Mia__Seven
- OKUNANLAR 29,797
- Oylar 2,128
- Bölümler 24
کاپیتان طلایی که لقب معروف کیم تهیونگ که مردی بسیار جدی و منظمی بود که با وجود اینکه در ظاهر مردی کمی سرد بنظر میرسید اما در واقعیت اون چیزی نبود که نشون میداد !
سالها بعد از تلاش و سخت گیری هایی که به خودش برای اینکه موفق تر بشه ، با بدنساز محبوب و معروف کره جنوبی به اسم جئون جونگ کوک در پادگان آشنا شد .
پادگان ؟ درسته ! جونگ کوک بچه که بود آرزوی پلیس شدن داشت ولی با گذشت سالها میلش سرد شد اما نه خاموش !
پس تصمیم گرفت برای کمک کردن به سرباز ها و افسر ها به پادگان نظامی کره جنوبی بره که با فرمانده ایی بسیار جدی که زیباییش دل هر کسی رو میبرد، آشنا شد !
- جئون ! اینجا باشگاه خودت نیست که بیای با سربازا شوخی کنی ! اینجا پادگانه اگه نمیفهمی پس همین الان از پادگان برو بیرون !
+ کاپیتان کیم چرا انقد بد اخلاقی ؟
- باید به تو توضیح بدم؟
+ چرا انقد به خودت سختی میدی ؟ همه ما تحت فشاریم !
- برای من هنوز کافی نیست
+ نه ! فشاری که تو میکشی با فشاری که من میکشم یکیه ، فقط نیتش فرق داره !
- تو اولین و تنها کسی بودی که غم توی چشمام رو خوند ! کاش میتونستم برات مرد کامل تری باشم ولی هیچ وقت کافی نبودم!
+ تهیونگا ! وجودت کافی ترین چیزیه که میتونم داشته باشم !