Rezvannn's Reading List
12 stories
Unexpected Love |Yoonmin| by _TheAhma_
_TheAhma_
  • WpView
    Reads 60,225
  • WpVote
    Votes 8,472
  • WpPart
    Parts 76
گاهی همه‌چی از یه اتفاق غیرمنتظره شروع می‌شه. اولش فکر می‌کنی فقط یه بازیه، اما وقتی به خودت میای، می‌بینی تو مردابی به اسم عشق گیر افتادی و هرچی بیشتر دست و پا می‌زنی، بیشتر فرو می‌ری... ~ زمان اپ: نامعلوم ⌜ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝗬𝗼𝗼𝗻𝗺𝗶𝗻 ⌟ •𝗬𝗼𝗼𝗻𝗴𝗶~𝘁𝗼𝗽 آي دي چنل تلگرام: @writer_theahma
Under One Roof by Liora_aaa
Liora_aaa
  • WpView
    Reads 3,137
  • WpVote
    Votes 529
  • WpPart
    Parts 38
زیر یک سقف؛ داستان دو پسری که برای مدتی کوتاه به‌اجبار هم‌خونه می‌شن؛ اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شه و تازه می‌فهمن توی چه بازیِ پرپیچ‌وخمی افتادن. اگه از کار‌های مافیایی و پیچیده خسته‌ شدید و نیاز به استراحت و ریلکس‌کردن دارید، پیشنهاد من خوندن Under One Roof هست. کاپل: یونمین، به مقدار لازم تهکوک ژانر: فیک‌چت، کمدی، رومنس، دوستانه کار اشتباهی بود؟ قطعاً. پشیمونم از انجام دادنش؟ کاملاً. قراره به فنا برم؟ صددرصد. اگه برگردم به عقب باز انجامش می‌دم؟ بله، حتماً. این کار متعلق به چنل @Yonminworld هست و هرگونه کپی‌برداری و بازنشر ممنوعه.
veins of vengeance رگ های انتقام by Vivi2002bibi
Vivi2002bibi
  • WpView
    Reads 9,366
  • WpVote
    Votes 1,288
  • WpPart
    Parts 26
«یک آلفا، یک لونا و سرنوشتی که هیچکس نمی‌داند...» جیمین، از کودکی دزدیده شده و به دور از خانواده واقعی‌اش بزرگ می‌شود، در دنیایی که قدرت، خیانت ،انتقام و شهوت همه چیز را تعریف می‌کند. حالا که بزرگ شده، او تبدیل به یک امگا با مهارت‌های بی‌نظیر شده، و در میان یاکوزاهای ژاپن، رازها و خیانت‌های گذشته را کشف می‌کند. آیا عشق واقعی می‌تواند میان سایه‌های انتقام و دروغ دوام بیاورد؟ و آیا گذشته‌ای که همه چیز را تعیین کرده، می‌تواند بازگردد؟
تو منو دیوونه می‌کنی! by AtlasIsSoooDone
AtlasIsSoooDone
  • WpView
    Reads 143,753
  • WpVote
    Votes 16,291
  • WpPart
    Parts 36
خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسان‌ها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظره‌ای تو خونه‌ش روبه‌رو می‌شه. یه مرد غریبه کف آشپزخونه‌ش لم داده و داره بستنی شکلاتی‌‌های مورد علاقه‌ی جونگکوک رو عین انسان‌های اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و می‌خوره. عجیب‌تر اینکه این غریبه ظاهرا نمی‌تونه حرف بزنه ولی می‌تونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسان‌ها و فرم انسانی خودش نمی‌دونه یهو سر و کله‌ش تو خونه‌ی هادس، خدای جهنم، پیدا می‌شه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمی‌تونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"
𝐥𝐨𝐯𝐞𝐝 |جڱرڴۉشۂ(𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤) by SUNSET_Vk
