I loved these
18 stories
CowBoy | Vkook | AU by evena202
evena202
  • WpView
    Reads 161,449
  • WpVote
    Votes 15,250
  • WpPart
    Parts 36
كابوى كيم، مرد عياش و قماربازى كه يكشنبه‌ شب‌هاى آخر هر ماهش توى كازينو و روی تخت‌ گرمش سپرى می‌شد، این بار طعمه‌ی جدید و بازنده‌ی میز و تختش رو پیدا می‌کنه؛ غافل از اینکه سِلوا قراره نفسش رو، روی تنش بند بیاره! ᤴ 𝖭𝖺𝗆𝖾: #Cowboy - پنجـشنبـه‌هـا ᤴ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Vkook ᤴ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Western, Smut, Romance ᤴ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: Sahel
Scatto | Vkook | Omegavers by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,569
  • WpVote
    Votes 263
  • WpPart
    Parts 2
𓂃𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨𓍯 ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟امگاورس، رمنس، درام، اسمات، امپرگ ⊹ نویسنده⤟ #Sadixen ⊹ خلاصه⤟ توی دنیایی که هر حرکت یک سوپرمدل می‌تونه میلیون‌ها دلار ارزش داشته باشه، جئون جونگوک بالاخره به بزرگ‌ترین نقطه‌ی زندگی حرفه‌ایش رسیده؛ کمپین جهانی فندی.❤️‍🔥 اما درست زمانی که دنیا موفقیتش رو جشن می‌گیره، زندگی شخصیش آروم‌ آروم از کنترل خارج می‌شه.❌️ رابطه‌ای که سال‌ها پشت درهای بسته پنهان مونده... رازهایی که هیچ‌کدوم برای فاش شدن آماده نیستن... و آینده‌ای که با هر تصمیم، غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر از قبل می‌شه. کیم تهیونگ همیشه فکر می‌کرد محافظت کردن یعنی تصمیم گرفتن. جونگوک اما می‌خواست برای اولین بار، خودش مسیر زندگیش رو انتخاب کنه. بین قراردادهای میلیون دلاری، رسوایی رسانه‌ها، بارداری‌ای که همه چیز رو تغییر می‌ده و عشقی که مرز بین محافظت و کنترل رو از بین برده... بعضی رازها قرار نیست برای همیشه پنهان بمونن.
I WISH - HopeMin - COMPLETED  by Moonlike_Rmy
Moonlike_Rmy
  • WpView
    Reads 101,547
  • WpVote
    Votes 17,894
  • WpPart
    Parts 28
خلاصه: هوسوک و جیمین هشت ساله که باهم ازدواج کردن و یه خانواده ی چهارنفره تشکیل دادن، اونا بیش از حد خوشبخت بودن ولی نویسنده چشم دیدن این خوشبختی رو نداشت و یه بلای آسمانی سرشون نازل کرد🥺 کاپل: هوپمین نویسنده: moonlike_Rmy ژانر: خانوادگی- برشی از زندگی - کمی فلاف🤔 شاید هم رمنس😃 اگر خدا بخواهد اسمات😐 چنل تلگرامی: @hopeminland
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 122,731
  • WpVote
    Votes 18,759
  • WpPart
    Parts 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
𝗟𝗜𝗔𝗥 | دروغگو by vkookland_82
vkookland_82
  • WpView
    Reads 445,247
  • WpVote
    Votes 36,100
  • WpPart
    Parts 43
𝑳𝒊𝒂𝒓🫀 جونگ‌کوک پسری ساده با قلبی مریض، بی‌خبر از اینکه اطلاعاتی در دست داره که می‌تونه مافیای ژاپن رو به هم بریزه. تهیونگ، رئیس بی‌رحم مافیای ژاپن، برای رسیدن به اون اطلاعات مجبور می‌شه به جونگ‌کوک نزدیک بشه و با قلب مریضش بازی کنه...اما در نهایت عاشق اون پسر میشه. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ «چطور میتونی بگی همش...دروغ بود؟» تهیونگ بدون نگاه کردن به جونگکوکی که تا چند ساعت پیش، مثل بت میپرستیدش، پک عمیقی به سیگارش زد. جونگکوک دستش رو روی قلبی که حالا تند تر از همیشه میکوبید گذاشت و بعد از مدت ها بلاخره قطره اشکی از چشمش پایین ریخت«چطور تونستی با..قلب مریضم بازی کنی؟» مرد با چشمهایی که حالا تاریک تر از هر وقت بودن به چراغ های توکیو خیره شده بود«بازی تموم شد حالا..حذف شدی.» ˢᵗᵃʳᵗ : ¹⁴⁰⁴/²/¹¹ - 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑹𝒂𝒉𝒂 - 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑺𝒎𝒖𝒕, 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 - 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 - 𝑰𝒏𝒔𝒕𝒂𝒈𝒓𝒂𝒎 𝑰𝑫: 𝒕𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82 - 𝑻𝒆𝒍𝒆𝒈𝒓𝒂𝒎: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82
Van Gogh was his god! • [Completed] by amaraaa_7
amaraaa_7
  • WpView
    Reads 97,851
  • WpVote
    Votes 15,920
  • WpPart
    Parts 45
•Name: Van Gogh was his god! •Couple: Vkook •Sub couple: Hopemin •Writer: Amara •Genre: Romance, Angst, smut •Channel: @papacita01 ~•Teaser: _چرا هیچ وقت از ته دلت نمیخندی؟ از اون لبخند‌هایی که به چشمات میرسن و برق خوشحالی رو توشون روشن میکنن! سرش رو تکون داد و از پنجره به زمستونی که سفره‌ی سفیدی و غم‌هاش رو روی سر شهر پهن کرده بود، خیره شد: _من تفاله‌های باقی مونده از تنهایی‌های یک نقاش دیوانه‌م... حاصل مرگ بی‌رحمانه‌ش توی تنهایی... چطور میتونم بخندم یا اشک بریزم وقتی فراموش کردم که چطوری باید زندگی کنم؟ من همه چیز رو فراموش کردم، دوست داشتن رو، فکر کردن، نقاشی کردن و حتی فریاد زدن... خیلی وقته مردم... مرده‌ها که لبخند نمیزنن!
