می‌خوام بخونم
22 stories
My Angel  by A_teko
A_teko
  • WpView
    Reads 51,892
  • WpVote
    Votes 5,868
  • WpPart
    Parts 35
پایان یافته. چی‌میشه اگه یونگی و جیمین با سه تا بچه در آستانه طلاق باشن و یه روز یونگی به خودش بگه کاش به عقب برگردم و... بوم! یونگی ۱۸ ساله حالا باید همکلاسی دوقلوهاش بشه و زندگیش رو از زاویه دیگه‌ای نگاه کنه... تهش قراره چی بشه؟ جیمین از خر شیطون پایین میاد و از فکر طلاق درمیاد یا نه یونگی باید دوباره خودشو به همسرش ثابت کنه؟! دوستان فیک اقتباسی از سریال دوباره ۱۸سالگی (ساخت کره) هستش. کاپل: یونمین ساید کاپل: نامجین + تهکوک
Risk it all by ErienneKim0
ErienneKim0
  • WpView
    Reads 34,636
  • WpVote
    Votes 2,750
  • WpPart
    Parts 22
جونگکوک بچه‌ی درس‌خونی بود که بدون درست کردن هیچ مشکلی، همیشه به حرف پدر و مادرش گوش می‌کرد. مسیر همیشگی‌اش، دانشگاه به خونه و برعکس بود. اون هیچ تفریحی نداشت و از این اوضاع خسته شده بود. برای همین جیمین، صمیمی‌ترین دوستش، اون رو به یک مسابقه‌ی رالی غیرقانونی برد و اونجا بود که کیم تهیونگ رو ملاقات کرد. از وقتی اون راننده‌ی جذاب رو دیده بود زندگی‌اش عوض شده بود و اون پسر داشت مسیر زندگی‌اش رو به‌ کل تغییر می‌داد...
Eight ∥ هشت {VKook, YoonMin} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 144,227
  • WpVote
    Votes 444
  • WpPart
    Parts 1
#Full 🔥تمامی پارت‌ها در تلگرام آپلود شدن در هیاهوی جام کشورهای آسیا، مرد جوان و خوش‌آوازه‌ای به اسم جئون جونگ‌کوک، کاپیتان نسل طلایی تیم فوتبال سئول (Seoul FC) بازیکن برتر ملی‌پوش کره‌ی جنوبی شد. کاپیتان جئون، الگوی سختکوش و نجیبی که صاحب به یادماندنی‌ترین لحظات نسل اخیر بازی‌های جهانی بود، تنها بازیکن کم سن و سالی محسوب می‌شد که هیچکس قادر به دریافت شوت‌های قدرتمندش و از جمله ضربه‌های پنالتی هوشمندانه‌اش نبود؛ هیچکس... به جز، یک نفر! تاناکا تاکه‌ئو (کیم تهیونگ) یا "وطن‌زده"ی معروف، تنها رقیب شکست ناپذیر کاپیتان و نابغه‌ای در دروازه‌ی ژاپن که دردسر بزرگ زندگی آروم جونگ‌کوک شد... داستانی جدید به قلم نویسندگان ناول "موسیو" ، ماریشکا و سارا اِی‌سی ༺ Liberté Novels ༻ Name: Eight نام داستان: هشت Couple: VKook, YoonMin کاپل‌ها: ویکوک، یونمین Sport, Romance, Smut, Social criticism ورزشی، عاشقانه، اسمات، نقد اجتماعی ■ A Novel by MariShka & Sara ac ■
Touch(vkook)لمــــس by faeze615
faeze615
  • WpView
    Reads 72,544
  • WpVote
    Votes 3,346
  • WpPart
    Parts 31
