RikiRock's Reading List
42 stories
𝗟𝗜𝗔𝗥 | دروغگو by vkookland_82
vkookland_82
  • WpView
    Reads 431,617
  • WpVote
    Votes 34,598
  • WpPart
    Parts 41
𝑳𝒊𝒂𝒓🫀 جونگ‌کوک پسری ساده با قلبی مریض، بی‌خبر از اینکه اطلاعاتی در دست داره که می‌تونه مافیای ژاپن رو به هم بریزه. تهیونگ، رئیس بی‌رحم مافیای ژاپن، برای رسیدن به اون اطلاعات مجبور می‌شه به جونگ‌کوک نزدیک بشه و با قلب مریضش بازی کنه...اما در نهایت عاشق اون پسر میشه. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ «چطور میتونی بگی همش...دروغ بود؟» تهیونگ بدون نگاه کردن به جونگکوکی که تا چند ساعت پیش، مثل بت میپرستیدش، پک عمیقی به سیگارش زد. جونگکوک دستش رو روی قلبی که حالا تند تر از همیشه میکوبید گذاشت و بعد از مدت ها بلاخره قطره اشکی از چشمش پایین ریخت«چطور تونستی با..قلب مریضم بازی کنی؟» مرد با چشمهایی که حالا تاریک تر از هر وقت بودن به چراغ های توکیو خیره شده بود«بازی تموم شد حالا..حذف شدی.» ˢᵗᵃʳᵗ : ¹⁴⁰⁴/²/¹¹ - 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑹𝒂𝒉𝒂 - 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑺𝒎𝒖𝒕, 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 - 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 - 𝑰𝒏𝒔𝒕𝒂𝒈𝒓𝒂𝒎 𝑰𝑫: 𝒕𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82 - 𝑻𝒆𝒍𝒆𝒈𝒓𝒂𝒎: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82
ɴʏᴄᴛᴀʟɢɪᴀ ᵥₖₒₒₖ by Rai_LaEl
Rai_LaEl
  • WpView
    Reads 21,456
  • WpVote
    Votes 2,811
  • WpPart
    Parts 17
「⌯ درد شبانگاهی - Nyctalgia 」 ↲کاپل: ویکوک ↲ژانر: سوپرنچرال - خون‌‌آشامی - فانتزی - اسمات - رمنس ↲نویسنده: Ravi ↲وضعیت: شنبه‌ و چهارشنبه 「⌯ زمانی که برای دیدن شوگر بیبی جدیدش به اون عمارت پا گذاشت، نمی‌دونست چیزی که قراره به استقبالش بیاد، یک جفت چشم قرمز و دندون‌های نیشی هستن که پوست گردنش رو از هم می‌شکافن. تهيونگ چطور می‌تونست با شوگر بیبی جدیدش کنار بیاد؛ وقتی تمام چیزی که اون پسر نیاز داشت، مکیدن خونش بود؟! 」 🚫ورژن کوکوی در همین پیج آپ می‌شود‌.
love in the night |Vkook🍷 by ZahraVahidi1
ZahraVahidi1
  • WpView
    Reads 23,716
  • WpVote
    Votes 3,360
  • WpPart
    Parts 22
love in the night ~▪︎~ عشق در شب عشق کلمه ی عجیبیه ، جوری که تا اگه خودت عاشق نشی نمی تونی درکش کنی، برای منم همینطور بود، عاشقش شدم ، عاشق نفساش،عاشق لبخندش،عاشق اون دوتا مروارید مشکلی داخل چشماش ، عاشقش شدم با تمام وجودم، اما اون موقعه هنوز نمی دونستم اون همونه،کسی که ولش کردم ، ، ، _هی.... بچه...ولم کن...اگه نمی خوای..بلایی سرت بیاد.... ویکتور به سختی لب زد،حالش هر لحظه بدتر میشد، ناخوداگاه چشم هایش قرمز شدند،و این شاید تنها شروع خطری برای ان پسر بچه باشد. _نه نمی زا رم فرار کنی من خودم پیدات کردم، اگه ولت کنم تو میری و گم میشی منم برای همیشه تنهامی مونم از اونجایی که دیگه نمی خوام خانم بل و ببینم تو باید ازم مراقبت کنی... وضعیت:در حال اپ (اگر فیک تمام شده باشه صد درصد اینجا نوشته میشه) genre : ، ماورا طبیعی/عاشقانه/ومپایر/اسمات/انگست /رمانتیک/هپی اند، Kapell:vkook,Yoonmin
KISS║KOOKV by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 570,895
  • WpVote
    Votes 77,508
  • WpPart
    Parts 30
کیم‌تهیونگ به دلایلی مجبور به ازدواج با آلفایی سلطنتی شده که همه از اون به عنوان یه فرد خشن و استبدادگر یاد می‌کردن اما...
