یه روزی میخونم...ببینیم چی میشه
5 stories
My Sin[مای سین] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 1,509,522
  • WpVote
    Votes 133,927
  • WpPart
    Parts 52
Vkook [completed] -من از ماشینت سواری گرفتم کیم. -میتونستی با صاحبش انجام بدی جئون. ... -ازت خواستم بمونی. -اره ازم خواستی... اما قرار نیس خواسته هات رو براورده کنم. ... دو نفر. از دو خانواده ی متفاوت. پشت نقاب سادگیشون یک شیطان پرورش دادن. اما خب... کسی یادش نبود. اون دو شیطان هرشب باهم... میرقصن. ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ کاپل: تهکوک_ سپ_ نامجین و... ژانر:هیجانی_ عاشقانه_ روزمره_ +۱۸_ اسمات_ کمی بی دی اس ام( اما نه برای کاپل اصلی) ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ 《ایده برگرفته از فیلم اسپانیایی گناه من》...برخی اتفاقاتِ خیلییییی کم تا حدودی شبیه فیلمه ولی ۹۰ درصد از اتفاقات هم تخیل خود نویسندست. ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
Walsht_teakook by vandi_88
vandi_88
  • WpView
    Reads 6,889
  • WpVote
    Votes 631
  • WpPart
    Parts 16
چیمیشه اگر جونگکوکی که به پسرها گرایش نداره و دنبال دوست دختر باشه اشتباهی عکس نودشو بجای رفیقش به رئيس شرکت بزرگ مافیایی که توش کار میکنه بفرسته و رئیس شرکت کم کم بهش جذب بشه؟ بخشی از فیک: "این طرز نگاه کردن داره من و میکشه کیم! کنترلش کن!" _________________ "میتونم کاری کنم گرایشت تغییر کنه" ________________ "_منتظره ی مورد علاقت کجاست؟ +چشای تو" ________________ _ تو ...چیگفتی...؟ پسر کوچیکتر که کند شدن ضربان قلبشو حس میکرد انگار دنیا براش یه پایان تلخ در نظر گرفته بود حس میکرد دیگه راه نفس کشیدنی براش نمونده... _گفتم که. همش. دروغ. بود. و تیر خلاص به قلب پسر کوچیکتر زده شد.... _______________ 《 گاهی قلبت زودتر از عقلت می فهمد که به کسی وابسته شده ای 》 _________________________ ژانر: عاشقانه ، مافیایی ، کمدی تایم آپ : نامنظم کاپل اصلی: تهکوک کاپل های فرعی: نامجین ، یونمین نوع پایان : نامشخص
𝗺𝗶𝗻𝘁 || نعناع ||vkook by thshsam
thshsam
  • WpView
    Reads 57,995
  • WpVote
    Votes 6,403
  • WpPart
    Parts 31
enigma×enigma 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐢𝐜𝐚𝐥 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐲𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 -دیگه هیچوقت اجازه نمیدم که کسی حتی یه تارِ مویِ سرت رو کم کنه. حتی اگه مجبور باشم، کلِ این شهر رو به خاطرِ تو، با خاک یکسان کنم. جونگ‌کوک، انیگمای مافیایی که پدرخوانده‌ی سئوله، فکر می‌کرد یه دستیار مورد اعتماد پیدا کرده. کیم تهیونگ که خودش رو "بتا" معرفی کرده بود... ولی جونگ‌کوک یهویی متوجه رایحه‌ی عجیب و قدرت بالای این دستیار ساده می‌شه. اگه تهیونگ بتاست، پس چرا جونگ‌کوک هر شب بوی خون حس میکنه؟
Loser | لوزر ᵃᵘ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 3,963,968
  • WpVote
    Votes 421,101
  • WpPart
    Parts 142
| کامل شده | دوست‌دخترم نود اکسش رو برای من فرستاد، میخوای بدونی بعدش چیشد؟ • ویکوک آیو | چت استوری • کمدی، رقابتی، توییتر، زندگی روزمره، عاشقانه و اسمات! • به قلمِ حنان