((تکمیل شده)) چی میشه اگر دوتا قطب مخالف بهم بخورن... -اخه تو همه چی تمومی چرا باید اختلال جنسی داشته باشی -هرکسی یجوره دیگه ... به توام نمیاد اختلالی داشته باشی -عاح مشکل من یجورایی عجیبه من از زیاد بودنش عاصی شدم -یعنی چی -یعنی همش سیخه ! پقی زدم زیر خنده ... وای خیلی بانمکه با انگشتش نشونش داد که همش سیخه اسم فیکشن:لمس Touch کاپل ها : تهکوک و یونمین و ..... ^◡^ ژانر:عاشقانه-اسمات-انگست-روانشناسی تکمیل شده ^◡^ #ویکوک #تهکوک #یونمین #اسمات #بی_تی_اس #انگست #عاشقانه #نامجین
Gambling by Naji_jiji
Naji_jiji
  • WpView
    Reads 91,590
  • WpVote
    Votes 7,605
  • WpPart
    Parts 44
▪︎Complete▪︎ ະFɪᴄ Nᴀᴍᴇ ᯓ Gambling ະGᴇɴʀᴇ ᯓ BDSM, Sᴍᴜᴛ, Aɴɢsᴛ ະCUP ᯓ VKᴏᴏᴋ هیچی نداشت بگه، اون همه چیزش رو باخته بود حتی آخرین سرمایه اش یعنی خودش، روحش و بدنش رو به کیم تهیونگ باخته بود. چی پیش خودش فکر کرده بود که میتونه با کینگ دربیافته؟ پشیمونی؟ فایده ای نداشت اون فقط الان میتونست از ثانیه های اخر آزادیش برای نفس آخر زندگی کنه سه دو یک -تو مال منی جئون جونگکوک اعتیاد همیشه میتونه تمام زندگیت رو به باد بده حتی اگه اعتیاد به قمار باشه.
Datura by moonshadow_fic
moonshadow_fic
  • WpView
    Reads 556
  • WpVote
    Votes 41
  • WpPart
    Parts 9
[ completed ] وقتی دنیات توی سیاه و خاکستری خلاصه می‌شه، دنبال هر رنگی می‌گردی تا بهش تنوع بدی. حتی اگه اون رنگ، قرمزی خون یک آلفا باشه! *** دنیای منزجرکننده‌‌ی جونگ‌کوکِ امگایی که از ساده‌ترین حقوقش هم منع می‌شد، حالا در حال فروپاشی بود! آلفاها عین گرگ زخمی درحال فرار کردن، قایم شدن و مردن بودن... دنیای جونگ‌کوک مزین به رنگ خون شده بود و... لذت‌بخش بود! *** " این یک هشدار جدی برای آلفاهاست! تعداد زیادی از امگاها دچار بیماری هاری شده و به آلفاها حمله می‌کنند، گلوی اون‌ها رو با دندون بریده و گوشتشون رو تکه تکه می‌کنند! فرار کنید، پناه بگیرید، از امگاها دوری ‌کنید و زنده بمونید. " صدای اخبار، همزمان با رفتن برق‌ها خاموش شد. اما برق چشم‌های امگا همچنان روشن باقی مونده بود... _ واقعا داری از این موضوع لذت می‌بری؟ _ تو از قدرت لذت نمی‌بری؟ _ نه جونگ‌کوک! اگه قرار بود ما هم مثل اونا باشیم پس چه فرقی باهاشون داریم؟ اون شوهرتو کشته لعنتی! و تو بهش جا و مکان و غذا دادی؟ چطور می‌تونی انقدر نابود و قابل ترحم باشی؟
Can't believe my eyes ::.. ✔ by btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    Reads 56,524
  • WpVote
    Votes 9,387
  • WpPart
    Parts 12
- نمیتونم چشم هام رو باور کنم! - ~.~.~ جونگکوک همین الانش هم شک نداشت که قراره تمام تعطیلات تابستون، کنار پنجره ی اتاقش منتظر بشینه تا خانواده ش دوباره به یکی از سفر های معاملاتی‌ِ دو-سه روزه شون برند و اون بتونه دوباره مرد نویسنده ی ساختمون رو‌به‌رو رو به اتاقش دعوت کنه! ~.~.~ ژانر : ( فول سمات / زندگی روزمره / کمدی / ... ) کاپل(ها) : اصلی ◀ تهکوک فرعی ◀ ندارد و نخواهد داشت.
