در اینده بخوان
14 stories
blood and balance - خون و توازن by ana19hita
ana19hita
  • WpView
    Reads 10,164
  • WpVote
    Votes 856
  • WpPart
    Parts 103
در دنیایی که آلفاها و امگاها بر اساس غریزه و جایگاه درون پک زندگی می‌کنند، دو آلفا از دو شاخه‌ی متفاوت - تهیونگ، برادر رییس پک، و جونگکوک، جنگجوی جوان و بی‌رحم - از کودکی دشمن یکدیگرند. هر دو در رقابت برای اثبات قدرت خود، سال‌ها درگیری و بی‌اعتمادی را تجربه کرده‌اند. اما با حمله‌ی یک پک ناشناخته، همه چیز فرو می‌ریزد. تهیونگ در نبرد به شدت زخمی می‌شود و تنها راه نجاتش، پیمان با موجودی باستانی به نام انیگما است - موجودی که در ازای نجات جان تهیونگ، زندگیِ جفت روحی‌اش را طلب می‌کند. مشکل اینجاست که روحی که انیگما انتخاب می‌کند... جونگکوک است. حالا تهیونگ باید بین نجات خود و نابودی دشمنِ قدیمی‌اش (که شاید دیگر دشمن نباشد) تصمیم بگیرد. در حالی که جونگکوک، ناآگاه از معامله، هر روز بیشتر به او نزدیک می‌شود. کاپل: تهکوک کاپل های دیگر: نامجین، یونمین
𝐕𝐄𝐍𝐎𝐌 | ونــوم by Weirdnevis
Weirdnevis
  • WpView
    Reads 147,617
  • WpVote
    Votes 13,160
  • WpPart
    Parts 43
کیم تهـیونگ پسری که میتونه ذهـن بخونه، طی یک مـاموریت خاص و برای گرفتن انتقام یک کـینه قدیمی، با جئـون جونـگکوک یک افسر پلیس تازه کار وارد یک هتـل کاپـلی و مرموز میشه و چی میشه اگه پایان این مـاموریت جوری که می خواد پیش نره؟! قسـمـتی از فـیـک ونــوم : کیـنه یا درد چیزی بود که توصـیفش می کرد و به زندگـیش معـنا می بخشید. تـهیونگ عجیب بود و صادقانه، گاهی خودش هم از برق چـشم هاش وحـشت می کرد. _خوب نگاه کن جونـگکوک! این همون زهـریه که می خواستی مـزش کنی و حالا توی بـدن تو هم جـریان داره. تو مسمـوم میشی و من پـادزهرش رو ندارم اما قسم میخورم، اون لحظه خودم هم کنارت بمـیرم:)! 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : 𝚂𝚖𝚞𝚝 | 𝚏𝚊𝚗𝚝𝚊𝚜𝚢 | 𝚊𝚌𝚝𝚒𝚘𝚗 | 𝚛𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝚃𝚊𝚎𝚔𝚘𝚘𝚔 | 𝚈𝚘𝚘𝚗𝚖𝚒𝚗 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 : 𝚆𝚎𝚒𝚛𝚍 𝐔𝐩 𝐭𝐢𝐦𝐞 : 𝚃𝚑𝚞𝚛𝚜𝚍𝚊𝚢𝚜
•hidden in plain sight• by mahsan_tk
mahsan_tk
  • WpView
    Reads 15,409
  • WpVote
    Votes 1,391
  • WpPart
    Parts 26
توی خیابون های شلوغ و پر تردد سئول ، کیم تهیونگ صاحب تاریکی اون شهره، و هیچکس جرعت نگاه کردن به چشم های اون رو نداره. البته همه بجز یک نفر؛ جئون جونگ کوک، یکی از رأس های اصلی امپراطوری کیم، اون بی پروا و بدون هیچ ترسی باهاش روبرو میشه.. البته این وسط کیم تهیونگ دلش رو به رقصنده ی ناشناسی میبازه؛ کسی که قلب سرد تهیونگ رو هدف گرفته بود و چیزی رو درونش بیدار کرده بود... اون میخواد به هر طریقی اون رقصنده رو پیدا کنه و حالا باید ببینیم سرنوشت چه چیزی رو براش رقم میزنه این فیکشن ورسه
