Gosh darn masterpiece (Farsi ver.)
20 stories
𝙁𝙪𝙘𝙠𝙞𝙣𝙜 𝘼𝙡𝙥𝙝𝙖'𝙨 || 𝙑𝙆𝙊𝙊𝙆 by Juliet_Vk
Juliet_Vk
  • WpView
    Reads 22,553
  • WpVote
    Votes 3,230
  • WpPart
    Parts 22
⸙ 𝙁𝙪𝙘𝙠𝙞𝙣𝙜 𝘼𝙡𝙥𝙝𝙖'𝙨𓂃 ⊹ قامت ایستاده پسر دقیقا روبه‌روی پنجره‌ی نیمه بازی که نور زرد خورشید رو منعکس میکرد، تصویر رویایی رو به وجود آورده بود. اون پوست نرم و شیری رنگ که با قهوه‌ایِ درخشان موهاش هارمونی زیبایی رو خلق کرده بود، با وجود آشکار شدن ظرافت اندامش که به لطف تابش نور خورشید، از پس پیراهن سفیدش پیدا بود، صحنه‌ای بس شگفت انگیز رو مقابل نگاه آلفا به نمایش می‌گذاشت. درون سینه‌ی پر تپشش، نفسی حبس شد و ضربان قلبی جا افتاد...می‌دید و چه بی‌رحمانه با هر نگاه، بارها به اون امگای پرتقالی دل می‌باخت! ⊹ خلاصه: جئون جونگ‌کوک، امگایی که بعد از گذر از اتفاقات تلخ گذشته‌اش، با هویت جعلی یک "بتا" موفق به ساختن یک زندگی آروم و بی‌دردسر برای خودش میشه؛ خبر نداره که تمام تلاش هایی که در این مدت کرده، قراره تنها در عرض یک شب توسط همسایه جدیدش، که اتفاقاً یک آلفای عوضی هم هست به کلی نابود بشه!! ⊹𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚 : 𝙑𝙆𝙤𝙤𝙠 ⊹𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚 : 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 , 𝙊𝙢𝙚𝙜𝙖𝙑𝙚𝙧𝙨𝙚 , 𝙎𝙢𝙪𝙩 , 𝙈𝙥𝙚𝙧𝙜 ⊹𝙏𝙧𝙖𝙣𝙨𝙡𝙖𝙩𝙤𝙧 : 𝙅𝙪𝙡𝙞𝙚𝙩 ⊹𝙐𝙋: ... ⊹𝘼𝙜𝙚 𝘾𝙖𝙩𝙚𝙜𝙤𝙧𝙮 : 𝙉𝘾+18 🛑[ ترجمه فارسی ]🛑 🔔𝙍𝙖𝙣𝙠: 🥈→𝟮 𝗶𝗻 #رمنس
Along the Seine River | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 404,538
  • WpVote
    Votes 54,634
  • WpPart
    Parts 45
┊Summary: توی این بوک داستان عاشقانه یه زوج فرانسوی از دل پاریس رو میخونیم. تهیونگ و جونگکوکی که هفت ساله ازدواج کردن و دوتا دختر دوقلو دارن، اما بعد از هفت سال اختلاف ها و مشکلاتی بینشون شکل گرفته که باعث شده جونگکوک تصمیم به جدایی از همسرش بگیره...اما چه آینده ای انتظار این زوج رو میکشه؟ ┊Teaser: _ یقه‌ت زیادی بازه! _چی! زبانش را در لپش چرخاند و نگاهش را از پاها تا چشمانم بالا کشید: _ یقه‌ت عزیزم...زیادی بازه! _ جدا تهیونگ؟ حالا که میبینی دیگه عصبی نیستم شروع میکنی به گیر دادن؟ او نیز اخمی کرد و با بردن دستهایش به جیب شلوار سفید رنگش، با لحنی جدی تر گفت: _ میدونی که دوست ندارم توی یه فضای خیلی عمومی و شلوغ مردم نگات کنن. متعجب خندیدم و سرم را به تاسف تکان دادم، لبم را به دندان گرفتم و در حالی که دکمه‌های پیراهنم را میبستم پاسخ دادم: _ تلافیشو سرت در میارم آقای کیم. _ تلاشتو میکنی آقای کیم. پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Seongsang (Ateez), Hopemin Genre: dram, Romance, Smut, angst Writer: Sylvie Telegram: @Papacita_01
INRED | VKOOK by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,319,011
  • WpVote
    Votes 88,962
  • WpPart
    Parts 124
