YJ07C41's Reading List
39 mga kuwento
UNWANTED HUSBAND ni aypari
aypari
  • WpView
    Reads 7,039
  • WpVote
    Mga Boto 1,314
  • WpPart
    Mga Parte 16
+فراموش نکن که یه همسر ناخواسته ای.... -منم همچین عاشقت نبودم که اینطوری میگی.... +حتی نمی‌تونی توجه یه بچه رو داشته باشی، اصلا تلاشی هم میکنی؟؟ -چرا فکر کردی پسرت قراره به راحتی عاشق ناپدریش بشه؟؟ +نذار هاجون بهت وابسته بشه، تو فقط موقتی اینجایی.... -پس بالاخره موافقت کردی و قراره ازم طلاق بگیری.... /چی باعث شده فکر کنید گفتن اینکه طلاق می خواید کافیه و من اجازه میدم از هم جدا شید؟؟ &یونگی بهترین گزینه برای ازدواج با تو بود، قدرش رو بدون.... #انقدر باهاش بحث نکن، اون الان همسرته و لایق احترام.... ¥اگه یه ذره سیاست داشتی الان مال خودت کرده بودیش.... £تعجب میکنم چطوری تا الان لمست نکرده.... ∆بهم نگو که عاشقش شدی.... . . ‌. . _💜به دهمین بوک من خوش اومدید💜_
Wrong Night || sope AU ni _roshana_
_roshana_
  • WpView
    Reads 5,157
  • WpVote
    Mga Boto 1,044
  • WpPart
    Mga Parte 20
یونگی به پول نیاز داشت. به پول زیاد. اونقدر که شغل پاره‌‌وقتش کفاف هزینه‌هاش رو نمی‌داد و دنبال یه منبع درآمد بهتر می‌گشت تا بدهی‌هاش رو صاف کنه. در چنین شرایطی بود که بهترین دوستش، سایت«رفاهِ استعدادهای درخشان» رو بهش معرفی کرد و یونگی از همه جا بی‌خبر، توی این سایت ثبت‌نام می‌کنه. سایتی که در پشت پرده به آیدل‌های سینگل، خدمات جنسی ارائه می‌داد. و هوسوک، رپر و دنسر معروف، یکی از درخشان‌ترین استعدادهایی بود که گاهی به دنبال رفاه خودش، در اون سایت می‌چرخید. نام: شب اشتباه ژانر: فیک چت، برشی از زندگی، عاشقانه، فلاف کاپل‌ها: سپ، نامجین، کوکمین
For you | sope ni sokigirl7
sokigirl7
  • WpView
    Reads 9,319
  • WpVote
    Mga Boto 2,262
  • WpPart
    Mga Parte 22
-عجیبه... هر بار جون رئیس مین به خطر می‌افته، انگار عقل از سر هوسوک می‌پره. بدون یه لحظه فکر کردن، حاضره جونشو براش بده. +همه‌مون همینیم احمق. این شغل ماست، یادت رفته؟ -نه... برای هوسوک فرق داره. برای اون، این فقط یه شغل نیست. هوسوک بی‌رحم‌ترین بادیگارد یونگیه؛ کسی که همه ازش حساب می‌برن، هیچ‌وقت پا پس نمی‌کشه و از هیچ‌کس نمی‌ترسه. البته هر بار یونگی وارد اتاق می‌شه، زانوهاش یه لحظه سست می‌شن... ولی خب، اینو دیگه لازم نیست کسی بدونه. بعد از مرگ پدر و مادرش حینِ خدمت به خانواده‌ی مین، هوسوک توی همون عمارت بزرگ می‌شه. با شیطنت‌ها، پررویی‌ها و سماجت‌های همیشگیش، کم‌کم برای خودش توی فکر و دل یونگی جا باز می‌کنه. تا اینکه یه اتفاق، همه‌چی رو زیر و رو می‌کنه.
𝗗𝗔𝗚𝗚𝗘𝗥 | 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞  ni vkfic_
vkfic_
  • WpView
    Reads 1,161,123
  • WpVote
    Mga Boto 130,630
  • WpPart
    Mga Parte 47
هیچوقت حتی توی بدترین کابوس‌هام هم فکر نمی‌کردم برادر ناتنی‌ای که جدیداً زیاد درموردش صحبت می‌شد جفتی باشه که سرنوشت برام انتخاب کرده. جئون جونگکوک، یه آلفای مغرور که از ازدواج پدرش با کیم ته‌هی ناراضیه و اون زن رو یه هرزه می‌دونه، اما هیچ‌وقت حتی به ذهنشم نرسیده بود که پسر همون زن، یه آلفای خون‌خالص، جفتش باشه ... یعنی کیم تهیونگ. «تو یه بی شخصیتی که رایحه‌ش حالمو بهم میزنه.» Dagger [ خنجر ] Couple : Taekook , Namjin , Sope تهکوک ، نامجین و سپ [ شیپ یونگی و هوسوک ] Genre : Omegaverse , Action , Romance , Smut Writer : Mahla Instagram : Vkfic_ Telegram : Tkfic Start:1404,01,01 تایم آپ نامنظم
𝑴𝒚 𝒘𝒆𝒓𝒆𝒘𝒐𝒍𝒇 𝒅𝒂𝒅𝒅𝒊𝒆𝒔🐺🪽 ni jikook9740
jikook9740
  • WpView
    Reads 441,481
  • WpVote
    Mga Boto 20,505
  • WpPart
    Mga Parte 60