SUNSET_Vk
  • WpView
    Reads 62,710
  • WpVote
    Votes 6,120
  • WpPart
    Parts 23
_اگه دیدی این‌طور اینجا افتادم چیکار می‌کنی؟ با چهره متمرکزی دوباره آدامسش رو جوید و نگاهش کرد؛ به معنی اینکه یادش نمیاد سرش رو به طرفین تکون داد مرد بزرگتر دو دستش رو که رویِ سینش قرار گرفته بودن به آرومی بوسید _میری پایین به؟ +میرم پایین به جیمینی خبر میدم! دستی به کمر و لگن پسر که روی شکمش قرار داشت کشید _آفرین جگرگوشه من ____________________ اهمیتی نداشت کجا و کی؛ اون از پسرش محافظت می‌کرد،باید ازش مراقبت می‌کرد حتی اگه دیگه فرصتی برای موندن نداشت! ____________________ ~🅅𝒌𝒐𝒐𝒌_🅈𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏_🄽𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏 ~🅁𝒐𝒎𝒂𝒏𝒕𝒊𝒄_🄰𝒏𝒈𝒆𝒔𝒕_🄳𝒂𝒊𝒍𝒚 𝒍𝒊𝒇𝒆_🅂𝒐𝒇𝒕_ 🄿𝒔𝒚𝒄𝒉𝒐𝒍𝒐𝒈𝒚_(🅂𝒎𝒖𝒕 𝒂 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆) •🅆𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓:🅂𝒖𝒏𝒔𝒆𝒕 "شروع 1402/11/24" "پایان 1403/08/18" *توجه؛ فیک به‌زودی تحت ویراستاری قرار خواهد گرفت*
| 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲 𝗺𝗲 | ᵛᵏᵒᵒᵏ by Chakavakvk
Chakavakvk
  • WpView
    Reads 155,549
  • WpVote
    Votes 21,132
  • WpPart
    Parts 28
برای تهیونگ، این ازدواج فقط یک برگه‌ست؛ مدرکی برای نمایش "برابری" در اجرای قوانین کشوری که خودش کارگزارش محسوب می‌شه؛ درحالی‌که اوضاع برای همسرش جونگ‌کوک اهل کره‌ی شمالی، کمی متفاوته... ''' «تهیونگ، مواد کشیدی؟» «نه بامبی، اگه قرار به کشیدن باشه که ترجیح می‌دم اون نازِ تو باشه.» ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄, 𝗇𝖺𝗆𝗃𝗂𝗇 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖥𝗈𝗋𝖼𝖾𝖽 𝗆𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖲𝖼𝗂-𝖿𝗂 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖢𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ روز آپ: دوشنبـه‌هـا
His To Ruin | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 111,815
  • WpVote
    Votes 13,948
  • WpPart
    Parts 27
دو نوع انسان تو دنیای جئون جونگکوک وجود داشت. اونایی که ازش وحشت می‌کردن و اونایی که زخمی می‌شدن چون فکر می‌کردن نیازی به ترسیدن نیست. اون سرد بود و محاسبه‌گر، جوان‌ترین رئیس مافیا، با دست‌های تتو شده و چشم‌هایی مثل یخ. جونگکوک با دیدن التماس و خونریزی آدم‌ها تکون هم نمی‌خورد. خیلی وقت بود که از درون شکسته بود. و بعد کیم تهیونگ اومد. با پلیورهای نرم و ناز، شکلات‌‌های تمشکی، و سوال‌هایی که هیچکس جرات پرسیدنشون رو نداشت. "چرا سوکجین هیونگ گفت می‌خوای من رو بخوری؟ آدم‌ها رو گاز میگیری؟" جونگکوک نمی‌دونست که می‌خواست از اون پسر محافظت کنه، یا نابودش کنه تا فقط نزدیک نگهش داره. Couple: Kookv. Genre: Romance, mafia, comedy, smut. Author: MaryBTS2013. Translator: Asal. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (MaryBTS2013), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
