رمان
28 stories
𝐄𝐱𝐢𝐥𝐞 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭  by tbiidgah
tbiidgah
  • WpView
    Reads 976
  • WpVote
    Votes 118
  • WpPart
    Parts 10
《تبعیدگاهِ‌ قلب》 Gener:mafia,dram,angst,smut,Romance Couple:vkook writer:Hero editor:void در دنیایی که قدرت حرف اول را می‌زند ، آیا عشقی میتواند جوانه بزند و شکوفا شود؟ تصور کنید پسر رئیس جمهور و پسر وزیر در میان انبوهی از مخالفت و راز‌های پنهان دل به یکدیگر می بازند. عشقی که از همان ابتدا ممنوعه بنظر می‌رسد. نویسنده از فاش کردن سرنوشت و پایان رمان خودداری کرده. او شمارادر میانه داستان رها می‌کند تا شما با هر قسمت خودتان حس کنید که این عشق به ارامش می‌رسد یا میانه‌ی مسیر فرو می‌پاشد.
The Scales of Balance[دو سوی ترازو] by Qujkv_
Qujkv_
  • WpView
    Reads 73,950
  • WpVote
    Votes 9,438
  • WpPart
    Parts 31
زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ
Insanity[جنون]   by deniz13851385
deniz13851385
  • WpView
    Reads 412,400
  • WpVote
    Votes 44,526
  • WpPart
    Parts 94
[شروع فصل سوم] اپ: چهارشنبه ها کاپل: VKOOK ژانر: امگاوورس_دارک رومنس_اسمات_انگست[کم] +18 [خلاصه] جونگکوک تنها پسر پادشاه که زیبایی وقدرتش زبانزد همه بود. یک دو رگه خوناشام و گرگینس که کسی جز خودش و مادرش از این راز خبر نداره اون تمام عمرش رو برای به دست اوردن تخت پادشاهی تلاش کرد و گرگ امگای درونش رو همیشه سرکوب کرده تا هیچکس متوجه نشه اون یه دورگهس.. تهیونگ تنها گرگ آلفای مشکی با چشمای طلایی و قوی ترین الفا در قبیله ی گرگینه هاس کسی جرعت مخالفت یا توانایی مقابله با اون رو نداشت تا اینکه خوناشام ها بهش خیانت میکنن.و با تنها جادوی سیاهی که برای هزاران سال پیش بود قدرتش رو مهر و موم میکنن و سلطنت رو ازش میگیرن. تهیونگ بعد از ازدست دادن خانواده و قدرتش به همراه گرگینه ها به دل جنگلهای تاریکی فرو میره و کم کم فراموش میشه ولی در تاریکی .. ____________________________ +چی ازم میخای؟ _من سر همچیز رقابت میکنم جونگکوک بجز عشق اگه میخای طرف من باشی همیجا منو ببوس منم دنیارو برات به اتیش میکشم! ______________________________ + نمیتونم تاریکی زندگیت رو کم کنم ولی میتونم منم باهات وارد تاریکی بشم تا تنها نباشی...
YOU BELONG TO ME |  VK  by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 142,666
  • WpVote
    Votes 14,589
  • WpPart
    Parts 23
جونگکوک یه هکر شیطون و بددهنه که اسمش توی دنیای زیرزمینی از خودِ ارازل و اوباش اون منطقه‌ هم ترسناک‌تره. کله‌گنده‌های کشور یا دنبالش می‌گردن، یا هنوز دردِ «نه» شنیدن ازش رو دارن. مشکلش؟ فقط وقتی کار می‌کنه که دلش بخواد، نه وقتی پول یا تهدید وسطه. ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── «مطمئنی کار کردن با منو میخوای؟من‌ هم سیستم‌ها رو می‌شکنم، هم اعصابارو.» «مشکلی نیست، منم هم اعصابمو قفل می‌کنم، هم سیستممو.» 𝙲𝙾𝚄𝙿𝙻𝙴: 𝚅𝙺𝙾𝙾𝙺 𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴: 𝙼𝙰𝙵𝙸𝙰, 𝚂𝙼𝚄𝚃, 𝙰𝙲𝚃𝙸𝙾𝙽, 𝙰 𝙻𝙸𝚃𝚃𝙻𝙴 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵. Start: 1404/09/29 END: 1404/11/18 بیاید یک عدد تهیونگ رو جونگکوک ذلیل کنیم :)🎀✨️
In "Kim" Mansion ⏳️ by Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Reads 774,392
  • WpVote
    Votes 61,823
  • WpPart
    Parts 37
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷
« بـرف در مـیـان خــون » by gajsvs9
gajsvs9
  • WpView
    Reads 2,134
  • WpVote
    Votes 348
  • WpPart
    Parts 15
چی میشه اگه جونگکوک، گاد فادر بزرگ ترین بند مافیایی جهان که اروپا زیر دستاشه توی قاچاق انسانی که انجام میده جفتش یعنی کیم تهیونگ که یه امگای برفی خیلی نادر و کمیابه رو ببینه! گرگش بی وقفه غرش میکرد «لمسش کن...ببرش... نذار ازت دور بشه... » _نامجون... برش گردون... دقیقا به همون جایی که دزدیدینش. _اما رئیس اون یه امگای برفیه! ارزشش از کل محموله بیشتره...!! _مجبورم نکن حرفمو دوباره برات تکرار کنم کیم نامجون!