"برشی از رمان📃🌱" جیمین:ددیییییی. تهیونگ:چی شده پسرم چرا داری باز نق میزنی؟ جیمین:خو ددی از وقتی هانول اومده فقط به اون توجه میکنید مگه من بیبی تون نیستم؟ ددی کوک با خنده از پشت بغلم کرد و آروم دم گوشم پچ زد:تو همیشه پسر کوچولوی ما میمونی...فرشته کوچولوی من.🍼🐥 ☆ ☆ ☆ "تروپ داستان🌱" جیمین کوچولوی قصه ما،یه لیتل کیوت شیرینه که بخاطر مشکلات زندگیش از خونه خودش فرار میکنه.و حالا...تو این مسیر به یه زوج مافیایی برخورد میکنه،ینی کیم تهیونگ و جئون جونگکوک. اما...اون دوتا انسان های عادی نیستن...ینی جیمین کوچولو میتونه به اونا اعتماد کنه؟✨️ کاپل اصلی فیک:ویمینکوک🐰🐥🐻 کاپل فرعی:نامجین،سپ ژانر کلی:بی دی اسم ام،تریسام،عاشقانه،صافت،تخیلی،گرگینه ای. نویسنده:M.S "این اولین فیک منه و پر از اشکاله،سر فرصت حتما این فیک ادیت میشه🫠✨️" "امیدوارم از خوندن فیک من،لذت کافی رو ببرید🎀" #BDSM #Daddy #Little #Vminkook
🍷|ᴛʰʳᵉᵉ sᵗʳᵃⁿᵍᵉʳˢ|• [vkookmin] ni FictionaryNotes
FictionaryNotes
  • WpView
    Reads 201,768
  • WpVote
    Mga Boto 19,764
  • WpPart
    Mga Parte 30
"جئون جانگکوک رقصنده اختصاصی بار رو دید و محو زیبایی اون شد ..." "چی میشد اگ این رابطه سه نفره میشد..." "چی میشد اگ همزمان دو نفر عاشق یک نفر میشدند..." ᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥ آهستگی سمت مبل حرکت کرد و شروع کرد به حرف زدن +چطوره اون ناله ها و رقصهایی که معشوقت روت انجام داده روی من تمرین کنی چطوره؟ چشمای کوکی گرد شد و نفساش به شمارش افتاد اون ازش چی میخواست ن نکنه ک... ᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥ "من بدنتو اونقدر غرق عشق میکنم تا کاملا مست بشی" +با شنیدن این جمله تمام بدنش لرزش خفیفی گرفت _برو به جهنم لعنتی من به معشوقم خیانت نمیکنممم +به نفعته زیرم باشی جئون وگرنه معشوقت زنده نمیمونه ᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥ •نام⸙ ͎.: #ThreeStrangers •ژانر⸙ ͎.: ددی کینک/تریسام/اسمات/جنایی •کاپل⸙ ͎.: ویکوکمین •نویسنده⸙ ͎.: #سحر •رده سنی⸙ ͎.: +۲۱ #کامل
MY HOSEOK,MY MATE ni mahtahell
mahtahell
  • WpView
    Reads 11,039
  • WpVote
    Mga Boto 1,854
  • WpPart
    Mga Parte 17
با زیبای معصوم شمال،جانگ هوسوک و الفای شورشی شرق مین یونگی اشنا بشید. یکی که نمیدونه چطور عشق بورزه و یکی که هرگز تسلیم نمیشه.
Novel Lover ni ARNA1330
ARNA1330
  • WpView
    Reads 9,251
  • WpVote
    Mga Boto 1,111
  • WpPart
    Mga Parte 15
[کامل شده♡] نام فیک: Novel lover خلاصه: جیمین امگایی که عاشق خوندن رمان های مافیایی و عاشقانه است..همونایی که یه آلفای پولداری که یه عمارت بزرگ داره و خلافکاره امگارو میدزده ... همونایی که یه قیافه ی فوق هات با رگای برجسته و هیکل گنده و سیکس پک و قدبلندی دارن..و آره جیمین عاشق همچین رمان هاست و شب و روز چشماشو برای خوندن این رمانا کور میکنه...و حالا معتقده پسری که پشت میز این دکه نشسته و زیرزیرکی نگاهش میکنه یکی از همون پسراس..شاید حدسش اونقدرم دور نباشه؟!👀 کاپل: ویمین ژانر: فیک چت، امگاورس، اسمات، کمدی نویسنده: آرنا
~i just wanna die~ (Persian Translation)▪(Yoonseok) ni sainayaoistuff
sainayaoistuff
  • WpView
    Reads 80,277
  • WpVote
    Mga Boto 16,055
  • WpPart
    Mga Parte 40
هوسوک ساعت ۳صبح یک پیام عجیب از یک ناشناس که میگه میخواد خودشو بکشه دریافت میکنه و سعی میکنه جلوشو بگیره...... Written by @arayofsunshine99
Virus Z : SOPE Version ni EbisuHiruko
EbisuHiruko
  • WpView
    Reads 10,899
  • WpVote
    Mga Boto 2,001
  • WpPart
    Mga Parte 18
+ فیلم کازابلانکا یه دیالوگ داره که میگه «ما هم برای عاشق شدن عجب وقتی گیر آوردیم! درست زمانی که تمام دنیا داره از هم می‌پاشه» این دقیقا حکایت من و توعه هوسوک... ~~~•••~~~•••~~~•••~~~ ویروس زِد کاپل: سپ ژانر: رمنس/اسمات/تخیلی‌زامبی‌محور وضعیت: پایان‌یافته تاریخ شروع: شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰ تاریخ پایان: جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