All I read in wattpadツ
67 stories
GREEN 💚🌱 by winter_village
winter_village
  • WpView
    Reads 388
  • WpVote
    Votes 41
  • WpPart
    Parts 1
꧁ 𝑮𝑹𝑬𝑬𝑵 ꧂ -من یه هیولام. -چطور تونستم امگام رو از بین ببرم؟ -آپا مامانی کجاست؟ -مامانی ما رو دوست نداشت؟ ༺𝑶𝑵𝑬 𝑺𝑯𝑶𝑻༻ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝐊𝐎𝐎𝐊-𝐇𝐎𝐏𝐄 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑟𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 / 𝑎𝑛𝑔𝑠𝑡 / 𝑜𝑚𝑒𝑔𝑎𝑣𝑒𝑟𝑠𝑒 / 𝑠𝑎𝑑 𝑒𝑛𝑑 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : #𝐡𝐚𝐧𝐚 ___💚 𝑻𝑬𝑳 : 𝑾𝑰𝑵𝑻𝑬𝑹 _ 𝑽𝑰𝑳𝑳𝑨𝑮𝑬 💚🌱
Endless February ~|| Sope Au  by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 3,270
  • WpVote
    Votes 475
  • WpPart
    Parts 17
یکشنبه روزی معمولی بود. روزی تعطیل که افرادِ شاغل تمام هفته انتظارِ فرارسیدنش رو می‌کشیدند. روزی که زوج‌هایی که به تازگی باهم وارد رابطه شده بودند، سر قرار می‌رفتند و با هدایایی همدیگه رو سرِ ذوق می‌آوردند. روزی که خانواده‌ها دور هم جمع می‌شدند و بوی غذا و صدای خنده‌ها حیاطِ پشتی‌اشون رو پر می‌کرد. روزی که بچه‌ها از شادیِ تمام شدن تکالیفشون به بازی با عروسک یا حیوانات خانگی‌اشون مشغول می‌شدند و دقیقا همون روزی که خبر یک جنایت ریشه‌ی ترس رو در دل‌های زیادی گره زد. روزی که مین یونگی، افسر عالی رتبه و خلبان تک‌خال سابق جت‌های نظامی به جنایتی اعتراف کرد و همه‌ی اخبار و مقالات از پیدا شدن قاتل دو مرد که مدتی پیش به قتل رسیده بودند، خبر دادند. همه‌ی این‌ها در یک یکشنبه‌ معمولی اتفاق افتاده بود. ----❦ 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: فوریه بی‌انتها 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: جنایی، روانشناسی، عاشقانه
Carry On ~|| Sope Au Persian Translation  by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 1,741
  • WpVote
    Votes 447
  • WpPart
    Parts 17
جانگ هوسوک، بدترين پسر برگزیده‌ایه كه تاكنون برگزیده شده! اين چیزیه كه یونگی، هم اتاقى اون می‌گه و شايد یونگی آدمی شرور، عوضى و یک خون‌آشام باشه؛ اما احتمالا درست مى‌گه. نيمى از اوقات، هوسوک حتى نمى‌تونه از چوب دستى‌اش استفاه کنه و در نيم دیگر اوقات، همه چیز رو به آتیش مى کشه. مدیر مدرسه اون رو ناديده مى گیره، دوست دخترش با‌هاش بهم زده و هيولايى جادوخوار با صورت اون در دنياى جادو مى‌چرخه. یونگی می‌تونست از تمام اين اتفاقات به نفع خودش استفاده کنه؛ اما اگر اینجا بود... اون‌ها آخرين سالشون در مدسه جادوگری واتفورد رو می‌گذرونن، در حالى كه دشمن قسم خورده‌اش، مین یونگی، حتى براى ترم جديد حاضر نشده. ----❦ 𝘰𝘯 𝘨𝘰𝘪𝘯𝘨 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: ادامه بده 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ 𖦹 ᴜᴘ ᴅᴀʏ: سه‌شنبه‌ها 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: جادویی، عاشقانه، ماوراطبیعی 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی
my doll doesn't smile(هوپگی) by mahnaz23
mahnaz23
  • WpView
    Reads 38,134
  • WpVote
    Votes 5,415
  • WpPart
    Parts 32
(پایان یافته) جیهوپ پسری که درگیر مشکلات زندگیشه و متوجه میشه توی روابط جنسی ضعف داره... آیا یه دوست جدید میتونه کمکش کنه؟ کاپل:هپگی/ سپ ژانر:اسمات،روانشناسی، یه کوچولو هیجان انگیز،انگست
For you | sope by sokigirl7
sokigirl7
  • WpView
    Reads 7,805
  • WpVote
    Votes 1,963
  • WpPart
    Parts 21
-عجیبه... هر بار جون رئیس مین به خطر می‌افته، انگار عقل از سر هوسوک می‌پره. بدون یه لحظه فکر کردن، حاضره جونشو براش بده. +همه‌مون همینیم احمق. این شغل ماست، یادت رفته؟ -نه... برای هوسوک فرق داره. برای اون، این فقط یه شغل نیست. هوسوک بی‌رحم‌ترین بادیگارد یونگیه؛ کسی که همه ازش حساب می‌برن، هیچ‌وقت پا پس نمی‌کشه و از هیچ‌کس نمی‌ترسه. البته هر بار یونگی وارد اتاق می‌شه، زانوهاش یه لحظه سست می‌شن... ولی خب، اینو دیگه لازم نیست کسی بدونه. بعد از مرگ پدر و مادرش حینِ خدمت به خانواده‌ی مین، هوسوک توی همون عمارت بزرگ می‌شه. با شیطنت‌ها، پررویی‌ها و سماجت‌های همیشگیش، کم‌کم برای خودش توی فکر و دل یونگی جا باز می‌کنه. تا اینکه یه اتفاق، همه‌چی رو زیر و رو می‌کنه.
Heartless  | sope by sokigirl7
sokigirl7
  • WpView
    Reads 17,050
  • WpVote
    Votes 3,039
  • WpPart
    Parts 23
وقتی رئیس جانگ هوسوک ازش خواست برای یه مراسم عروسی خانوادگی همراهیش کنه ، هوسوک هیچ وقت فکرش رو نمی‌کرد با پذیرفتنش توی چنین دردسر بزرگی بیفته. مراسمی که قرار بود، هوسوک توش نقش دوست پسر واقعی رئیسش رو بازی کنه، و در مقابل حقوق یک سالش رو بگیره، با پیدا شدن سر و کله مین یونگی، پیچیده می‌شه. عوضی سرد و بی‌رحمی که هیچ‌جوره حق نداره این‌قدر جذاب باشه. همه می‌گن یونگی یه جامعه‌ستیزه که هیچ احساسی نداره. هوسوک هم باورش کرده. ولی نمی‌تونه ازش دور بمونه. وقتی این سفر خانوادگی تبدیل می‌شه به کابوسی از خیانت، آدم‌ربایی و قتل، هوسوک مجبور می‌شه برای حفظ سلامت روانش به یونگی تکیه کنه. می‌شه به یه جامعه‌ستیز بی‌احساس و کنترل‌گر اعتماد کرد؟ می‌تونه بعد از برگشتن به زندگی عادی، فراموشش کنه؟ اصلاً کسی که احساس نداره، می‌تونه عاشق بشه؟ Heartless | Sope ، Namjin ♡عنوان: بی رحم ♡کاپل اصلی: سپ ♡کاپل فرعی: نامجین ♡ژانر:جنایی، اکشن، رمنس، اسمات، درام
UNATTAINABLE by aypari
aypari
  • WpView
    Reads 9,347
  • WpVote
    Votes 1,652
  • WpPart
    Parts 28
{COMPLETED} یه اتفاق ناخواسته.... یه دوستی اشتباه.... شایدم یه عشق اشتباه.... دویست سال زندگی.... . . . . چی میشه کیم نامجون به خاطر دوست صمیمیش تبدیل به یه ومپایر بشه و تمام زندگیش رو از دست بده؟؟ حالا بعد از گذشتن دویست سال، میتونه زندگیش رو از نو بسازه؟؟ میتونه به خاطر نواده هایی از نسل خودش، ریسک انسان شدن رو به جون بخره؟؟ اصلا انسان شدن، ارزش دوباره درد کشیدنش رو داره؟؟ . . . . _💜به هفتمین بوک من خوش اومدید💜_