Collapse | VKOOK by dibaphg
dibaphg
  • WpView
    Reads 300,489
  • WpVote
    Votes 16,616
  • WpPart
    Parts 51
Collapse ~ فروپاشی ❖ کاپل ⇐ ویکوک ❖ ژانر ⇐ درام، جنایی، اکشن، معمایی، انگست، اسمات ❖ روزهای آپ ⇐ یکشنبه ها ❖ نویسنده ⇐ Diba جئون جونگکوک، وکیل والا مقام های شهر سئول برای پیدا کردن خواهر گمشده‌اش و رو کردن دست آدمهایی که از شغل و جایگاهشون برای منافع کثیفشون استفاده میکنن به سراغ کیم تهیونگ، مردی که سه سالِ نگاه جوونش رو بخاطر به گردن گرفتن جرم پسر شهردار کیم پشت میله های سرد زندان پیر کرده میره...مجرم بیگناهی که با پا گذاشتن تو مسیر اون وکیل یاغی، بعد از سالها خونه ی امنش رو پیدا میکنه، خونه ای که آوار شدنش آغازگر فروپاشی یک عشق خواهد بود... بخشی از فیــکـــ: _ جونگکوک...اگه نمیخوای... _ مطمئن باش اگه نمیخواستمت هیچ وقت بهت اجازه نمیدادم تا این حد پیش بری، دلباخته‌ی جونگکوک. دلباخته بود...واژه ای که به درستی از دهان پسر برای توصیفش بیان شده بود...دلباخته ای که دلش رو به سراب وجود ابدی یک وکیل باخته بود.
BIG BAD WOLF! by AtlasIsSoooDone
AtlasIsSoooDone
  • WpView
    Reads 4,272
  • WpVote
    Votes 570
  • WpPart
    Parts 4
جونگکوک یه مرد فوق‌العاده‌ جذاب بود. یه پدر خوب. یه آلفای قوی. یه رییس سخت‌گیر و... یه گرگ آشغال. تهیونگ هیچ احساسی بهش نداشت! مطمئن بود خیلی سال پیش دلش براش نلرزیده و هنوزم هر وقت مست می‌کنه کله‌شو رو بدن این و اون توهم نمی‌زنه!  #Minific #KookV #Omegaverse #Werewolf #Fluff #Mafia این فیک برای چالش چنل شینا نوشته شد و من خیلی دوسش دارم :)
The Scales of Balance[دو سوی ترازو] by Qujkv_
Qujkv_
  • WpView
    Reads 85,541
  • WpVote
    Votes 10,936
  • WpPart
    Parts 33
زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ
Extinct | namjin by artonis02
artonis02
  • WpView
    Reads 154,123
  • WpVote
    Votes 19,764
  • WpPart
    Parts 94
با انقراض ناگهانی یه گونه ی جنگجو، گرگینه ها جنگ و به جادوگرا باختن و برای همیشه به جهان انسانا تبعید شدن. اونا زندگی جدیدی رو شروع کردن که توش خون و رده، قدرت واقعی هرکس بود. همه آروم آروم فراموش کردن که چطور یه زمانی با جادوگرا میجنگیدن، و زیر لایه ی نازک صلح نظم شکننده شون و ساختن. البته این تا زمانی بود که کیم سوکجین متولد نشده بود. اون قرار بود یه آلفای خون خالص باشه. وارث خاندان بزرگ و باستانی کیم. ولی هیچ چیز طبق نقشه پیش نرفت. حالا اون همون هیولایی بود که از وسط کوه یخ زنده درش اورده بودن و قرار بود صلح و زیر پاش خرد کنه. خب دوستان این فیک در ظاهر باید نامجین باشه ولی به معنای واقعی کلمه راجب هر سه زوجه (زوج اصلی چی هست اصلا) در کلام ساده شما سه تا داستان مرتبط باهم و میخونین که همه یک ماجرا رو پیش میبرن به اطلاعات دقت کنین چون بدون دلیل نیومدن (بعد نگین نگفتی😁) ماجرا ممکنه تا پارت هیجده یکم لایت باشه چون ارتباطات تازه داره شکل میگیره ولی بعدش سرعت فیک به شدت بالا می‌ره قبل اسمات ها هشدار میدم که اگه نمیخواین نخونین 🔞 Couples: +Namjin +Yoonmin +Vkook/ Kookv
