ma favorites💆🏻‍♀️💕
16 stories
Prxy | پراکسی ᵃᵘ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 46,721
  • WpVote
    Votes 9,127
  • WpPart
    Parts 40
- هنوزم یه حبه‌قندی. - حبه‌‌قندِ کی؟ - جز من مگه کسی هست که اینطوری صدات کنه؟ ‌ ‌- مگه قول ندادی وقتی از نزدیک دیدمت، مسخره‌بازی در نیاری؟ - همین‌که پاهات هنوز تو کفشته یعنی من جدی‌ام. - می‌خوام درحالی که کامل روی صورتم نشستی، با همین ‌ ‌دهن داغ لعنتی، بدون مکث برام بخوری! جونگکوک، نوجوان 17 ساله‌ای که توی کره‌ی شمالی، با قوانین سخت‌گیرش زندگی می‌کنه. اون که با کلی ریسک و دردسر به اینترنت جهانی وصل شده، با دختری از آمریکا ارتباط می‌گیره. ولی به‌محض قطع دوباره‌ی سرورها، مجبور می‌شه دنبال وی‌پی‌ان فروشی از چین بگرده. پسری به اسم وی که پولش رو می‌گیره و در می‌ره، به همین سادگی. کاپل: ویکوک ژانر: فیک‌چت، توییتر، کمدی، درام، رمنس، اسمات! نویسنده: حنان
Cicada3301 | سیکادا ۳۳۰۱ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 69,427
  • WpVote
    Votes 12,038
  • WpPart
    Parts 19
«کامل شده🔻» </ سیکادا 3301، مرموز ترین معمای تاریخ اینترنتی که توسط کاربر ناشناسی در صفحه وبسایت ناشناخته و اکانت توییتر به اشتراک گذاشته شد. معمایی که در ظاهر شاید یک سرگرمی ساده بود، اما همه چیز تنها به اینجا ختم نمی‌شد چرا که سیکادا رمز و راز فراتری پشت خودش داشت. رازی نهفته بین اعداد و ارقام که از بین هزاران نفر کاربر کنجکاو برای حلِ معما، تنها جونگکوک تونست اون رو به پایان برسونه و معمای معروف و اسرارآمیزِ سیکادا 3301 رو حل کنه. _بهت تبریک می‌گم‌ جئون جونگکوک، تو موفق شدی تا اینجا معمای پیچیده‌ی من رو به اتمام برسونی؛ برای ادامه‌ی مراحل بعدی آماده‌ای؟ کاپــل: ویکوک ژانــر↵ معمایی، رومنس، رمزآلود، جنایی، اسمات
𝖳𝗁𝗂𝗋𝗍𝗒 𝖾𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖣𝖾𝗀𝗋𝖾𝖾 𝖢𝗂𝗋𝖼𝗎𝗂𝗍 𝖲.𝟤 by Nazanin_low
Nazanin_low
  • WpView
    Reads 96,150
  • WpVote
    Votes 11,312
  • WpPart
    Parts 35
[مــدار 38 درجــه، فصـل دوم] یک عاشقانۀ پر از درد... یک عاشقانهٔ پر از خون و خاطره... لابه‌لای خرابه‌های شهر به دنبال تیکه‌پاره‌های اون عشق می‌گشتن و هیچ‌چیز بجز خون و درد پیدا نمی‌شد‌. جنگ تمام شده بود پس چرا اون‌ها هنوز می‌جنگن؟! باید به دنبال انتقام بود یا التیام؟ ....𓂃ᬉ🪖 در انتهایی‌ترین نقطۀ قلبم... تو همان صدای ضعیفی بودی که فریاد می‌کشید لطفاً فقط زنده بمان. 𓂃ᬉ🪖 _یک‌بار رامت کردم فرمانده، انجام دادنش برای بار دوم برام هیچ‌ کاری نداره، ولی این‌بار روش‌هام فرق دارن. _یه رابطۀ عاشقانۀ مخفی با فرماندۀ ارتش؟! تو خیلی کثیفی پسر! +پس یادته. _من همه‌چیزو یادمه، حتی ریتم نفس‌ها و ناله‌هاتو‌. ➵ 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝟑𝟖 𝐃𝐞𝐠𝐫𝐞𝐞 𝐂𝐢𝐫𝐜𝐮𝐢𝐭 ➵ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤,𝐘𝐨𝐨𝐧𝐌𝐢𝐧 ➵ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜, 𝐏𝐨𝐥𝐢𝐭𝐢𝐜𝐚𝐥, 𝐒𝐦𝐮𝐭 ➵ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐄𝐜𝐡𝐨 ➵𝐔𝐏: 𝐖𝐞𝐝𝐧𝐞𝐬𝐝𝐚𝐲