death spell by nbalaghi2014
nbalaghi2014
  • WpView
    Reads 20,760
  • WpVote
    Votes 2,658
  • WpPart
    Parts 24
𝓓𝓮𝓪𝓽𝓱 𝓼𝓹𝓮𝓵𝓵࿐ کی فکرش رو میکرد یه طلسم باعث بشه زندگی ۷ تا پسر زیر و رو بشه ، طوری که برای نجات زندگی خودشون و دیگران با یک طلسم به نام " طلسم مرگ " مبارزه کنن . فقط برای ادامه اینده ای که معلوم نیست بهش میرسن یا نه... کاپل ها : نامجین ، سپ ، ویکوک ژانر : تخیلی وضعیت اپ : تمام شده
Last Heir ~|| Sope, Namjin  Au [ ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ ]  by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 7,297
  • WpVote
    Votes 1,034
  • WpPart
    Parts 27
آغازِ دهه دو هزار، شروع یک تاریخ تلخ برای قبلیه گرگ‌ها بود. آغازِ یک نسل کشی. در شبی که ماه ناقص بود و نورِ زیباش به دستِ خورشید پوشیده شده بود، در سیاهی مطلقِ آسمون، جنگ بزرگی صورت گرفت. حمله‌ای به قبیله گرگ‌ها از سمتِ جادوگر و خون‌آشام‌های متحد شده، موجبِ مرگِ افرادِ زیادی شد. جادوگرها، آلفا و بتاها رو ضعیف می‌کردند، توانایی جنگیدن رو از اون‌ها می‌ربودن و خون آشام‌ها، با لذت بردن از هر ثانیه، به سلاخی امگاها و نابود کردنشون می‌پرداختن. در اون شب نحس، یکی از چهار قبیله گرگ‌ها نابود شد و دو قبیله‌ی دیگه آسیب دیدند، تنها قبیله‌ای که کسی رو از دست نداد، قبیله‌ی مین بود. قبیله‌ای که توسطِ آلفای جوان مین یونگی و لونای محبت دیده‌اش، جانگ هوسوک، محافظت شد و افراد طایفه‌اش سالم موندند. اما پس از گذشتِ هفت سال، پیشبینی و رویاها از آغازِ جنگی دیگه خبر می‌دادند، جنگی که این بار ترسناکتر بود.. ----❦ 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: آخرین وارث 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ، نامجین 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: امگاورس، امپرگ، عاشقانه، انگست ملایم
Maybe we're each other destiny ~|| Sope Au  [ ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ ]  by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 11,795
  • WpVote
    Votes 2,011
  • WpPart
    Parts 37
'احساسات متغییرن.' این شعارِ یونگی توی کل زندگی‌اش بود. وقتی توی دورانِ دبیرستان از یکی خوشش اومد، برای به دست آوردنش تلاشی نکرد چون احساسات یکسان نمی‌موندن. وقتی توی دانشگاه شیفته‌ی همکلاسی پر سروصدا و زیباش -جانگ هوسوک- شد، فقط مثل یه احمق از دور به تماشاش نشست چون هنوز هم، احساسِ آدم‌ها عوض می‌شد، گرچه، وقتی بعد از هفت سال دوباره هوسوک رو‌ می‌بینه و موجِ عواطف بهش حمله می‌کنن، متوجه می‌شه که، یک سری از احساسات دستخوش تغییر نمی‌شن. ----❦ 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: شاید ما سرنوشت همدیگه‌ایم 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: تکستینگ، انگست ملایم، عاشقانه 🥇In #یونسوک