Okara efu | ( آکانه) | VKOOK by thshsam
thshsam
  • WpView
    Reads 509,721
  • WpVote
    Votes 45,397
  • WpPart
    Parts 58
couple:vkook,namjin,secret genre:Omegaverse،action,mafia یه کلمه در زبان ایگبو هست به نام«Okara efu» یعنی کسی ک تورو کامل میکنه، وقتی که نباشه نصفه و نیمه میشی و زندگیت بی معنیه کیم تهیونگ انیگمای قدرتمندی که بر سه کشور ژاپن ،کره و روسیه حکمرانی میکرد سر یک لج و لجبازی جونگ کوک الفای خون خالصو مارک میکنه البته شاید فقط یک لج و لج بازی ساده درمیون نبود.
Darvin's Clover | VKOOK  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 21,136
  • WpVote
    Votes 2,335
  • WpPart
    Parts 26
┊Summary: شبدر داروین... کلمه غریبیه، وقتی اولین بار شنیدمش انگار همون کلمه ای بود که لازم بود بلندم کنه، کلمه ای که ما رو وارد دنیای شخصیت هامون میکنه... همه چیز از جونگکوک سیزده ساله ای شروع شد که هیچوقت فکرش رو نمیکرد، یه دوچرخه سواری ساده اینطور سایه تنهایی رو روی زندگی خودش و تهیونگ بندازه...حالا بیست سال، تاوان راضی کننده ای برای سرنوشته؟ ┊Teaser: _ باهام بخواب... _چ... جونگکوک جراتی به خودش داد و در حالی که تلاش میکرد نگاهش رو از عضلات مرد منحرف کنه با صدای بلند تری گفت: _ گفتم باهام بخواب! _ مطمئنی ولیعهد؟ من غریزه‌ی جنسی کنترل نشده ای دارم... نگاه مستقیم و مطمئنش رو به چشمهای تهیونگ داد و مثل خودش جواب داد: _ بذار من به فکر اون بخش باشم، من اولین بارمه...تو باید به فکر لذت بردن من باشی! تهیونگ که تمام این مدت فکر نمیکرد چنین چیزی رو ازش بشنوه، ابروهاش رو بالا فرستاد و نگاهش رو توی اتاق چرخوند: _ اینجا؟ کلی مهمون بیرونه! جونگکوک کت جینش رو روی تخت انداخت و در حالی که گره‌ی کش موش رو از پشت محکم میکرد، لبخندی پر از شرارت زد. _ دقیقا همینجا...حالا اون درو قفل کن و نشونم بده چی بلدی ببر وحشی! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, angst, smut ┊Couple: Vkook, Hopemin ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Saturday
call out my name.. by nazi__nkpr05
nazi__nkpr05
  • WpView
    Reads 61,594
  • WpVote
    Votes 2,904
  • WpPart
    Parts 25
خلاصه:تهیونگ پسری که تنها توی سئول زندگی میکنه و هیچی از رابطه جنسی نمیدونه و زندگی یه جوری براش میسازه که همسایه روبه روییش وارد زندگیش میشه.. کاپل:ویکوک ژانر:زندگی روزمره،هپی اند امیدوارم دوسش داشته باشین♥️