𝖳𝗁𝗂𝗋𝗍𝗒 𝖾𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖣𝖾𝗀𝗋𝖾𝖾 𝖢𝗂𝗋𝖼𝗎𝗂𝗍 by Nazanin_low
Nazanin_low
  • WpView
    Reads 239,625
  • WpVote
    Votes 24,293
  • WpPart
    Parts 46
•𝗖𝗼𝗺𝗽𝗹𝗲𝘁𝗲𝗱• [مـدار 38 درجــه] تاریکی و خون تمام دنیای من بود! یک سایه از اشتباهاتم حتی نمی‌ذاشت نفس بکشم تا وقتی که تو... تو پاتو توی زندگیم گذاشتی جونگکوک! تو من رو درهم شکستی، بهم بگو کی بهت اجازه داد من رو عاشق کنی سربازِ اعزامی از یگان ضربتی؟ 𓂃ᬉ🪖 نمی‌تونست اشک‌هاش رو کنترل کنه. دست زخمی ولی هنوز زیبای فرمانده‌اش رو بالا آورد و چشم‌هاش رو بست. روی زخمش رو بوسید و بدون توجه به چشم‌های گرد شدۀ مرد، بوسه‌هاش رو تا بازوی عضلانیش ادامه داد و جای باند پیچی شدۀ گلوله رو روی سینۀ برهنۀ مرد بوسید! هنوزم گریه می‌کرد. +اگه از دستتون می‌دادم... می‌مردم فرمانده... لب زد و چشم‌های خیس و نگرانش رو باز کرد و به چشم‌های فرمانده کیم داد... وقتی سکوت مرد رو دید با همون بغض خندید و دستش رو زیر بینیش کشید. +به چی این‌طوری خیره شدین فرمانده؟ -می‌خوام ببینم تا کجا می‌تونی گستاخانه پیش بری! +واقعا؟ واقعا می‌خواین بدونین؟ 𓂃ᬉ🪖 ミ𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝟑𝟖 𝐃𝐞𝐠𝐫𝐞𝐞 𝐂𝐢𝐫𝐜𝐮𝐢𝐭 ミ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐌𝐢𝐧 ミ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐖𝐚𝐫, 𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜, 𝐒𝐦𝐮𝐭 ミ𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐄𝐜𝐡𝐨
 Kryptonite | Hopemin | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 7,829
  • WpVote
    Votes 1,585
  • WpPart
    Parts 10
داستان ما از یه خیابون بارونی شروع شد، وقتی یه قهرمان داشت تلاش میکرد وظیفه‌ش رو انجام بده، مثل هر داستان دیگه ای...کسل کننده و پر از امید... ____________ _ مگه با تو نیستم؟ _ به تو چه دیوونه؟ اصلا تو کی هستی؟ پسر با صدای بلندی داد زد و باعث شد تا مرد سر جاش بایسته. _ گوش کن، پریدن از اونجا ایده خوبی نیست. _ جدن؟ خودت تضمین میکنی؟ دستش رو بین موهاش فرو برد و با بی حوصلگی گفت. _ من باید برم خونه‌م. _ خب برو، کی جلوتو گرفته؟ _ ترجیح میدم آخرین صحنه ای که امروز دیدم صحنه خودکشی یه بچه نباشه! Couple: Hopemin 🌌 Genre: Dram, Romance, Smut Writer: Sylvie امیدوارم از این داستان لذت ببرید :)
Moscow | Hopemin Completed by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 115,662
  • WpVote
    Votes 17,424
  • WpPart
    Parts 23
_میدونی دوست نداشتنت مثل چیه؟ _مثل این میمونه که دریارو از ساحل بگیرن چون از ساحل بدون دریا فقط یه کویر میمونه...🌊 خلاصه: مسکو داستانی عجیب از زندگی خون آشام هاییه که سرنوشت خودشون رو انتخاب کردن... طبق قوانین جدیدی جهان به دو بخش تقسیم میشد...شمال برای خون آشام ها و جنوب برای انسان ها... اما چی میشد اگه سرنوشت برده ای فرستاده شده از جنوب با سرنوشت خون آشام پر رمز و رازی که پسرخوانده ی شهردار مسکو بود گره میخورد؟ چه جنگ هایی قرار بود بر سر خون این پسر راه بیوفته؟ داستان پر فراز و نشیب مسکو رو بخونین... پیج نویسنده: @sylvie_fic کاپل:🔹️هوپمین_ویکوک🔹️ نویسنده: Sylvie 🌱 ژانر:سوپر نچرال،ومپایر،رمنس،اسمات 🔞⛔ پ ن: وجود برخی از ابهامات در مورد شهر مسکو کاملا طبیعیه و به دلیل نبود اطلاعات کافی در سایت های ایرانی ممکنه نویسنده ایراد هایی در متن داستان داشته باشه، اما تمامی مکان ها و شهر ها کاملا واقعی هستن.
Moscow S2 | Hopemin، Vkook Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 90,660
  • WpVote
    Votes 14,464
  • WpPart
    Parts 27
فصل دوم: Moonrise طلوع ماه... توی شهری مثل مسکو چه معنایی میتونست داشته باشه؟ خون آشام ها فرزندان ماه بودن...اما چی میشد اگه ماه پای فرزندان ارشدش رو با ماجرا باز میکرد؟ تهیونگ سوبایانین شهردار فعلی مسکو، باید به همراه برادرش به جنگ با آشوب های آینده ی مسکو میرفت... اما عشق... طلوع دوباره ی ماه، طلوع دوباره اون پسر بود... پسری که قرار بود دوباره قلب شهردار مسکو رو به بازی بگیره.... کاپل: هوپمین، ویکوک، نامجین 🥀 ژانر: خون آشامی، اومگاورس، رومنس، درام، اسمات 🔥 پیج نویسنده: @sylvie_fic پ ن: این فیک ادامه ی فیک Moscow میباشد 💛
𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌) by RAHILRad2
RAHILRad2
  • WpView
    Reads 1,736,305
  • WpVote
    Votes 74,137
  • WpPart
    Parts 56
_اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: ویکوک ژانر: جنایی، دارک، اکشن، انگست، ماجراجویی، اسمات، رمنس خلاصه: فرمانده تهیونگ، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و جئون‌ جونگ‌ کوکی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان تهیونگه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا جونگ‌کوک همونیه که نشون میده یا چیزهای دیگه ای توی فکرش داره؟
NEMESIS | VKOOK  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 275,907
  • WpVote
    Votes 30,384
  • WpPart
    Parts 39
NEMESIS - الهه ی انتقام سروان کیم، کارآگاه بخش جرایم خشن، کسی که سال‌ها دنبال یک قاتل سریالی می‌گشت، اما هرروز ازش دورتر می‌شد و توی پیدا کردنش شکست می‌خورد... درحالی‌که تنها چیزی که توش شکست خورده بود حرفه‌ی کاریش نبود... زندگیِ تاریک و سرد تهیونگ کیم و جونگکوک کیم؛ کسایی که یک روز عاشقانه زندگی مشترکشون رو شروع کردند، اما الان بعد از ده سال، تنها حضور هم رو توی خونه تحمل می‌کنند... چه چیزی باعث شد که زندگیشون نابود بشه؟ °•°•°•°• "کسی جز من... نباید دیوونه ات کنه... دیگه نمی‌خوام دست اون عوضی بهت بخوره... می‌خوام همش پاک شه... می‌خوام فقط لب های من روی بدنت کشیده بشه و فقط تو باشی که بوسه هات روی تنم می‌شینه..." ژانر: جنایی، اسمات، رازآلود نویسنده: samar & moonlike & razi کاپل: ویکوک زمان آپ: تمام شده-