Cinderella || سیندرلا {VKook} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 6,132
  • WpVote
    Votes 1,084
  • WpPart
    Parts 17
🔴 #Full 🔴 داستان از شبی شروع می‌شه که جئون جونگکوک، طراح لباس خودشیفته و معروف فرانسه به رستوران می‌ره اما آقا دزده‌ی جذاب و کمی- فقط کمی- خنگ قصه‌مون، جناب کیم تهیونگ، کیفش رو می‌قاپه! اما سرنوشت، اون‌ها رو دوباره مقابل هم قرار می‌ده. و این‌بار، توی اتاق پرو فروشگاه! اگر به دنبال یه انمیز تو لاورز مدرن در قلب شهر عشاق می‌گردید، سیندرلا اینجاست تا برای لحظاتی خنده به لبتون بیاره. ==== - یه دليل بهم بده تا به پلیس زنگ نزنم. تهیونگ صدایی از روی فکر کردن درآورد: - خب... اهم... یه دلیل می‌خوای؟ من هزار دلیل بهت می‌دم! اولیش باسن... چیز یعنی بدنم! دومیش زبونم... جونگکوک کلافه گفت: - ادامه نده. - سومیش قلبم که شکسته! چهار... ༺ Liberté Novels ༻ Name: Cinderella نام داستان: سیندرلا Couple: Vkook کاپل: ویکوک Romance, Slice Of Life, Fluff, Comedy, Smut عاشقانه، روزمره، فلاف، کمدی، اسمات ■ A Multishot/AU By Vnice & Mastane ■
𝂡Aegis [Kookv] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 33,086
  • WpVote
    Votes 4,538
  • WpPart
    Parts 20
࿐[کامل شده] دیدید می‌گن صبر کن اصلش برات پیدا بشه، آدم می‌شی؟ فکر می‌کنم داستان زندگی امگای سرکش و لاتِ چاله‌میدون قصه‌ی ما هم همین باشه... یه انیگمای از همه‌جا بی‌خبری که قراره تلپی بیفته روی زندگی پسر چموش و شیطونِ ما و اون رو به راه راست هدایت کنه؛ البته اگه مجبور نشه کشون‌کشون از گوشش بگیره و اون رو بدون توجه به غرغرهاش دنبال خودش بکشونتش... ولی خب... شاید اگه تهیونگ می‌فهمید بلافاصله بعداز اولین دیدارشون و مسخره‌کردن انیگما به‌خاطر مشکلش چطور قراره درگیر عشقش بشه، هرگز برای اولین دیدار تند نمی‌رفت. _______________༺Aegis༻_______________ ✤ganer: Omegaverse, Romance, Angst, Smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
𝐌𝐲 𝐊𝐢𝐭𝐭𝐲 by CallmeTVanilla
CallmeTVanilla
  • WpView
    Reads 126,421
  • WpVote
    Votes 11,572
  • WpPart
    Parts 23
[*کامل شده*] جونگکوک 18 ساله حتی فکرشم نمیکرد وقتی بخاطر دعواش و کات با دوست دخترش به شدت عصبانی بود و تصمیم گرفت توی بارون پیاده قدم برداره. با یه گربه‌ که خیس از اب شده روبه رو بشه. حتی خودشم از تصمیم ناگهانی که گرفت و گربه رو نگه داشت شکه بود ولی اون که نمیدونست همین گربه قراره در اینده خیلی شکه‌ش کنه و همینطور قراره خیلی چیزا با وجودش تغییر کنه :) _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. 𝙲𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎: 𝚅𝙴𝚁𝚂 𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴𝚂: 𝚁𝙾𝙼𝙰𝙽𝙲𝙴, 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵, 𝙷𝚈𝙱𝚁𝙸𝙳, 𝙷𝙰𝙿𝙿𝚈 𝙴𝙽𝙳𝙸𝙽𝙶 .................