In Red - سرخ‌پوش جونگکوک جئون، رئیس زاده‌ی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلول‌های اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓ تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش می‌ایستاد و با گستاخی جوابش رو می‌داد اما کی فکرش رو می‌کرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساخته‌اش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬 _______________________ "اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت! اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!" writer: Nren couple: Vkook Genre: prison-crime-romance-smut
fox by sara199911
sara199911
  • WpView
    Reads 382,813
  • WpVote
    Votes 34,114
  • WpPart
    Parts 39
جانگکوک کوچیکترین پسر رئیس باند خلافکار سئول که برعکس جایگاهش پسری معصوم و ساده ست که برای تولدش برده ای وحشی و خطرناک کادو میگیره برده ای که نه کسی می‌دونه کیه و نه می‌دونه اسم واقعیش چیه فقط میون تاریکی وجودش و چشم های ترسناکش یه لقب براش وجود داره فاکس... ● نام فیک ~> روباه ○ ژانر ~> اسمات ،مافیا، bdsm ● نویسنده ~> sara ○ کاپل اصلی ~> ویکوک ● هپی اندینگ
NEMESIS | VKOOK  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 270,024
  • WpVote
    Votes 29,947
  • WpPart
    Parts 39
NEMESIS - الهه ی انتقام سروان کیم، کارآگاه بخش جرایم خشن، کسی که سال‌ها دنبال یک قاتل سریالی می‌گشت، اما هرروز ازش دورتر می‌شد و توی پیدا کردنش شکست می‌خورد... درحالی‌که تنها چیزی که توش شکست خورده بود حرفه‌ی کاریش نبود... زندگیِ تاریک و سرد تهیونگ کیم و جونگکوک کیم؛ کسایی که یک روز عاشقانه زندگی مشترکشون رو شروع کردند، اما الان بعد از ده سال، تنها حضور هم رو توی خونه تحمل می‌کنند... چه چیزی باعث شد که زندگیشون نابود بشه؟ °•°•°•°• "کسی جز من... نباید دیوونه ات کنه... دیگه نمی‌خوام دست اون عوضی بهت بخوره... می‌خوام همش پاک شه... می‌خوام فقط لب های من روی بدنت کشیده بشه و فقط تو باشی که بوسه هات روی تنم می‌شینه..." ژانر: جنایی، اسمات، رازآلود نویسنده: samar & moonlike & razi کاپل: ویکوک زمان آپ: تمام شده-
Paparazzi ∥ پاپارازی { VKook } by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 6,598
  • WpVote
    Votes 516
  • WpPart
    Parts 22
توجه‼️ این داستان حاوی صحنه‌های خشونت آمیز و BDSM خشنه🔞؛ پس لطفا با آگاهی نسبت به این مسائل، پاپارازی رو مطالعه کنین! ✨ورژن ویکوک✨ پاپارازی از اونجایی شروع می‌شه که برای به دام انداختن یکی از محبوب ترین بازیگرهای کره جنوبی، کیم تهیونگ، جاسوسی رو سر وقتش می‌فرستن اما عشق دیوونه‌وار جونگ کوک لال، بهش اجازه آسیب رسوندن به ارباب جدیدش رو می‌ده؟ از پس این ماموریت به ظاهر ناممکن برمیاد؟ از پس بعد تاریک و خون‌خوار تهیونگ چطور؟ ==== - فکر نکن چون تهیونگ به اینجا آوردتت، در امانی پسر خوب..! بی‌هوا توی صورت خبرنگار خم شد و درحالی که دندون قروچه می‌کرد، عصبی غرید: - تو حتی از سگ‌های این عمارت کمتری؛ اون بیرون شاید برای خودت کسی بودی اما اینجا... حتی فکر نفس کشیدن بدون اجازه‌ی ما رو از اون مغز کوچولوی ناقصت بیرون کن! ༺ Liberté Novels ༻ Name: Paparazzi نام داستان: پاپارازی Couple: Vkook کاپل: ویکوک (تهکوک) Criminal, Mafia, BDSM, Smut, Canon, Romance, Angst جنایی، مافیایی، بی دی اس ام، اسمات، کنون، عاشقانه، انگست ■ A Novel By Shima, Tina, Marcy ■
