A
33 stories
Red Falcon ||  شاهین سرخ {Vkook, SopeMIn, Namjin} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 14,424
  • WpVote
    Votes 1,486
  • WpPart
    Parts 24
🔴 #Full 🔴 - تا کی می‌خوای جوری رفتار کنی که انگار عنوان سرجوخه رو ازت دزدیدم؟ + تا وقتی که سه سال ازم کوچیک‌تری، جونگ کوک. - توی اون سه سال بیشتر عمرت، تونستی نصف من مهارت و استقامت کسب کنی؟ شک دارم. - با همه این‌ها... تو هنوز هیونگمی، درسته؟ شاهین سرخ داستانی کوتاه و کمدی و روایتی از بنگتن در دوران سربازیه! اسمات و تری‌سام و رمنس به مقدار لازم داره؛ همچنین کله‌های کچلی که پس‌گردنی خورشون مَلَسه و کل‌کل‌هایی که بین سرباز کیم تهیونگ و سرجوخه جئون تمومی نداره! - می‌دونی که، یک فرمانده قلبش رو به دست معتمدترین سربازش می‌ده... اون مهمات، قلب من و این تیم بود. ༺ Liberté Novels ༻ Name: Red Falcon نام داستان: شاهین سرخ Couple: Vkook, Sopemin, Namjin کاپل: ویکوک، سپمین، نامجین Romance, Smut🔞, Military, Action, COMEDY عاشقانه، اسمات، سربازی و نظامی، اکشن، کمدی! ■ A Novel By Sara ac ■
𝐆𝐑𝐄𝐘 ࿐ⱽᵏᵒᵒᵏ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 421,815
  • WpVote
    Votes 49,396
  • WpPart
    Parts 35
جونگکوک و تهیونگ ازدواج کردن، اونا حتی یک دختر شونزده ساله دارن. توی زندگیِ اونا چیزی به اسمِ قسط، بدهی، کمبود مالی یا اجناس ارزون قیمت معنایی نداره. پس چی باعث شده که جونگکوک خودش رو دور از همسرش توی سرمای ونکوور به مدت سه سال حبس کنه؟ چی باعث شده این زوج از هم جدا بشن؟ ~~~ • ~~~ • ~~~ • ~~~ ~~~ • ~~~ • ~~~ ژانر: ازدواج🌲روزمره🫒خانوادگی🍸دارای پرده های غم‌انگیز🌨نیش های طنز❄️پایان خوش✈️ روز های عاپ: پنجشنبه وضعیت: تکمیل🫧 Start : 2 / 6 / 1402 End : 15 / 9 / 1403
𝙈𝙮 𝘾𝙤𝙢𝙢𝙖𝙣𝙙𝙚𝙧 •𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠• by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 637,569
  • WpVote
    Votes 51,941
  • WpPart
    Parts 88
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐘 𝐂𝐎𝐌𝐌𝐀𝐍𝐃𝐄𝐑🔞 [Completed] «جونگ‌کوک، سربازی که دو ماه به پایان خدمتش مونده و فکر می‌کنه که می‌تونه به آسونی سربازیش رو تموم کنه؛ اما با انتقال فرمانده‌ی جدید به پادگانشون، تمام معادلاتش به‌هم می‌ریزه.» - اگه این‌قدر علاقه به مردن داری... می‌تونم زودتر از این تمرین‌های کشنده دخلت رو بیارم! جونگ‌کوک که گونه و چونه‌اش توی دست بزرگ فرمانده‌اش تحت فشار بود، ناله‌ی آرومی کرد و جوابش رو داد: - آه...فرمانده... این‌قدر دوست داری من رو با دست‌های خودت بکشی؟ تهیونگ نیشخندی زد و با ول‌کردن چونه‌اش؛ انگشت شستش رو سمت زخم ابروی سربازش برد و نوازشش کرد. - تو این مدت... جز کشتنت به چیز دیگه‌ای فکر نکردم! «اتمام یافته» ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ژانر⤟سربازی-رومنس-اسمات-اکشن-انگست
𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐑𝐢𝐯𝐚𝐥 [𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤] by Aisoluna
Aisoluna
  • WpView
    Reads 138,329
  • WpVote
    Votes 14,928
  • WpPart
    Parts 20
[ completed ] |رقیب عشقی| کاپل: تهکوک (ورس) ژانر: رمنس | درام | انگست | اسمات کیم تهیونگ از دیدن هر روزه ی کارآموزِ گستاخِ شرکت با اون لبخندهای رواعصابش که دلِ دختر موردعلاقه اش رو برده بود متنفر بود. جئون جونگ کوک تنها آدمی بود که تهیونگ به شدت ازش نفرت داشت، رقیب عشقیِ عوضی و خوش قیافه اش!