ꜥꜤ Bloody Cigarettes ›› by Mehyrinth
Mehyrinth
  • WpView
    Reads 14
  • WpVote
    Votes 1
  • WpPart
    Parts 1
اجازه داد احساس نفس‌هاش به صورت جونگ‌کوک، موج جدیدی از انرژی رو وارد قلب و بدنش کنه. « خیلی مطمئن حرف می‌زنی، مثل چشم‌هات که مطمئن نگاه می‌کنه.» « چون می‌دونن چی می‌خوان.» ╭─── ⋆ ───╮ 𝑵𝒂𝒎𝒆 : 𝑩𝒍𝒐𝒐𝒅𝒚 𝑪𝒊𝒈𝒂𝒓𝒆𝒕𝒕𝒆𝒔 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑲𝒐𝒐𝒌𝑽 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆𝒔 : 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 • 𝑽𝒂𝒎𝒑𝒊𝒓𝒆 • 𝑺𝒎𝒖𝒕 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : 𝑴𝒆𝒉 𝑼𝒑 : 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅 ╰─── ⋆ ───╯
NEMESIS | VKOOK  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 275,908
  • WpVote
    Votes 30,384
  • WpPart
    Parts 39
NEMESIS - الهه ی انتقام سروان کیم، کارآگاه بخش جرایم خشن، کسی که سال‌ها دنبال یک قاتل سریالی می‌گشت، اما هرروز ازش دورتر می‌شد و توی پیدا کردنش شکست می‌خورد... درحالی‌که تنها چیزی که توش شکست خورده بود حرفه‌ی کاریش نبود... زندگیِ تاریک و سرد تهیونگ کیم و جونگکوک کیم؛ کسایی که یک روز عاشقانه زندگی مشترکشون رو شروع کردند، اما الان بعد از ده سال، تنها حضور هم رو توی خونه تحمل می‌کنند... چه چیزی باعث شد که زندگیشون نابود بشه؟ °•°•°•°• "کسی جز من... نباید دیوونه ات کنه... دیگه نمی‌خوام دست اون عوضی بهت بخوره... می‌خوام همش پاک شه... می‌خوام فقط لب های من روی بدنت کشیده بشه و فقط تو باشی که بوسه هات روی تنم می‌شینه..." ژانر: جنایی، اسمات، رازآلود نویسنده: samar & moonlike & razi کاپل: ویکوک زمان آپ: تمام شده-
Azazel | VKOOK - YOONMIN  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 29,275
  • WpVote
    Votes 2,580
  • WpPart
    Parts 36
𓂃𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥𓍯 تو! فرزند آدم! این شروع زندگی منه...زندگی اَزازِل! هیچوقت به آدمی، مشتی خاک سجده نکردم و نمی‌کنم. بلکه تک تک فرزندان آدم را، در آتش جهنم می‌سوزانم. به روستای هگنر خوش‌آمدید! ⊹ کاپل⤟ ویکوک، یونمین، سکرت. ⊹ ژانر⤟ گوتیک، جنایی، اسمات، درام، معمایی، انگست، مافیایی. ⊹ نویسنده⤟ #Monalisa
COLORS | VKOOK-HOPEMIN by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 533,713
  • WpVote
    Votes 58,016
  • WpPart
    Parts 61
رنگ ها🎨 دل بستن به کسی که تمام شهر دلداده‌ی اون بودند آسون نبود... پسری که با موهای بلند پرکلاغیش یک شبه از میون رویاهاش سر در آورده و حالا تمام هستی رو ازش گرفته بود! دل به کسی بسته بود که میون رنگ ها غلت می‌خورد، رد بدن برهنه‌اش رو روی بوم‌های سفید به جا می‌گذاشت و حالا اون رو به همخوابی روی بوم با بدن‌های برهنه و رنگی دعوت می‌کرد. " امشب این‌طوری با من می‌رقصی... با پاهای رنگی روی بوم" 🌈✨ writer: @Moonlike_Rmy couple: Vkook - Hopemin Genre: Secret