تهیونگ و جونگکوک بهترین دوستای هم حساب میشدن؛
فقط تا قبل از اینکه تهیونگ بفهمه جونگکوک دو ساله روش کراش داره و بدون اینکه بخواد باهاش بخوابه!
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌, 𝒀𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏
Writer & Editor: SAMAR
Genre: Comedy, Slice of Life, Smut🔞
𝑻𝒆𝒍𝒈𝒓𝒂𝒎 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍: 𝑽_ 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒊
هوانگهیونجین فقط بهخاطر قولی که به مادرش داده بود پاشو توی اون مدرسه گذاشت اما بعد از آشناشدن با اون پسر سالبالاییِ مرموز همه چیز صد و هشتاد درجه چرخید.
Couple: Hyunlix
Genre: SchoolLife, Fantasy, Romance
جیسونگ پسر 22 ساله ای که بعد از تصادفی که تو بچگی داشت دچار اختلالی تو شبکه چشم میشه و توان تشخیص هیچ رنگی جز سفید رو نداره .....
مینهو پسر بی احساس و خشکی که کراش نصف دخترا و پسرای دانشگاس ولی بویی از احساسات نبرده
نیاز به یه پاک کننده قوی داره
پاک کننده ای به سفیدی روح و قلب جیسونگ
ولی سفیدی جیسونگ برای پاک کردن سیاهی روح مینهو کافیه؟!
🦋Coupel:Minsung,Hyunlix
🦋Gener:Romantice,comedy,smut
🦋Writer:The parallel
"بازیگر خوبی هستی..."
"فکر کردم از سفید متنفری!"
"میخوای با احساساتم بازی کنی؟!"
"خوبه اگه احساسی پیدا کردی منم بازی..."
جونگکوک پسر یتیمی که از بچگی تویه عمارت کیم مشغول به کار شده و عمور زندگیشو میگزرونه چی میشه اگر با مرگ اقای کیم پسرش کیم تهیونگ کسی که به خشن و مغرور بودن میشناسنش جاشو بگیره...
کاپل:ویکوک _سپمین _نامجین
ژانر:اسمات_رمنس
وضعیت:اتمام یافته.
فلیکس پسر شیطون و بازیگوشیه که پدرش تصمیم میگیره برای جلوگیری از دردسرهایی که درست میکنه براش بادیگارد بگیره
و اون بادیگارد کسی نیست جز هوانگ هیونجین ، مرد سرد و جدی ایی که فلیکس با همه ی توانش میخواد کاری کنه جوری بره که دیگه برنگرده!
اما بنظرتون.... موفق میشه؟
یا شایدم قراره دل خودش یجوری بره که دیگه برنگرده؟
هیونجین غرق شده در سکوت، صورت دخترش رو نگاه کرد. مینهوی کوچک میون بازوهاش آسوده خوابیده بود و خبر نداشت از دردی که پدرش توی سینه حس میکرد.
یادگاری مینهو رو باید بدون خودش به خونه میبرد، نوزادی که بوی امگاش رو میداد...
Couple: Hyunho
Genre: Sliceoflife, Omegaverse, Mperg, Sadend!
وانشات
کاپل:هیونلیکس
دوتا پارته ولی وقتی هردو رو بخونید متوجه میشید چی به چیه
اولین فیکمه پس چیزی بود بگین...
و اینکه امیدوارم یه روز بتونم نویسنده خوبی باشم براتون...میتونین نیک صدام کنین🚶🏻♀️
اما اون فقط عاشق شده بود.
ولی انگار عاشق آدم اشتباه شده بود، چون اون اصلا نباید عاشق یه آدمیزاد میشد.
نه دقیقا شب کریسمس که الهه جنگل بهش اعتراف کرد و رد شدنش انقدر خشمگینش کرد که نفرینش کنه...
*****
کاپل: هیونلیکس_مینسونگ_جونگبین_چانمین
ژانر: عا شقانه ، درام، انگست
خلاصه: فلیکس تنها شاهزاده بازمانده شب کریسمس عاشق یه پسر روستایی ساده میشه اما همون شب الهه جنگل اونو نفرین میکنه و تبدیلش میکنه به یه دیو...
و تمام خاطرات مربوط به اون شب و از ذهن همه پاک میکنه، همه!
" صدای تو " ( پایان یافته )
دو سال بود کسی صدای هان رو نشنیده بود.
درست بعد از اتفاق تلخی که توی دریا افتاد.
یعنی کسی میتونست هان رو نجات بده؟
کاری کنه که دوباره مثل قبل با صدای بلند بخنده؟
کسی میتونست حس زندگی رو به خونه هان برگردونه؟
یا بهتره بگم...
کسی منتظر شنیدن صدای هان بود؟!
𓆝 𓆟 𓆞 𓆝
ژانر: عاشقانه، مدرسه ای، رومنس، ملودرام، اسمات
کاپل: مینسونگ، هیونلیکس
امیدوارم از داستان لذت ببرید ◕◡◕
MinsungW2
احمقایی که فقط به فکر خوش گذروندنن و زندگیو شوخی میبینن، البته تا قبل از اینکه پاشون به مسائل عشقی وا شه!
Cople: hyunlix, minsung, maybe jilix?
Genre: AU, comedy, romance, smut