My loves
11 stories
𝖳𝗁𝗂𝗋𝗍𝗒 𝖾𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖣𝖾𝗀𝗋𝖾𝖾 𝖢𝗂𝗋𝖼𝗎𝗂𝗍 𝖲.𝟤 by Nazanin_low
Nazanin_low
  • WpView
    Reads 88,620
  • WpVote
    Votes 10,782
  • WpPart
    Parts 35
[مــدار 38 درجــه، فصـل دوم] یک عاشقانۀ پر از درد... یک عاشقانهٔ پر از خون و خاطره... لابه‌لای خرابه‌های شهر به دنبال تیکه‌پاره‌های اون عشق می‌گشتن و هیچ‌چیز بجز خون و درد پیدا نمی‌شد‌. جنگ تمام شده بود پس چرا اون‌ها هنوز می‌جنگن؟! باید به دنبال انتقام بود یا التیام؟ ....𓂃ᬉ🪖 در انتهایی‌ترین نقطۀ قلبم... تو همان صدای ضعیفی بودی که فریاد می‌کشید لطفاً فقط زنده بمان. 𓂃ᬉ🪖 _یک‌بار رامت کردم فرمانده، انجام دادنش برای بار دوم برام هیچ‌ کاری نداره، ولی این‌بار روش‌هام فرق دارن. _یه رابطۀ عاشقانۀ مخفی با فرماندۀ ارتش؟! تو خیلی کثیفی پسر! +پس یادته. _من همه‌چیزو یادمه، حتی ریتم نفس‌ها و ناله‌هاتو‌. ➵ 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝟑𝟖 𝐃𝐞𝐠𝐫𝐞𝐞 𝐂𝐢𝐫𝐜𝐮𝐢𝐭 ➵ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤,𝐘𝐨𝐨𝐧𝐌𝐢𝐧 ➵ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜, 𝐏𝐨𝐥𝐢𝐭𝐢𝐜𝐚𝐥, 𝐒𝐦𝐮𝐭 ➵ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐄𝐜𝐡𝐨 ➵𝐔𝐏: 𝐖𝐞𝐝𝐧𝐞𝐬𝐝𝐚𝐲
𝖳𝗁𝗂𝗋𝗍𝗒 𝖾𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖣𝖾𝗀𝗋𝖾𝖾 𝖢𝗂𝗋𝖼𝗎𝗂𝗍 by Nazanin_low
Nazanin_low
  • WpView
    Reads 224,075
  • WpVote
    Votes 23,323
  • WpPart
    Parts 46
•𝗖𝗼𝗺𝗽𝗹𝗲𝘁𝗲𝗱• [مـدار 38 درجــه] تاریکی و خون تمام دنیای من بود! یک سایه از اشتباهاتم حتی نمی‌ذاشت نفس بکشم تا وقتی که تو... تو پاتو توی زندگیم گذاشتی جونگکوک! تو من رو درهم شکستی، بهم بگو کی بهت اجازه داد من رو عاشق کنی سربازِ اعزامی از یگان ضربتی؟ 𓂃ᬉ🪖 نمی‌تونست اشک‌هاش رو کنترل کنه. دست زخمی ولی هنوز زیبای فرمانده‌اش رو بالا آورد و چشم‌هاش رو بست. روی زخمش رو بوسید و بدون توجه به چشم‌های گرد شدۀ مرد، بوسه‌هاش رو تا بازوی عضلانیش ادامه داد و جای باند پیچی شدۀ گلوله رو روی سینۀ برهنۀ مرد بوسید! هنوزم گریه می‌کرد. +اگه از دستتون می‌دادم... می‌مردم فرمانده... لب زد و چشم‌های خیس و نگرانش رو باز کرد و به چشم‌های فرمانده کیم داد... وقتی سکوت مرد رو دید با همون بغض خندید و دستش رو زیر بینیش کشید. +به چی این‌طوری خیره شدین فرمانده؟ -می‌خوام ببینم تا کجا می‌تونی گستاخانه پیش بری! +واقعا؟ واقعا می‌خواین بدونین؟ 𓂃ᬉ🪖 ミ𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝟑𝟖 𝐃𝐞𝐠𝐫𝐞𝐞 𝐂𝐢𝐫𝐜𝐮𝐢𝐭 ミ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐌𝐢𝐧 ミ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐖𝐚𝐫, 𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜, 𝐒𝐦𝐮𝐭 ミ𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐄𝐜𝐡𝐨
He Is My Boyfriend ❢ Vkook by Zargoli
Zargoli
  • WpView
    Reads 2,176,860
  • WpVote
    Votes 245,929
  • WpPart
    Parts 68
