ArwenJaxel
- Reads 2,593
- Votes 508
- Parts 17
یه هیونگ، یه مکنه ...
یکی زودتر فهمید، یکی دیرتر پذیرفت .
بین شوخیهایی که زیادی جدی شدن و نگاههایی که زیادی طول کشیدن،
چیزی شکل گرفت که هیچکدومشون اسمش رو نمی اوردن
چون بعضی احساسات، وقتی ممنوع باشن،
بیشتر از همیشه خودشون رو نشون میدن .
وقتی یکی تبدیل به نقطه ضعفت بشه دیگه فرقی نمیکنه تو چقدر واسه پذیرفتنش انکار و واسه تو دامش نیوفتادن فرار کنی .
ولی تا کی میشه از یه احساس فرار کرد؟
سخن نویسنده : این نوشته ریل لایف و بیشتر نوشته ها از صحبتاییه که خود جیکوک توی مصاحبه ها ویدیو ها داشتن و البته جز اون صحبتا تغییراتی هم وجود داره که اضافه شده . امیدوارم ازش لذت ببرید و حمایت کنید چون اولین کار من اینجاست .💛
آپ : یکشنبه ، پنجشنبه