RANDY by shopicopa
shopicopa
  • WpView
    Reads 475,347
  • WpVote
    Votes 75,120
  • WpPart
    Parts 32
[کامل شده] "رَندی" داستان آدم هایی که گذشته شون اونها رو افسار گسیخته کرده. ¬افسارگسیخته ¬ ___________________ _مطمئن باش توی اون اداره کسی رو به اندازه من پیدا نمیکنی که بخواد کل خشابش رو توی دهنت خالی کنه.... مراقب حرفات جلوی من باش عوضی، درسته مدرک قانونی برای قتل هات وجود نداره ولی خوب میدونم چه کارهای ازت بر میاد! +میدونستی ابراز خشونت هم یه نوع عشقبازیه... قبیله مایا تو آفریقا این کارو میکنن. Vkook story! ⚠️#1in bts fanfic ⚠️#1in Persian ⚠️#1in Action
Desiree | Vkook | Completed by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,861,422
  • WpVote
    Votes 134,405
  • WpPart
    Parts 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut
𝗛𝗶𝗿𝗮𝗲𝘁𝗵ᵛᵏ ᴬᵁ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 83,684
  • WpVote
    Votes 9,075
  • WpPart
    Parts 18
• خـلاصـه: جئون جونگ‌کوک، پسری با عطر بلوبری که در کنج تنهایی‌هاش، غم رو در آغوش گرفته بود. زمان زیادی از دلباخته شدنش می‌گذشت؛ اما کیلومترها فاصله از کسی که عاشقش بود، قلب دلتنگش رو آزار می‌داد. زمزمه‌های "فراموشش کن" از هر طرف توی سرش اکو می‌شد؛ اما واقعاً اجازه می‌داد رویای آبیش رنگ ببازه و دلیل تپش‌های قلبش به دست فراموشی سپرده بشه؟! • بـرشی از داسـتان: - تو؛ نور دور چشم منی. ضربان قلب بیمار منی. اکسیژن فراری از رگ‌های منی. تو؛ تمام وجود منی جونگ‌کوک. ✗ اتمام یافته ✗ 𝗡𝗮𝗺𝗲: Hiraeth ✗ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Vkook ✗ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Romance, Angst ✗ 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: Silvana
𝗖𝗿𝗮𝘅𝗶𝘀 ᵛᵏ ᴬᵁ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 119,755
  • WpVote
    Votes 11,438
  • WpPart
    Parts 12
• خـلاصـه: جئون جونگ‌کوک باید رضایت شاکیِ برادرش رو به‌دست می‌آورد؛ اما می‌تونست با مایه‌گذاشتن از اعضای بدنش کنار بیاد؟! • بـرشی از داسـتان: - زانو بزن. - چی؟! - خودت که نمی‌تونی خسارتم رو پرداخت کنی؛ اما شاید دهنت تونست راضیم کنه. ✗ اتمام یافته ✗ 𝗡𝗮𝗺𝗲: Craxis ✗ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Vkook ✗ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Smut, Mystery ✗ 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: Silvana
HERIDO by palidus
palidus
  • WpView
    Reads 2,217
  • WpVote
    Votes 353
  • WpPart
    Parts 16
هِریدو یعنی زخم‌خورده🥀 🥀 داستان من خطوطی است که خودِ شخصیت‌ها نوشتنش 🥀 _ اینقدر تلخ بودن حالت رو خوب می‌کنه؟ _ اگه شما رو ناراحت می‌کنه و باعث می‌شه عقب بایستید،... بله. _ عقب می‌ایستم... دور می‌ایستم... مثل همه‌ی این مدت. _ همیشه دیر اومدی... مثل ابراز همدردیت بعد از سه ماه... دیگه دردی نیست که همدرد بخواد... خیلی وقت هم هست که دیگه منی نیست که تو رو بخواد. کاپل: تهکوک ژانر: انگست، رومنس، اروتیک نویسنده: پالیدوس
☀️DAWN 🔞 by _mira_thv_
_mira_thv_
  • WpView
    Reads 2,890
  • WpVote
    Votes 323
  • WpPart
    Parts 22
سپیده دم پایان تاریکی‌ها..~~ _________________________________ خلاصه: "سپیده دم" داستان تهیونگه، پسری که سال‌ها تحت خشونت پدرش زندگی کرده و دنیا براش چیزی جز تاریکی و درد نبوده. اما وقتی جونگکوک وارد زندگیش میشه، همه‌چیز تغییر می‌کنه. با حمایت و محبت جونگکوک، تهیونگ کم‌کم از گذشته‌ی تلخش رها میشه و به دنبال روشنایی می‌ره. این داستان درباره‌ی پیدا کردن امید و رهایی در دل تاریک‌ترین لحظات زندگیه. _________________________________ #سپیده_دم #رهایی #تاریکی #خشونت_خانگی #امید #عشق #جونگکوک #تهیونگ #داستان_عاشقانه #واتپد #تهکوک #فیکشن #کوکوی #ویکوک #TaekookLove#TaehyungxJungkook#TaekookFanfic#Jungkook#Taehyung#KookV #BTSFanfiction