سناتور کیم فردی باکمالات ، مستبد و مردسالار و دولتمندی بود که خیلی ها از جمله مادلین خواهان او بودن و همین حقیقت باعث میشد پیچک های حسادت خفهکننده خرخرهشُ بچسبه و نزاره نفس بکشه !
*************
اسم فیک : ماشین تحریر قرمز
کاپل : ویکوک ، سیکرت
ژانر : رمنس ، عاشقانه ، لیتل اسمات / سلطنت، امگاورس ، لیتل کمدی، هیستوری، انگست ...
فصل اول = کامل شده S1
فیک :
+ من همسر اون عیاش نمیشم
× راه و جاده برات نزاشتن! انتخابی نداری آلبالوی ترش!
+ بهت نشون میدم چجوری راه و جاده میسازن ..
................
× اون مهمونی برای توعه، چرا مشکی پوشیدی ؟
+ قدرتمُ به رخ میکشم
.................
÷ تو با کیک زدی تو صورتم !!!
+ ما تو میلان اینجوری خوشامد میگیم
...............
_ پسر خوش منظر و شکیبایی دارید
× آه اون تک امگای شیطون خانواده اس ، سناتور
_ اون پسر یه امگاس ؟؟!!!
.............
+ عشق من اندازه ی دریاها و اقیانوس ها بزرگه !
_ دلممیخواد تو اقیانوسی که میگی شنا کردنُ یادبگیرم
........
تک امگای خانواده ی تاجر پارچه ،که از قضا پسر هم هست و کمیاب، خاستگار های زیاد و آدم حسابي داره !
اما مگه اون پسر چشم فندقی به چیزی جز قدم زدن بین گل های ادرسی و یواشکی دزدی گیلاس و آلبالو از آشپزخونه بزرگ خونشون و نوشتن خوب و بد دنیا با اون ماشین تحریر قرمز آلبالویی ،توجه میکنه ؟
مگر اینکه
فازی ایز هیر با فصل دوم کیم فمیلی💥💕
اگر فصل یک رو نخوندید اینجا مقصدی نیست که انتخاب کنید، پس اول فصل یک رو بخونید و بعد برگردید🤷♀️
از اتفاق های فصل یک چند سالی میگذره و بچه های خانواده کیم چند سالی بزرگ میشند🥳
جین...
خب اون الان یه طورایی بلاگره
آپ این فیک عمیقا به نظرات و استقبال شما وابستست... پس دریغ نکنید.
خلاصه: جونگکوک پسر 17 سالهایه که از 13 سالگی پیش تهیونگ زندگی میکنه و پیش پدر مادرش نیست جریان چیه؟؟
Couple: Vkook
Ganer: Romance-Smut-Real life-
Writer:NANA
Update: Friday
「 خواستگاری 」
• کامل شده •
• ژانر: عاشقانه، کمدی، دارای محدودیت سنی
.
.
خلاصه:
تهیونگ توی کل زندگیش عاشق این بود که ویرایشگر بشه و بخاطر همین هم به سئول اومده بود، دانشگاه خوب، تحصیلات خوب و شاید یک شغل خوب؟
همهچیز خوب تا زمانی که اون جادوگر استرالیایی رئیسش نمیشد.
.
.
- رئیس... من میخوام یه دستیار نمونه باشم و علاوه بر اون نمیخوام این سه سال زحمتی که کشیدم، تمام اوقاتی که باهم بودیم، تمام لاتههای کاراملی، تمام قرارهای کنسل شده ، تمام پیچوندنهای شبونه، همه برای هیچی از بین بره. و همچنین آرزوی من برای ویرایشگر بودن. میدونم میبخشیم و این کاری که میخوام بکنم به نفع توهم هست. پس فقط همکاری کن. فکر کن واقعا دوستپسرتم. در هر صورت واگن توهم به قطار من وصله.
-مرد من-
جونگ کوک نمیخواست تا دوستاش بخاطر اینکه با کسی نیست مسخرش کنن پس عکس فوتوشاپ خودشو یه ادم دیگرو توی توییترش میزاره بدون اینکه بدونه اون ادم کیه..
• ژانر:فیک چت، کمدی، عاشقانه، اسمات، زندگی روزمره
• کاپل:تهکوک
•پایان یافته•
[Completed]
همه چیز از یه کراش ساده شروع شد.
جایی که تهیونگ پسرخالهی خبیثِ جونگکوکه و میخواد بهش کمک کنه تا به کراشش برسه اما چی میشه اگه این وسط به جای رسوندنِ اون دو نفر به هم، خودش عاشق بشه؟!
برشی از داستان:
جونگکوک هر شب قبل از خواب دعا میکرد تا توی روزش با تهیونگ روبرو نشه و خدا ازش در مقابل اون شیطان بیشاخ و دم محافظت کنه اما انگار دعاهاش بیفایده بودن چون تهیونگ تو تمام موقعیتهای حساسِ زندگی اون پسر از هر سوراخ سنبهای بیرون میپرید و همه چیز رو خراب میکرد.
- عنوان: کراش.
- وضعیت: اتمام یافته.
- ژانر : کمدی، دبیرستانی، عاشقانه، فلاف.
•Vkook•
1 in taekook
1 in taehyung
1 in funny
1 in teenfic
1 in fluf
1 in farsi
1 in مدرسهای
تهیونگ مردی مطلقهست و یک دختر به اسم 'مِی' داره ولی با همه اینها هنوز در حال سر و کله زدن با گرایششـه.
جونگکوک، پسر دانشجویی که کار خاصی برای انجام دادن نداره و برای سرگرمی به مردم عکس پاهاش رو میفروشه!
ولی چی میشه اگه بین شمارههای رندمی که میزنه، یکیشون شماره کیم تهیونگ باشه؟
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌
TR & Edit: SAMAR
Genre: Fluff, Slice of life🍂
𝑻𝒆𝒍𝒈𝒓𝒂𝒎 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍: 𝑽_𝑲𝒐𝒐𝒌𝒊
[ TREY ] پایان یافته
ژانر : فان / ورزشی / رمنس / اسمات
کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ یونمین
- شاید از من خوشت بیاد ولی تا وقتی که مجبور باشم دختر های مختلف رو از روت بلند کنم ، هیچ تغییری توی رابطهمون بهوجود نمیاد کاپیتان بسکتبالیست !
《توجه داشته باشین داستان دو ورژنهست پس اگه این ورژن که تهیونگ تاپ و جونگکوک باتمه نمیخونین به ورژن دیگهش که جونگکوک تاپ و تهیونگ باتمه توی اکانتم سر بزنین. 》
In Red - سرخپوش
جونگکوک جئون، رئیس زادهی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلولهای اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓
تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش میایستاد و با گستاخی جوابش رو میداد اما کی فکرش رو میکرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساختهاش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬
_______________________
"اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت!
اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!"
writer: Nren
couple: Vkook
Genre: prison-crime-romance-smut