Sogol2016's Reading List
4 stories
fake love ❗عشق دروغین by khakestar
khakestar
  • WpView
    Reads 9,877
  • WpVote
    Votes 691
  • WpPart
    Parts 15
✨🩶 کوکـــویـــ کاپل فرعی: یونمین خلاصه: هر وقت اون پسر توی دردسر میوفتاد سر و کله ی یک مرد پیدا میشد.. مردی که به لبش پرسینگ درخشانی داشت و تهیونگ تنها چیزی که از اون مرد به یادش میومد... پرسینگش بود.. قسمتی از فیک: _فراموشت نمیکنم فرشته! نه دیشب رو.. نه پنج سال پیش رو... نه امروز رو! تهیونگ نفس نفس زنان اخرین کلمه ش رو هم گفت و بعد با سرگیجه، روی دو زانو روی زمین افتاد و اخرین تصویری که از اون مرد توی ذهنش موند؛ قدم های آهسته اش به سمت پیچ کوچه بود.. _تو برمیگردی! 🩶✨ پارت گذاری فعلا متوقف شده... به ردینگ لیستتون اضافه کنید تا هر وقت اپلود شد براتون اعلانش بیاد🫶
My beloved_  by ppwwillyest
ppwwillyest
  • WpView
    Reads 19,775
  • WpVote
    Votes 1,237
  • WpPart
    Parts 66
My beloved_ Pond Naravit is a cold, grumpy man who has never Know how to love someone. That all changes the day he crosses paths with Phuwin Tangsakyuen at a family event. Lively, bright, Phuwin completely takes over Pond's thoughts. No matter how hard he tries to resist, Pond constantly finds himself catching his own gaze drifting back to the captivating stranger. On the other hand, Pond's younger brother, William Jakrapatr, is a bratty heir who is used to getting absolutely anything he wants. He doesn't believe in love-until he lays eyes on Est Supha, Phuwin's fiercely independent older brother. Est is cute, lovely, and belongs to no one. But William makes up his mind instantly: no matter what it takes, he will make Est his. Two brothers. Two completely different paths to love. 💛 PondPhuwin 💛 💙 WilliamEst 💙 💚 GeminiFourth 💚 🧡 PerthSanta 🧡 🤎 JoongDunk 🤎 ✨ Author's Note: ✨ This is my very first story! I hope you all enjoy it and support me on this journey. Please note that English is not my first language, so there might be a few mistakes here and there. Thank you so much for your understanding and love! 💗🙏
Banny by ana19hita
ana19hita
  • WpView
    Reads 44,875
  • WpVote
    Votes 3,606
  • WpPart
    Parts 48
تهیونگ وقتی داشت داخل جنگل قدم می زد یه خرگوش کوچولو پیدا کرد که زخمی شده اول قصد نداشت بهش توجه کنه اما نتونست بی خیال خرگوشک بشه....... کاپل: تهکوک
Desiree | Vkook | Completed by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,914,763
  • WpVote
    Votes 136,934
  • WpPart
    Parts 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut