقام خانوادهاش برگشته، چی میشه اگر تهیونگ برای نجات شهرت و اعتبارش دست به دامن این مرد بشه؟! تقابل بازیگر مشهور هالیوود و مافیای شهر هیوستون، هیچوقت قرار نبود آخر و عاقبت خوبی داشته باشه.