Zahrabts212's Reading List
9 histórias
بوی خاک بعد از باران  / Kookv de kimiikimi
kimiikimi
  • WpView
    Leituras 204,036
  • WpVote
    Votos 27,539
  • WpPart
    Capítulos 35
پایان یافته* *FICTION* بوی خاک پس از باران من فقط قرار بود یه امگای آنتی آلفا باشم که در نهایت با یه بتای خوشگل ازدواج میکنه و یه گروه ضد آلفا راه میندازه...❦︎ ولی نمیدونم چیشد که یهو.....༒︎ 𝒏𝒂𝒎𝒆 : 𝑠𝑚𝑒𝑙𝑙 𝑜𝑓 𝑠𝑜𝑖𝑙 𝑎𝑓𝑡𝑒𝑟 𝑟𝑎𝑖𝑛 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : 𝑘𝑖𝑚𝑖 𝒈𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑡𝑎𝑒𝑘𝑜𝑜𝑘,𝑜𝑚𝑒𝑔𝑎𝑣𝑒𝑟𝑠𝑒,𝑠𝑚𝑢𝑡,𝑟𝑜𝑚𝑎𝑛𝑡𝑖𝑐 *Complete *
ACROSS TIME  de baloot
baloot
  • WpView
    Leituras 1,212
  • WpVote
    Votos 153
  • WpPart
    Capítulos 7
ژانر:(رومنس،درام،سفر در زمان ) (هپی اند) کاپل ها:(تهکوک ،نامجین، یونمین ) خلاصه :سال ۲۰۲۶، یک پخش زنده زندگی جونگکوک را زیرورو می‌کند. او ناخواسته به گذشته سفر می‌کند، اما هم‌زمان جونگکوک پانزده‌ساله به آینده می‌آید و خود را روبه‌روی تهیونگ سی‌ساله و دیگر اعضای BTS می‌بیند. حالا دو جونگکوک در دو زمان متفاوت حضور دارند؛ اما آیا زمان اجازه می‌دهد این راز برای همیشه پنهان بماند؟ (شخصیت ساختگی در این فیک خلق نشده و تمام کسانی که از اون ها اسم برده میشه در دنیای واقعی با همون موقعیت اجتماعی وجود دارند ،پس اگر در مورد شخصیت ها ابهامی وجود داره فقط کافیه سرچ کنید)
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ de vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Leituras 209,200
  • WpVote
    Votos 17,684
  • WpPart
    Capítulos 83
• خـلاصـه: او نیمه‌ی دوم من در جسمی دیگر بود و از روزی که برای اولین بار چشم‌هایش را دیدم، می‌دانستم او را «قلب خارج از جسم» صدا خواهم زد. البته، اولین باری که تنها من، خیال می‌کردم اولین است! • بـرشی از داسـتان: - دوستت دارم، جئون تهیونگ. - منم دوست دارم، قلبِ جئون تهیونگ. - عاشقمم هستی؟ - عاشقت هم هستم، برات هم می‌میرم. ▸ 𝐍𝐚𝐦𝐞: AKOYA ▸ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: VKook ▸ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romanse, Drama, Angst, Smut ▸ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: @lSilvanal 🏅Fiction 🏅Drama 🏅Mystery 🏅رمنس 🏅فنفیکشن 🏅معمایی
Wrong Wish de xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Leituras 16,192
  • WpVote
    Votos 2,030
  • WpPart
    Capítulos 18
جونگکوک هیجده ساله، فکر نمی‌کرد وقتی آرزو کنه بدترین آرزوی کیم تهیونگ برآورد بشه، چشم هاش رو توی اتاق خواب مشترکشون باز کنه درحالیکه پنج ساله با کیم تهوینگ ازدواج کرده و یه پسر دارن و تهیونگ باورش نمی شد بدترین تصور زندگیش تبدیل به واقعیت شده زندگی با جونگکوک، پسری که ازش متنفره! میدونستی عزیزم؟ میدونستی بدترین آرزوی تو محال ترین آرزوی من بود؟  ⟡ 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: Kookv, Secret ⟡ 𝒈𝒆𝒏𝒓𝒆: Romance, Angst, Mystery‌. 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : Violet