Deadly Ballet | باله‌مرگ | Vkook by haana707
haana707
  • WpView
    Reads 106,368
  • WpVote
    Votes 8,862
  • WpPart
    Parts 34
༺ Deadly Ballet (کامل شده) بـالـریـن کـو؛ هنـرآمـوزی کـه با طـراحی اجرایـی از جنـس عشـق و گنـاه، قـراره بـرای اجـرای اکتبـر، بـه روی صحـنه بـره. اجـرایـی کـه مسیـر بـازگشـت افسـانه‌ی بـالـه، "کـیـم تـهـیونـگ" رو پـس از سـال‌هـای طـولانی، همـوار مـی‌کنه . . "تصمیم گیرنده‌ی بدنِ یک بالرین، توی جمجمه‌ش نیست جونگکوک، فرمان از ماهیچه‌ های بدنه! و می‌دونی مهمترین ماهیچه‌ی بدن چیه؟ قـلـب! " . "-جیمین. -بله؟ -ازم بپرس جونگکوک کجاست. -چی؟! -مگه به گوشی جونگکوک زنگ نزدی؟ پس ازم بپرس جونگکوک کجاست! -خب... جونگکوک کجاست؟ -توی بغلم خوابیده." . ┊Genres: Romance, Drama, Smut, Angst ┊Couples: Vkook, Hopemin ┊Writer: Hana (@VKballet) ┊«این فیکشن ژانر فلاف و فضای ملایم و یکنواختی نداره» ‌ 🥇 Romance .
𝘽𝙡𝙪𝙚 𝘾𝙪𝙥𝙘𝙖𝙠𝙚𝙨 ▪︎𝘷𝘬𝘰𝘰𝘬▪︎ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 680,811
  • WpVote
    Votes 120,975
  • WpPart
    Parts 84
•کاپ کیک های آبی• - غش کردی. ندیده بودم یکی با دیدن خروس غش کنه! - به حیوونا عادت ندارم. - فوبیا داری؟ تهیونگ بی اختیار غرید: - عادت ندارم! ژانر: عاشقانه🍉روزمره🌊فلاف🧁طنز🧃 یه کوچولو انگست🌧هپی اند🐓 کاپل: ویکوک، هونهان( اسمات نداره💙) و بلو اول بود: #روزمره1 #تهکوک1 #هونهان1 #طنز1 Start: 4/6/00 End: 4/9/01
WOUND | VKOOK by rkive1921
rkive1921
  • WpView
    Reads 6,747
  • WpVote
    Votes 582
  • WpPart
    Parts 24
زخم ژانر : جنایی، اسمات، مافیایی، اکشن، رمنس خلاصه : جونگکوک صاحب یکی از بزرگترین هلدینگ های جواهرات ، در یک مهمانی متوجه یک محموله بزرگ از جواهراتی با قدمت چندین ساله میشه و مصمم میشه که هر جور شده اون محموله رو بدست بیاره! چی میشه اگه کیم تهیونگ تصمیم بگیره برای رسیدن به خواسته اش بهش کمک کنه؟ اما هدف کیم تهیونگ فقط کمک به جئون جونگکوک برای رسیدن به اون محموله است ؟! ....................................................................... _ برای من مثل یه تیغ دولبه ایی تهیونگ بوسیدنت زخمِ نبوسیدنت‌ درد.. #wound
⌠ Apocalypse¹, آخرالزمان ⌡ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 138,243
  • WpVote
    Votes 14,230
  • WpPart
    Parts 74