•~ AURORA ~• by minimoonly
minimoonly
  • WpView
    Reads 11,331
  • WpVote
    Votes 1,653
  • WpPart
    Parts 33
وقتی مرگ در رو کوبید، مین یونگی فقط یک انتخاب داشت: بجنگه... یا همه چیز رو از دست بده. همسرش رو از دست می‌ده، دوقلوهاش هنوز بهش نیاز دارن، و خودش؟ خودش داره تیکه‌تیکه فرو می‌پاشه. توی این سقوط بی‌پایان، فقط یه چیز هست که نگهش می‌داره؛ صدای دوست‌داشتنی کسی که هنوز کنارش ایستاده... یا شاید فقط داره خودش رو گول می‌زنه؟ . تهیونگ، مثل چیزی بود که فقط باید نگاهش کرد... از دور، بدون لمس. و جونگ‌کوک؟ فقط یک نگاه براش کافی بود تا بفهمه این مرد، معمولی نیست. حسی بین‌شون شکل می‌گیره که نه اسم داره، نه منطق. مثل عطری که نمی‌دونی از کجاست ولی نمی‌تونی فراموشش کنی. تهیونگ خاصه. گرونه. و کوکی؟ شاید زیادی زود، زیادی عمیق غرقش می‌شه... . "یونمین - تهکوک" "رمنس - درام - فلاف -مقداری انگست "
Chocolate cake🂱 by mirelle4love
mirelle4love
  • WpView
    Reads 18,100
  • WpVote
    Votes 2,164
  • WpPart
    Parts 25
Genre: Romance, Mafia , Harsh , Angst ,smut , forced marriage ༘⋆ couple: Vkook, Yoonmin. ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ وقتى كه زندگیِ تو، مست از کلاب برمیگرده 🂱 و بعدش همه در و پنجره های زنگ زده رو پشت سرش مى بنده، تو میمونی و هوای یخ زده اطرافت، ولی بعدش در‌های جهنم به روت باز میشن. 𓆝 ⋆.˚𓆝 ⋆.˚𓆝 ⋆.˚𓆝 ⋆.˚𓆝⋆.˚𓆝⋆.˚𓆝⋆.˚ 𓆝 روز تولد برادر ناتوان و معلولش، بخاطر یه کیک شکلاتی از شغل کوچیک و بی‌دردسرش اخراج شد. چيزى براى از دست دادن نمونده بود، جيب پاره و سرهم شدش خاليه خالی، قلب پاک و ابریش همین شب قراره بباره و اميدش از پل داغونِ رویاهاش سقوط کرد بود و الان درحال مرگِ. درون مخمصه آخرين تلاشش براى نجات قلب شکسته برادرش گند زده بود، الان با تکه شکسته های همون قلب دنبال يه شغل میگشت... اما جاشو توى يه کافه دنج و گرم ‌ ☕︎ پیدا نمى كنه. چی میشه اگه، وسط تاريكى و خون، با يه مافياى خشن وبى رحم روبرو شه؟؟؟ اما قصه فقط درباره‌ى بدهكارى و ترس نيست... يه قرارداد عجيب، يه بيشنهاد غير منتظره، و یه ازدواج اجباری وسط جهنم...
MY AMYGDALA  by A_teko
A_teko
  • WpView
    Reads 4,425
  • WpVote
    Votes 568
  • WpPart
    Parts 33
خلاصه: چه حسی بهت دست می‌ده؛ اگه که کسی همیشه دوسش داشتی، قاتلی باشه که تو تلویزیون و رادیو و روزنامه ازش حرف می‌زنن... ✔️ ژانر: جنایی/ معمایی ✔️ کاپل: کوکوی + نامجین + یونمین نکته: این داستان قراره بُعدی از زندگی سه زوج رو نشون بده و ارتباط پیچیده‌ای که باهم دارن رو باز کنه. به هر کاپل به طور دقیق پرداخته شده پس وقتی می‌گم کاپل‌های اصلی داستان هر سه زوج هستن، بدونید که همشون نقش پررنگی دارن و اگه فقط یکی از این کاپل هارو شیپ می‌کنید و بقیه‌شو دوست ندارید یا به هر دلیلی نمی‌تونید تحملش کنید، این داستان شاید مناسبتون نباشه🙏 نویسنده: ویکتوریا