𝐁𝐞𝐡𝐢𝐧𝐝 𝐓𝐡𝐞 𝐌𝐚𝐬𝐤彡 de vk7rose
vk7rose
  • WpView
    Leituras 25,896
  • WpVote
    Votos 2,162
  • WpPart
    Capítulos 35
°•⧉ BEHIND THE MASK | پشتِ‌نقاب ⧉•° ᯏ Coming soon ༢. ↜جئون‌جونگکوک، مأمور مخفی‌ای که گذشته‌اش رو به فراموشی سپرده حالا بعد از چندین سال بعنوان بادیگارد؛ وارد دنیای تاریک ویکتور می‌شه.. مردی با راز‌های تاریک، که نه تنها کشورها، بلکه زندگی‌ها رو زیر و رو می‌کنه. حالا، تو این بازی مرگبار، هیچ‌کسی از جهنم ویکتور فرار نخواهد کرد... ╾┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈╼ ـــ تو به چه قیمتی از من محافظت می‌کنی؟ + به همون قیمتی که حاضری برای اعتمادِ به من، بپردازی. + اگر یک روز بمیرم... بوی تو رو میدم؟ ـــ تو هیچ‌وقت نمی‌میری؛.. لااقل برای من. ╾┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈╼ 𑂭 Name: Behind the Mask 𑂭 Couple: Vkook | Namjin | Yoonmin 𑂭 Genre: Action | Drama | Smut | My stery 𑂭 Writer: ROSE RIEGROW ╾┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈╼ ꪻ #Fiction ᥍ #ComingSoon ᥍ #BehindTheMask ┈┈┈┈┈•❖•┈┈┈┈┈ •⋞ Vk7rose ≽•
𝗦𝗖𝗛𝗜𝗖𝗞𝗦𝗔𝗟 🤍❄️ de speech_Kim
speech_Kim
  • WpView
    Leituras 5,638
  • WpVote
    Votos 837
  • WpPart
    Capítulos 13
Name: 𝗦𝗖𝗛𝗜𝗖𝗞𝗦𝗔𝗟 ❄️🤍 couple: Namjin - Vkook - Hopemin Genre: Omegaverse - Mperg - Romance - Drama " 𝗛𝗮𝗽𝗽𝘆 𝗘𝗻𝗱 " امگای بارونی، با قلبی لرزون و چشم‌هایی که از ترس و تردید می‌درخشید، قدم به کوهستان سرد و برفی گذاشت، ورودی جنگل پوشیده از برف و نامه‌ی تو دست‌هاش مشخص می‌کرد نزدیک اون پکِ وهم‌آور شده! هوای یخ‌زده، گونه‌های رنگ‌پریده‌اش رو می‌سوزند و هر قدمی که روی برف‌های نرم و سنگین برمی‌داشت، صدایی خفه در سکوت ترسناک درخت‌ها طنین می‌انداخت و با صدای جغد و زوزه‌ی حیوانات ترکیب می‌شد. تنها و بی‌هیچ پشتیبانی، با دلی شکسته و امیدی لرزون به حرف دایی ناتنی‌اش اعتماد کرد؛ تنها بازمانده‌ از خانواده که سایه‌ای دور و محو از گذشته‌اش بود. جین می‌دونست که دیگه، برگشتن ممکن نیست. پشت سرش شهری بود که اون رو طرد کرده بود و پیش روی چشم‌هاش دنیایی ناشناخته و خشن، اما شاید، در اون کوهستان یخ‌زده، فرصتی برای شروع دوباره و پیدا کردن پکی که همیشه آرزوش رو داشت، به لطف تنها فرد باقی مونده از خانواده‌اش در انتظارش بود. برف روی شونه‌های ظریف و پهنش می‌نشست و رایحه‌ی بارونش با نسیم سرد کوهستان درهم مخلوط شده بود، انگار که طبیعت باهاش همدردی می‌کرد. با هر قدمی که برمی‌داشت، قلبش بین ترس و امید در نوسان بود.