دشت نعناع | Mint Field by Farahforogh
Farahforogh
  • WpView
    Reads 4,955
  • WpVote
    Votes 753
  • WpPart
    Parts 21
در سال های 1860 میلادی، دو کشور بزرگ ایندا و لانتن سالیان سال باهم در جنگ و خون ریزی به سر میبردند. تا اینکه پادشاه لانتن پیشنهادی بزرگ داد: "ازدواجی بین ولیعهدم، پسرم مین یونگی، و دختر پادشاهی ایندا صورت بگیرد تا جنگ با پیوند تمام شود." این پشنهاد بزرگ و بی نظیری بود! اما پادشاه ایندا دختری نداشت، پس پسر کوچکش، پارک جیمین را که در تمام ایالات به زیبایی زبان زدش معروف بود را به عنوان عروس به لانتن فرستاد. مین یونگی که در ان موقع هجده سال بیشتر سن نداشت، از لانتن فرار کرد و به سرزمینی دوردست در ان سوی جهان رفت و زندگی جدیدی را به تنهایی آغاز کرد. . . اما چه میشد که بعد از بیست سال مین یونگی تمام سرمایه زندگی اش را از دست بدهد و مجبور شود به لانتن بازگردد؟ و در لانتن غریبه ای آشنا را ببیند؟. کاپل اصلی: یونمین کاپل فرعی: ؟ ژانر: عاشقانه، رومنس، درام، سلطنتی
سه‌نقطه - Ellipsis by vk_mik
vk_mik
  • WpView
    Reads 8,515
  • WpVote
    Votes 1,419
  • WpPart
    Parts 13
جفت ها کسایی هستش که حاضرن برای هم هر کاری انجام بدن ؟! پس چرا جفت اون اینطوری نبود ؟ چرا اذیتش میکرد ؟ چرا شکنجه‌ش میکرد ؟ چرا ازش متنفر بود ؟ و چرا هیچوقت دوستش نداشت ؟ همه میگن جفت ها با یه نگاه عاشق هم میشن ؛ این یه دروغه ، جفت اون هیچوقت عاشقش نبود ، نشد و نمیشه ... . عاشقانه ، غمگین ، اسمات ، امگاورس ، ارتشی ، شکنجه . آپلود:شنبه ها ساعت 8 . نویسنده:میکاسا
⌠ Apocalypse¹, آخرالزمان ⌡ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 198,247
  • WpVote
    Votes 19,156
  • WpPart
    Parts 74
« آخرالــزمان; مردگان برمی‌خیزند » ‌| کامل شده | _تو از موتورم سواری گرفتی، درحالی که می‌تونستی خیلی راحت با صاحبش انجامش بدی، جوجه‌پلیس! _فکر می‌کنم به‌عنوان یک موتور سوار، بتونی راحت‌تر سواری بگیری، کیم! - _بهتره حواست به زبونت باشه، وگرنه توی بد دردسری میفتی. _من عاشق دردسرم عوضی، من رو از چی می‌ترسونی؟ -‌ جئون‌جونگکوک، افسری بی‌تجربه اما جسور که زیر غبار شهر جنگ‌زده و بمب‌خورده، هدفی جز مبارزه کردن نداره، خودش رو مقابل سردسته‌ی جیب‌برهایی می‌بینه که ‌به هیچ‌چیز جز موتورِ زیر پاهاش و سیگارهایی که دود می‌کنه، اهمیت نمی‌ده. اون‌ها نفرت رو داخل رگ‌هاشون حس می‌کنن، حتی با اینکه جنازه‌ها و ساختمون‌های درحال فروپاشی، زندگی‌شون رو تهدید می‌کنه. غرور، از نگاه‌های تند و تیز هردو مثل سایه‌ای روی شهر افتاده؛ اما درنهایت نگرانی‌ها و اتفاقات مرگبار، جنگ و گریز از دست جنازه‌های پوسیده، هردو پسر رو میون چنگالِ ناآشنای عشق گیر می‌ندازه. حالا جدالِ واقعی، بین قلبِ شیفته‌ی خلافکار و دلدادگی افسر، اتفاق میفته. ژانر ⤶ اکشن، انمیز تو لاورز، هیجان‌انگیز، عاشقانه، اسمات!
Hella Soldier by WholeLottaKv
WholeLottaKv
  • WpView
    Reads 119,332
  • WpVote
    Votes 13,223
  • WpPart
    Parts 19
فرمانده‌ی انیگمای کشور به دستور ملکه علاوه بر سربازهاش باید حواسش رو به اون امگای زال که دردسر خاصی داخل چشم‌های آبی رنگش موج میزد هم میداد؛ اما قرار نبود به قدری ازش مراقبت کنه که حتی بار رسوایی‌ای که به بار آورده بود رو هم به دوش بکشه! فرمانده جئون نباید انقدر وظیفه شناس می‌بود. تهیونگ در ابتدا قصدش فقط شیطنت بنظر میرسید؛ نباید عاشقش میشد. کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس، تاریخی، رمنس، اسمات