« آخرالــزمان; مردگان برمی‌خیزند » ‌ جئون‌جونگکوک، افسری بی‌تجربه اما جسور که زیر غبار شهر جنگ‌زده و بمب‌خورده، هدفی جز مبارزه کردن نداره، خودش رو مقابل سردسته‌ی جیب‌برهایی می‌بینه که ‌به هیچ‌چیز جز موتورِ زیر پاهاش و سیگارهایی که دود می‌کنه، اهمیت نمی‌ده. اون‌ها نفرت رو داخل رگ‌هاشون حس می‌کنن، حتی با اینکه جنازه‌ها و ساختمون‌های درحال فروپاشی، زندگی‌شون رو تهدید می‌کنه. غرور، از نگاه‌های تند و تیز هردو مثل سایه‌ای روی شهر افتاده؛ اما درنهایت نگرانی‌ها و اتفاقات مرگبار، جنگ و گریز از دست جنازه‌های پوسیده، هردو پسر رو میون چنگالِ ناآشنای عشق گیر می‌ندازه. حالا جدالِ واقعی، بین قلبِ شیفته‌ی خلافکار و دلدادگی افسر، اتفاق میفته. ‌ ⋄‌ برشی از فیکشن: _تو یه حرومزاده‌ای! _معمولا همکارهات زیاد این واژه رو برامون به‌کار می‌بردن؛ ولی می‌دونی جئون؟ شنیدنش از لب‌های تو خاص‌تره! - _هرکسی جرئت کنه و دستش رو برای مشت زدن به من بالا بیاره، اون رو به زمین می‌کوبم ولی تو جونگکوک... هرچقدر دلت می‌خواد میتونی سیاه و کبودم کنی. من فقط بی‌حرکت می‌شینم و نگاهت می‌کنم، همین...! - _این وقت شب تنهایی کجا رفتی؟ میخوای مثل یه ویرانگر شهر رو دوباره خاکستر کنی؟ _من یه شکارچی‌ام که داره توی تاریکی
Insolent | گستاخ by meshimara
meshimara
  • WpView
    Reads 115,086
  • WpVote
    Votes 10,597
  • WpPart
    Parts 30
| رمنس | اسمات | آرتیستیک | راز آلود | وقتی قراره نقاش مخصوص معروف ترین گالری دار هنری نیویورک باشی و یک مجموعه نقاشی نود از خود صاحب گالری نقاشی کنی... تهیونگ نگاه دقیقی به صورت خونسردش کرد و گفت: _ با نگاه کردن به تن لخت مردها که مشکلی نداری؟ جونگ کوک پوزخندی زد و جواب داد: _موقع نگاه کردن به سوژه با چشمام باهاش عشق بازی میکنم ، تو چی؟ تو مشکلی با این موضوع نداری؟ Vkook | kookv تمام شده 🫀 Shinara✨
Love Review «Vers» by zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    Reads 8,860
  • WpVote
    Votes 1,144
  • WpPart
    Parts 12
مولتی‌شات مرور عشق✨🌻 (تکمیل شده) جئون جونگ‌کوک و کیم تهیونگ به پایان رابطه‌شون رسیدن. اون‌ها معتقد هستن که دیگه نمی‌تونن باهم ادامه بدن و تصمیم گرفتن بعد از پنج‌سال رابطه، راهشون رو از هم جدا بکنن. اما این بین یک سفر می‌تونه همه‌چیز رو تغییر بده. آیا رازهایی که برملا می‌شه قراره کمکی به زندگی اون‌ها بکنه؟ یا فقط همه‌چیز رو بدتر بکنه؟ کاپل: ویکوک/کوکوی، یونمین ژانر: رمنس، دراما، اسمات، انگست، هپی‌اند