《اون دوست پسر منه》 +باورم نمیشه..تو.. _آره خودمم، دوست پسرت. #Vkook °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• +راستش من شما رو نمی‌شناسم؟! _بذار از اول شروع کنیم. یونگی هستم، مین یونگی. قراره از این به بعد هم اسممو زیاد بشنوی و هم زیاد صداش کنی. #Yoonmin °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• جونگکوک تو اوج مستی، کیم تهیونگ رئیس شرکتی که قراره به زودی توش مشغول به کار بشه و هنوز ندیدتش رو دوست پسرش معرفی می‌کنه و ازش آویزون میشه..در حالی که صبح بیدار میشه و بدون اینکه چیزی یادش باشه، آماده میشه تا به اون شرکت بره و قرارداد امضا کنه. کاپل اصلی : ویکوک کاپل فرعی : یونمین ژانر : رمنس/فلاف/زندگی روزمره وضعیت آپ: کامل شده
that man / اون مرد " yoonmin" by rominaromina396
rominaromina396
  • WpView
    Reads 249,440
  • WpVote
    Votes 18,891
  • WpPart
    Parts 70
🔥برشی از داستان : " دوست دارم ببینم روابطشون در حد پدر پسریه یا .... با ضربه جین به شکمش خفه شد صورت همیشه خندون هیونگش اخمی بود " یااا ...هیونگ !!!! " نباید اینجوری پشتش حرف بزنی اون همسره یونگیه ! کوک پوزخند زد " ول کن هیونگ اون یه ازدواج صوری بود مطمئنن هیونگ حتی اسم اون پسرم یادش نیست !!!! کاپل : Yoonmin ژانر : مافیا / امگاورش / کمدی و غمگین / امپرگ / معمایی / پلیسی / هیجانی / خانوادگی خلاصه: _طبق وصیت عمه ..." اون " ..باید باهاش ازدواج می‌کرد... .اما ... چرا آخرین تصویرم ازش ...برای ۱۷ سال پیشه ! ...شاید ..نباید بهش میگفتم " دوست دارم " . . . نگاهی به صورت معصوم دو بچه روی تخت انداخت _ شما ...بوی اونو میدید .... نویسنده " رومی " شروع داستان ۱۲ /۳ / ۱۴۰۳ پایان : .....
it's all 'bout SEX :::... by btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    Reads 720,246
  • WpVote
    Votes 107,346
  • WpPart
    Parts 74
همه چیز درباره ی سکسه! ::::.... ما ، دو تا بیمارِ جنسی ایم. چی میتونه از سکسِ ما جذاب تر باشه؟ :) ~~~ ~~ موقع سکس اکثراً باتم زیرِ بدنِ تاپ قرار میگیره... ولی فقط کمی تفکر و واقع بینی لازمه تا هر دوی اونها به این اعتراف کنند که در واقع ، این شخصِ باتمه که روی تخت به تاپ سلطنت میکنه! :) ~~~ ~~ ژانر : ( روانشناسی جنسی / سمات / فاکینگ کمدی / رمنتیک / درام / اکشن / ... ) کاپلز : اصلی ◀ یونمین - تهکوک فرعی ◀ نامجین
🐺🍼 Your Man Calls Me Daddy 🍼🐺 by WhiteNoise_61
WhiteNoise_61
  • WpView
    Reads 291,750
  • WpVote
    Votes 39,239
  • WpPart
    Parts 20
•|🖇Fiction: مــــردت ددی صــدام میـکنه Your Man Calls Me Daddy •|🖇Couple: KookV •|🖇Gener: DaddyKink.Omegavers.Smut.Romance •|🖇Writer: WhiteNoise جئون جونگکوک آلفای تتوآرتیست 38 ساله‌ایه که 900K فالوور توی اینستاگرام داره و پستاش میلیونی بازدید و لایک میخورن چون لعنت که اون یه ددی واقعیه و این رو حتی عکساش ثابت میکنن🥩🍷 کیم تهیونگ امگای 20 ساله‌ای که پیج مخفی اینستاگرامش که داخلش عکسای بیبی‌بوییش رو به اشتراک میذاره 120K فالوور داره🥥🍧 اون اتفاقی پیج جئون جونگکوک رو پیدا میکنه و چی میشه اگه آیدیِ بیوی پیجش رو لمس کنه و با دنیای هورنی جئون جونگکوک آشنا بشه؟🩸🍓 سرنوشت چطور قراره اونارو سر راه هم قرار بده؟💘🥤
Captain Jeon ; since 1894 by _meltingsnowflake
_meltingsnowflake
  • WpView
    Reads 465,763
  • WpVote
    Votes 14,309
  • WpPart
    Parts 36
"When the war is over, we'll get married and I'll grow flowers like you, and our story will be one of the most beautiful love tales in the universe." - a letter found in the pocket of a dead soldier ; Captain Jungkook Jeon, 1895. Taekook fanfiction notes 🎨: - heavy angst❗️ - please don't read if you have a weak heart ❗️ - this is a historical au but none of the plots happened in real life. All of these are fictional. Written by @ARTSEOULVK on Twitter
you're our boy / Vkookmin by mniaten
mniaten
  • WpView
    Reads 125,724
  • WpVote
    Votes 9,753
  • WpPart
    Parts 50
کاپل : ویکوکمین / تریسام / کوکمین / ویمین خلاصه : جئون جانگکوک پسر شَر و دردسر ساز رئیس جمهور بزرگ و قدرتمند کره‌ست . ولی خب این پدر و پسر هیچ وقت ابشون با هم تو یه جوب نرفته درمقابل پارک جیمین وکیل حرفه‌ای و همه‌چیز تمومه رئیس جمهور (پدر جانگکوک) هست که توجه کوک شدیداً بهش جلب میشه و اما کیم تهیونگ....پسر جذاب و دوست داشتنی و به ظاهر نجیب (از داخل یه شیطان واقعیه!) که پسر عموی ناتنی کوک هست و قراره توی مسیر زدن مخ جیمین با کوک همراه بشه بخشی از بوک: بفهم چی میگی تهیونگ ! اون هر کسی نیییست! اون جئون جیمینه اون کیم جیمینه پسر منه و همینطور پسرِ توئه لعنتی! اون...هرکسی....نیییست! کاپل دوم یونگی و جونگ گیو(برادر کیم تهیونگه) (ددی/لیتل بوی هست رابطشون) کاپل سوم هم نامجینه(رابطشونs/m هست...یعنی سادیسم و مازوخیسم) توجه کنید : داستان پر از اسمات و چپترای هات و خیس هست اگه دوست ندارید میتونید کنارش بگذارید ❤
خون بَس by Vmin313jey
Vmin313jey
  • WpView
    Reads 20,854
  • WpVote
    Votes 3,296
  • WpPart
    Parts 20
در طایفه‌ی که قانونش با خون نوشته می‌شود، امگایی به نام جیمین قربانی صلح میان دو طایفه می‌شود. او قرار است پلی باشد میان نفرت و بخشش - اما عشق و حقیقت مسیر دیگری برایش رقم می‌زنند... . . . . . . . 《خون بس 》یک رسم قدیمی هست که وقتی بین دو طایفه درگیری پیش می امده و کسی کشته میشده،برای پایان دادن به دشمنی و خون خواهی ،خانواده قاتل یک فرد از خانواده رو به عقد یکی از افراد خانواده مقتول در می آوردن - یعنی فرد رو به عنوان خون بس به ازدواج مجبور میکردن تا صلح بر قرار بشه. کاپل:vmin,namjin,sope ژانر:امگاورس،اسمات،اجتماعی روز های آپ:پنجشنبه ها
لورنزو | Lorenzo by seven7purple
seven7purple
  • WpView
    Reads 266,775
  • WpVote
    Votes 24,910
  • WpPart
    Parts 63
لورنزو | Lorenzo _چطور با لورنزو آشنا شدی فابیو؟ + من یه بوکتروتم * ....زمانی که توی کتابخونه قدم میزدم و کتاب هارو تماشا میکردم انتظار نداشتم که روز بعد یه نسخه نو از هر کتابی که لمس کردم دم در خونم پست بشه و روی اون بسته فقط یه نوشته باشه... " از طرف لورنزو " * بوکتروت : کسی که هم عاشق کتابه ، هم درونگراست و به خوندن کتاب و ادبیات کلاسیک علاقه داره ! کاپل اصلی : یونمین کاپل فرعی : کوکوی ، جیهوپ و ... ژانر : مافیا ، دارک ، اکشن ، طنز ، اسمات ، دارای صحنه های خشن ( از لحاظ جنگ و خونریزی) نکته : این فیک صحنه های خون و خونریزی و خشنی داره که برای همه توصیه نمیشه *فصل ۱ تمام شده . برای خواندن فصل ۲ وارد اکانتم بشید.^^ #lorenzo