Freesia | vkook by Aivavk
Aivavk
  • WpView
    Reads 209,388
  • WpVote
    Votes 25,011
  • WpPart
    Parts 30
جونگکوک با تهیونگ ، پسر خالش برای به عهده گرفتن ریاست شرکت پدربزرگشون رقابت داره و نمیخواد نقطه ضعفی دست تهیونگ بده! همه چیز تا زمانی خوبه که متوجه میشه رایحش به طرز عجیبی شیرین شده و فقط امگا ها رایحه شیرین دارن این اتفاق درحالی می افته که همه حتی خود پسر فکر میکردن که جونگکوک یه آلفاست! اولین کسی که این موضوع رو می‌فهمه تهیونگه! الان تهیونگ کمکش می‌کنه تا رایحشو مخفی کنه؟ یا با لو دادنش جای پای خودش رو توی شرکت محکم میکنه؟ آلفای خون خالص الان توی دوراهیه ولی مطمئنه که کاری رو انجام میده که به کمک جفتش ختم بشه! Genre: omegaverse , mpreg , romance , drama , smut , ... t.me:Aivavk تایم آپ:--
STAR ( Season 2) | Vkook by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 183,329
  • WpVote
    Votes 23,976
  • WpPart
    Parts 35
When A Star Disappears وقتی ستاره ای ناپدید میشود (فصل دوم) -تمام شده- قسمتی از فیک: - میدونی اولین بوسه ی دنیا چطوری شکل گرفت؟ جونگکوک نگاه خمارش رو به تهیونگ دوخت و حلقه ی دست هاش رو دور گردن تهیونگ محکم تر کرد: - نه... چطور‌‌... تهیونگ نگاهی به لب های جونگکوک انداخت و بعد زمزمه کرد: - تو زمان های قدیم یک زن و مرد پینه دوز بودن که یک روز مرد وقتی دست هاش بند بود یه تکه نخ رو با لب هاش کند و بعد... به زنش گفت بیا این رو از لب من بردار و وصلش کن! زن هم که دستش سوزن و وصله بود اومد نخ رو برداره دید دستش بنده! به ناچار با لب هاش برداشت... شیرین بود.... خوششون اومد... ادامه دادن...! جونگگوک با شنیدن این داستان خنده ای کرد اما با نزدیک شدن سر تهیونگ خنده روی لب هاش محو شد و آب دهانش رو به سختی قورت داد: - اما... تهیونگ ما دستامون بند نیست... تهیونگ پلکی زد و به چشم های جونگکوک خیره شد: - ولی شاید خوشمون اومد... writer: @Moonlike_Rmy couple: Vkook Genre: Drama. Romance. Smut
My you  by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 503,991
  • WpVote
    Votes 63,367
  • WpPart
    Parts 60
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
DIZZINESS || VKOOK by millennium_story
millennium_story
  • WpView
    Reads 12,443
  • WpVote
    Votes 1,387
  • WpPart
    Parts 28
[اتمام یافته] WRITER: E.L NAME: DIZZINESS COUPLE: VKOOK, YOONMIN GENRE: PSYCHOLOGY, CRIMINAL, SMUT " - جونگکوک یه صخره‌ست. سخت، سرد، پر از سنگ‌ریزه و من مدت‌هاست از این صخره معلقم. نه شجاعت این و دارم که رهاش کنم و سقوطم رو به چشم ببینم. نه می‌تونم خودم و بالا بکشم و شاهد سقوط اون باشم. تنم به تن این صخره سائیده و خراش برداشته. مثل تن اون زمخت شده. حالا هر کس دیگه در مواجه با من به همین سرنوشت دچار میشه. مثل ویروس واگیری که هم خودش ضعیفه و هم میزبانش و ضعیف می‌کنه. من ضعیفم. خوب و بدم به خوب و بدش، بودنم به بودنش، نفسم به نفسش بنده. احساس می‌کنم دیگه... دیگه از خودم اختیاری ندارم..."