𝒔𝒘𝒂𝒏 𝒔𝒐𝒏𝒈 & 𝒔𝒂𝒊𝒍𝒂𝒔 de thkook
thkook
  • WpView
    Leituras 11,286
  • WpVote
    Votos 990
  • WpPart
    Capítulos 28
دو افسر پلیس ڪہ زمانے عاشق هم بودند، در یڪ عملیات حافظه‌شان را از دست می‌دهند و از هم جدا می‌شوند. شش سال بعد، دوبارہ یڪدیگر را پیدا می‌ڪنند، اما هیچ‌ڪدام گذشته‌شان را بہ یاد نمی‌آورند. آن‌ها بہ دلایلے مجبور بہ یڪ ازدواج صورے می‌شوند، بی‌خبر از اینڪہ قلب‌هایشان، خیلے زودتر از ذهنشان، همدیگر را بہ یاد خواهند آورد. قصه‌ے ما قصه‌ے آواز قو بود، من موندم ولے تو ترڪم ڪردے بے صدا و دردناڪ 🦢🩶 𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝒔𝒘𝒂𝒏 𝒔𝒐𝒏𝒈 & 𝒔𝒂𝒊𝒍𝒂𝒔 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒌𝒐𝒐𝒌𝒗, 𝒚𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏
𝘼𝙢𝙤𝙧𝙖𝙣𝙨𝙞𝙖 🩶🩸 de speech_Kim
speech_Kim
  • WpView
    Leituras 3,622
  • WpVote
    Votos 256
  • WpPart
    Capítulos 8
Name: 𝘼𝙢𝙤𝙧𝙖𝙣𝙨𝙞𝙖🩶🩸 couple: vkook - yoonmin - namjin Genre: Criminal - romance - drama " 𝗛𝗮𝗽𝗽𝘆 𝗘𝗻𝗱 " ? :) "آمورانسیا" قصه‌ی عشقی بود که همیشه یک قدم از رسیدن فاصله داشت. عشقی که گاهی در سکوت رشد می‌کرد، در نگاه‌های دزدیده‌شده جان می‌گرفت و در دلِ دل‌تنگی، آروم آروم می‌سوخت. شاید اینجا شهر خواستن و نرسیدن باشه، شاید چشم‌پوشی از خود برای لبخند معشوق، زنده‌کردن خاطراتی که درد دارن، اما شیرینن و زندگی‌کردن با خیال کسی که دیگه نیست، اما هنوز وجود داره در قلب، در خاطره، در هر ضربان. جونگ‌کوک، پسر سر به‌هوای فرمانده جئون، به‌خاطر سوءتفاهمی ساده وارد بازی خطرناکی شد؛ بازی‌ای که به دست پسرعمه‌اش، سرگرد مین یونگی، و سروان تازه‌وارد، کیم تهیونگ، چیده شده بود. قرار بود طعمه‌ی پرونده‌ای بشه که هیچ آینده‌ای براش نوشته نشده... نه برای مجرم، نه برای مأمور، و نه برای قلبی که بی‌صدا عاشق شد!
+mais 11
Collapse | VKOOK de dibaphg
dibaphg
  • WpView
    Leituras 301,426
  • WpVote
    Votos 16,683
  • WpPart
    Capítulos 51
Collapse ~ فروپاشی ❖ کاپل ⇐ ویکوک ❖ ژانر ⇐ درام، جنایی، اکشن، معمایی، انگست، اسمات ❖ روزهای آپ ⇐ یکشنبه ها ❖ نویسنده ⇐ Diba جئون جونگکوک، وکیل والا مقام های شهر سئول برای پیدا کردن خواهر گمشده‌اش و رو کردن دست آدمهایی که از شغل و جایگاهشون برای منافع کثیفشون استفاده میکنن به سراغ کیم تهیونگ، مردی که سه سالِ نگاه جوونش رو بخاطر به گردن گرفتن جرم پسر شهردار کیم پشت میله های سرد زندان پیر کرده میره...مجرم بیگناهی که با پا گذاشتن تو مسیر اون وکیل یاغی، بعد از سالها خونه ی امنش رو پیدا میکنه، خونه ای که آوار شدنش آغازگر فروپاشی یک عشق خواهد بود... بخشی از فیــکـــ: _ جونگکوک...اگه نمیخوای... _ مطمئن باش اگه نمیخواستمت هیچ وقت بهت اجازه نمیدادم تا این حد پیش بری، دلباخته‌ی جونگکوک. دلباخته بود...واژه ای که به درستی از دهان پسر برای توصیفش بیان شده بود...دلباخته ای که دلش رو به سراب وجود ابدی یک وکیل باخته بود.